پرسش
مطابق ماده۴۲۱ قانون آیین دادرسی کیفری و بند»ت « این ماده یکی از جهات رد دادرس اظهار نظر ماهوی قبلی در همان امر کیفری است با توجه به فلسفه وضع این ماده و موارد مندرج در آن در مواردی که دادیار یا بازپرس قبلا درباره موضوعی اقدام به اظهار نظر شکلی و ماهوی در قالب صدور قرار نهایی کرده و پرونده مختومه شده است و مجدد شاکی اقدام به طرح شکایت راجع به همان موضوع قبلی و پرونده به شعبه ای که قبلا اقدام به صدور قرار نهایی راجع به همان موضوع نموده ارجاع شود و موضوع و طرفین و شعبه و قاضی رسی دگی کننده در هر دو پرونده یکسان و واحد است، آیا از موارد صدور قرار امتناع از رسیدگی به استناد بند»ت « ماده۴۲۱ قانون آیین دادرسی کیفری است یا با توجه به این مقام قضایی در فرض رسیدگی در موضوع دوم صرفا مبادرت به صدور قرار موقوفی تعقیب به اعتبار امر مختوم خوا هد نمود که با فلسفه وضع ماده۴۲۱ قانون آیین دادرسی کیفری که همانا دوری از موضع تهمت و پرهیز از رسیدگی جانبدارانه و خروج از بی طرفی است منافاتی ندارد و نهایتا این موضوع از جهت رد دادرس محسوب نمی شود، قاضی شعبه می بایست مبادرت به رسیدگی و صدور قرار موقوفی ت عقیب به استناد اعتبار امر مختوم کند؟
پاسخ
اولا، نظر به این که بازپرس و دادیار در خصوص همان امر کیفری قبلا در قالب قرار منع تعقیب یا قرار جلب به دادرسی اظهار نظر ماهوی کرده است و بند »ت « ماده۴۲۱ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب۱۳۹۲ ،در این خصوص اطلاق دارد لذا بازپرس و دادیار )مقام تحقیق( در فرض سوال، باید به استناد بند مذکور و ماده۴۲۴ همان قانون، قرار امتناع از رسیدگی صادر .کند ثانیا، در فرض سوال، صدور قرار موقوفی تعقیب )به عنوان قرار نهایی شکلی( از موارد اظهارنظر ماهیتی محسوب نمی شود؛
بنابراین موضوع از شمول بند»ت « ماده۴۲۱ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب۱۳۹۲ .خارج است