## رای دادگاه بدوی در مورد دعوی آقای ن.خ. با وکالت آقایان ح.ق. و الف.خ. به‌طرفیت شرکت الف. و آقای م.م. با وکالت آقای ب.الف. به‌خواسته فسخ اجاره و تخلیه ید خواندگان از یک باب آپارتمان مورد اجاره بدلیل انتقال به غیر پلاک ثبتی ... بخش 2 تهران موضوع سند اجاره 1359/7/1 و دعوی جلب ثالث آقای ن.خ. با وکالت آقای الف.خ. به‌طرفیت آقای س.م. و شرکت الف. به‌خواسته جلب ثالث در پرونده کلاسه 920722، دادگاه با عنایت به اینکه دعوی متوجه خوانده ردیف اول دعوی اصلی نمی‌باشد، مستندا به بند 4 ماده 84 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، قرار رد دعوی نسبت به ایشان صادر و اعلام می‌گردد در مورد خوانده ردیف دوم و مجلوب ثالث، دادگاه با عنایت به اینکه به‌موجب مفاد صورت‌جلسات اجرای قرارهای تحقیق و معاینه محلی، انتقال منافع و حقوق صنفی و کسبی به شخص غیر از طرف مستاجر اولیه، محرز نگردیده و دلیلی بر انتقال غیر ارایه نشده است و مفاد گواهی گواهان تعرفه شده خواهان نیز بصورت قطع و یقین مثبت امر نمی‌باشد؛ مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و ماده 19 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356، حکم به بطلان دعوی و بی‌حقی خواهان صادر و اعلام می‌گردد. رای دادگاه حضوری، ظرف مدت 20 روز پس از ابلاغ، قابل تجدید‌نظر‌خواهی در محاکم محترم تجدید‌نظر استان تهران می‌باشد. دادرس شعبه 30 دادگاه عمومی حقوقی تهران - مداحی ## رای دادگاه تجدیدنظر استان دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 9309970229000191 مورخه 1393/3/31 صادره از شعبه 30 دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر بطلان دعوی تجدیدنظرخواه ن.خ. با وکالت الف.خ. به‌خواسته تخلیه یک باب آپارتمان به پلاک ثبتی ... واقع در بخش 2 تهران موضوع اجاره نامه عادی مورخه 1359/7/1 به‌لحاظ انتقال به غیر اشعار دارد، مآلا موافق قانون و مقررات موضوعه بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد نبوده و مستوجب نقض آن نمی‌باشد. زیرا که اولا: هرچند یکی از موارد فسخ قرارداد اجاره و تخلیه عین مستاجره، انتقال عین مستاجره از ناحیه مستاجر به شخص ثالث می‌باشد، لیکن انتقالی مد‌نظر مقنن بوده که عین مستاجره عملا از تصرف و اختیار مستاجر سابق خارج و در تصرف شخص ثالث قرار گرفته باشد و آن شخص از منافع عین مستاجره استیفاء منفعت نموده باشد. این در حالیست که در دوسیه مطمح نظر، حضور س.م. در عین مستاجره نه بعنوان مستاجر و متصرف، بلکه در راستای قرارداد مورخه 1392/1/28 به شماره 3/92 بوده که بموجب قرارداد مذکور س.م. مبادرت به فروش عمده مانتو به شرکت الف. نموده و محل اجرای قرارداد، بنابر توافق متعاملین آن، در آدرس خریدار که همانا محل مورد ترافع می‌باشد، قرار داده شده‌است و این قرارداد موجب خروج عین مستاجره از تصرف مستاجر سابق نگردیده و بحث انتقال منتفی می‌باشد. ثانیا: تجدیدنظرخواه دلیل و مدرک موجهی که حاکی از احراز تخلف مستاجر باشد، به دادگاه ارایه ننموده است. از این‌رو دادنامه تجدیدنظرخواسته که بر همین اساس صادر گردیده، خالی از هر‌گونه ایراد و اشکالی بوده و دادگاه ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی، مستندا به قسمت اخیر ماده 358 از قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، دادنامه معترض‌عنه را تایید و استوار می‌نماید. رای صادره حضوری و قطعی است. رییس و مستشار شعبه 18 تجدیدنظر استان تهران امانی شلمزاری - کریمی فهرست دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان نقد رای