## رای خلاصه جریان پرونده
آقای م.ع. به وکالت از آقای الف.ث. دادخواستی به طرفیت آقای ی.ق. به خواسته الزام به تحویل مبیع که عبارت است از پنجاه تن شالی دمسیاه مقوم به پنجاه میلیون و یکهزار ریال وخسارات دادرسی از جمله حقالوکاله، تقدیم محاکم عمومی نموده و چنین توضیح داده است که: موکل به استناد قرارداد تنظیمی با خوانده مقدار پنجاه تن شالی دم-سیاه را از قرار هر کیلو هزار تومان از خوانده خریداری نموده و موکل مبلغ بیست و پنج میلیون تومان را نقدا پرداخت کرده و در قرارداد هم ذکر شده است خوانده و پدرش هم ذیل قرارداد را امضاء کردهاند و در قرارداد قید شده هنگام تحویل مبیع به خواهان بقیه ثمن معامله پرداخت شود اما تاکنون با مراجعات متعدد به خوانده از تحویل مبیع امتناع نموده در حالیکه موکل آماده است با تحویل مبیع باقی ثمن معامله که بیست و پنج میلیون تومان میباشد بپردازد و رسیدگی طبق خواسته مورد استدعاست پرونده به شعبه دوم دادگاه حقوقی ارجاع گردیده و شعبه مزبور با تعیین وقت طرفین را برای رسیدگی دعوت کرده در وقت مقرر وکیل خواهان حضور یافته و لایحهای نیز تقدیم نموده و اظهارداشته که دعوی و دلایل به شرح مندرج در دادخواست و لایحه ابرازی میباشد. وکیل خوانده حضور نیافته لکن از ناحیه وی لایحهای ارسال گردیده که در آن لایحه بیان داشته: بنابه اظهارات موکل دادخواست مطروحه از جانب خواهان به ناحق بوده و ایشان هیچگونه طلبی از بابت تحویل پنجاه تن شالی دمسیاه ندارد و بیعنامه ارایه شده از سوی خواهان جعلی بوده و به هیچ وجه موکل در سال هشتاد و نه شالی نفروخته و این بیعنامه که خواهان محترم آنرا ارایه کرده برگه سفید امضا میباشد که موکل در سال 82 جهت مبلغی پول به ایشان داده بوده و بدهکاریش را نیز در همان سال تا پایان سال 83 پرداخت نموده و برگ سفید امضاء موکل نزد ایشان باقی مانده بوده و مراجعات مکرر جهت اخذ آن برگه سفید امضاء مثمر ثمر واقع نشده و به بهانههای فراوان از تحویل آن برگه سفید امضاء و یک فقره چک به مبلغ بیست و پنج میلیون تومان طفره رفته تا اینکه مبادرت به طرح دادخواست مطالبه طلب به مبلغ بیست و پنج میلیون تومان به استناد همان چک امانتی نموده که منجر به صدور حکم بر بیحقی ایشان صادرگردیده و در آن پرونده ایشان مدعی خرید گندم بوده و اینک با پر نمودن برگه سفید امضاء در صدد تحویل پنجاه تن شالی از موکل میباشد تقاضای رسیدگی و صدور حکم بر بی-حقی خواهان را نموده است شخص خوانده در دادگاه حاضر و اظهار نموده که قرارداد را قبول ندارد متن آن جعلی است و در سال 82 در زیر برگ سفید از وی امضاء گرفتهاند امضاء از خود اوست و متن آن جعلی میباشد و امضای او هم بابت صد تن سلف گندم بوده نه شالی و اساسا معامله شالی در بین نبوده [و] اگر اصل نوشته را بیاورد درخواست ارجاع به کارشناس را دارد. دادگاه خطاب به وکیل خواهان، که اصل قرارداد را ارایه دهید، پاسخ داده اصل قرارداد به سرقت رفته و پرونده کیفری در دادسرا در شعبه دوم دادیاری مطرح می-باشد. سرانجام دادگاه برابر دادنامه شماره 0222-3/3/91 ادعای وقوع چنین معاملهای را مردود و بیاساس دانسته و به استناد مفاد مواد 96 و 217 و 219 از قانون آیین دادرسی مدنی قرار ابطال دادخواست خواهان را صادرکرده است پس از ابلاغ دادنامه و قطعیت آن وکیل خواهان از آن فرجامخواهی کرده و پس از تبادل لوایح پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است.هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهند:
## رای شعبه دیوان عالی کشور
با توجه به مندرجات پرونده دادنامه شماره 00222-3/3/91 صادره از شعبه دوم دادگاه حقوقی دارای ایراد میباشد از این جهت که دادگاه پس از احراز عدم کفایت دلایل اقامه شده از ناحیه خواهان برای اثبات دعوی میبایست بر اساس موازین فقهی ( ازجمله فتوای حضرت امام ره درج 2 تحریرالوسیله ص417 مسیله یک ) خواهان را به داشتن حق استحلاف مطلع نماید بدینصورت که او میتواند درخواست قسم شرعی دایر بر عدم مدیونیت خوانده نسبت به خواهان نماید و پس از اتیان سوگند آنگاه مبادرت به صدور رای بر برایت مدