رأی دادگاه بدوی در این پرونده آقای ر.د. به وکالت از خانم ب.د. و آقای ر.پ. و آقای ن.پ. به طرفیت آقای گ.پ. و آقای ح.الف. که خوانده ردیف دوم آقای س.ش. را به عنوان وکیل خود به دادگاه معرفی نموده است؛ دادخواست صدور حکم بر بطلان و اعلام بی‌اعتباری واگذاری و معامله یک دستگاه آپارتمان به پلاک ثبتی شماره ... فرعی از ... اصلی واقع در بخش 11 تهران و نیز ابطال و بی‌اعتباری رهن مقرر ضمن معامله باطله فوق الذکر، نسبت به موضوع و متعلق حق موکلین و مطالبه خسارات غرامت ناشی از دادرسی، هرکدام مقوم به پنجاه میلیون و یکصد هزار ریال تقدیم و توضیح داده است که: «مرحوم ه.پ. مورث موکلین در تاریخ 1390/2/13 فوت نموده و پس از فوت آن مرحوم، کلیه ماترک از جمله آپارتمان موصوف قهرا و مشاعا به وراث منتقل نموده، ولی بعدا موکلین مطلع گردیدند که مدتی پس از فوت مرحوم، خوانده ردیف اول با استفاده از وکالت نامه مورخ 1375/6/6 در دفترخانه ... تهران، با اعطای وکالت مع‌الواسطه فاقد اثر به دیگری، اقدام به واگذاری و انتقال تمامی آپارتمان موصوف به خوانده ردیف دوم نموده است و ضمن تنظیم سند رسمی، ملک مزبور را در رهن خوانده ردیف دوم قرار داده است و همچنین متعاقبا دادخواست جلب ثالث مبنی بر 1-ابطال و بی‌اعتباری وکالتنامه تفویض شماره ... مورخ 1390/3/31 دفترخانه شماره ...، 2- ابطال و بی‌اعتباری سند مورخ 1390/5/20 تنظیمی بین خواندگان و 3-ابطال و بی اعتباری سند رسمی متضمن معامله و رهن باطله آپارتمان موصوف در دعوای اصلی به طرفیت آقای ب.ب. و خواندگان دعوای اصلی را تقدیم نموده و در جلسه دادرسی 1392/12/10 وکیل خواهان‌ها در بیان جهات و دلایل خود اظهار داشته است که با عنایت به ادعای اخیر، خوانده که ناقل رسمی آپارتمان ابتیاعی آقای ب.ب. می‌باشد و این معامله از طریق ایشان صورت پذیرفته، همچنین به جهت لزوم حضور آقای ب.ب. به جهت رسیدگی و تعیین تکلیف در خصوص این دعوی و ارائه موارد لازم و توضیحات در خصوص نحوه و رابطه وکالتی نسبت به آقای گ. و نیز اثبات و احراز واقع و تقویت و اثبات این دعوی، تقاضای جلب ثالث ب.ب. را نموده‌اند. علی‌ایحال نظر به مراتب و صرفنظر از توضیحات خواهان اصلی و جالب‌ثالث در دادخواست‌های تقدیمی و دفاعیات خواندگان در جلسات دادرسی، اولا: نظر به اینکه وکیل دادگستری صرفا در راستای وکالت اعطائی از سوی موکل حق ورود و دفاع دارد، ثانیا: در پرونده اصلی ملاحظه می‌شود که وکیل خواهان‌ها مع‌الواسطه با وکالت مدنی آقای ح. که از سوی خانم ب. و آقای ر. و آقای ن. وکالت داشته است، به وکیل حاضر وکالت داده است و در وکالتنامه‌های اعطایی به آقای ح. صرفا نمایندگی مراجعه به دادگستری و اقامه و طرح هر گونه دعوی اعطا شده‌است که با عنایت به نص صریح ماده 35 و تبصره 2 از قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، مورد وکالت علی‌الخصوص وکالت در جلب شخص ثالث و دفاع از دعوی شخص ثالث، می‌بایست در وکالتنامه تصریح گردد. از آنجایی که موکلین وکیل مع‌الواسطه (مدنی) در وکالت های اعطایی به این موضوع اشاره ننموده و چنین اختیاری به وکیل خود نداده‌اند، فلذا وکیل مدنی نیز چون فاقد صلاحیت و اعطای وکالت در موضوع جلب ثالث بوده‌است، نمی‌تواند به دیگری این اختیار را تفویض کند. علی‌ایحال وکیل دادگستری نیز فاقد این سمت و اختیار می‌باشد، لذا با این وصف، طرح دعوی جلب ثالث قابلیت استماع را ندارد و ایضا دعوای اصلی نیز چون به طور صحیح طرح نگردیده و ب.ب. به عنوان منتقل‌الیه، طرف دعوی قرار نگرفته‌است، مسموع نمی‌باشد، معذلک دادگاه عنایتا به مراتب و مستندا به ماده 2 و 35 و تبصره ذیل ماده أخیرالذکر از قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، قرار عدم استماع هر دو دعوی را صادر می‌نماید. رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد. رئیس شعبه 103 دادگاه عمومی حقوقی تهران - قلی پور رأی دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ب.د. و آقایان 1-ن.ب. 2-ر.پ. با وکالت آقای ر.د. نسبت به دادنامه شماره 9309970011000321 مورخ 1393/4/29 صادره از شعبه 103 دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی عدالت تهران که به موجب آن قرار عدم استماع دعاوی به‌خواسته: 1- رسیدگی و صدور حکم مبنی بر بطلان و اعلام بی‌اعتباری واگذاری و معامله یک دستگاه آپارتمان به پلاک ثبتی شماره ... فرعی از ... اصلی واقع در بخش 11 تهران و سپس ابطال و بی‌اعتباری رهن مقرر ضمن معامله باطله فوق‌الذکر، نسبت به موضوع و متعلق حق موکلین به این استدلال که دعوی اصلی بطور صحیح طرح نگردیده و آقای ب.ب. به عنوان منتقل‌الیه طرف دعوی قرار نگرفته است. 2- دادخواست جلب ثالث مبنی بر ابطال و بی‌اعتباری وکالتنامه تفویض شماره ... مورخ 1390/3/31 صادره از دفترخانه ... و ابطال و بی‌اعتباری سند رسمی متضمن معامله و رهن باطله آپارتمان موصوف با این استدلال که در وکالتنامه‌های اعطایی از ناحیه خانم د. و آقایان ب. و پ. به آقای ح.ب. صرفا نمایندگی مراجعه به دادگستری و اقامه و طرح هرگونه دعوی اعطاء شده است، که با عنایت به نص صریح ماده 35 و تبصره 2 از قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، مورد وکالت علی الخصوص وکالت در جلب شخص‌ثالث و دفاع از دعوی شخص‌ثالث باید در وکالتنامه تصریح شود و از آنجائی که موکلین چنین اختیاری به وکیل خود نداده‌اند، لذا مشارالیه نمی‌تواند به دیگری این اختیار را تفویض نماید و وکیل دادگستری نیز فاقد این سمت و اختیار می‌باشد؛ بانضمام کلیه خسارات دادرسی صادر و اعلام گردیده است، مخالف قانون و مقررات موضوعه بوده و به شرح لایحه اعتراضیه مستوجب نقض می‌باشد. زیرا در خصوص رد استدلال اول باید گفت که آقای ب.ب. پیرو وکالتنامه شماره ... مورخ 1375/6/6 دفترخانه ... تهران و تفویض وکالت شماره ... مورخ 1390/3/31 دفترخانه ... تهران وکالتا از ناحیه فروشنده مرحوم ه.پ. ذیل مبایعه‌نامه عادی مورخ 1390/5/20 را امضاء کرده است که چون وکیل بوده، نیازی به قید اسم نامبرده به عنوان منتقل‌الیه نبوده است و از طرفی نام آقای ک.ب. به عنوان منتقل‌الیه طرف دعوی قرار گرفته است و در خصوص رد استدلال دوم باید اظهار داشت خواهان‌های دعوی با حق توکیل به غیر طبق وکالتنامه‌های اعطایی به آقای.ح، حق هرگونه اقدام قانونی که از جمله حق طرح و اقامه هرگونه دعوی اعم از کیفری و حقوقی علیه هر شخص حقیقی و حقوقی را اعطاء نموده‌اند و همچنین در ظهر وکالتنامه‌های اعطایی نامبردگان تمام اختیارات راجع به امر دادرسی و با ذکر تمام اختیارات مندرج در مواد 36 و 35 و 30 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی را به آقای ح.ب. اعطاء نموده‌اند و ضرورتی ندارد که در وکالتنامه اولیه وکیل، این اختیارات تصریح شده باشد. علی‌ایحال دادگاه به‌استناد قسمت اخیر از ماده 353 از قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، ضمن نقض قرار معترض‌عنه پرونده را جهت ادامه رسیدگی ماهوی به دادگاه محترم بدوی اعاده می‌نماید. رأی صادره قطعی است. رئیس و مستشار شعبه 10 دادگاه تجدیدنظر استان تهران امی - مداح فهرست دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان نقد رأی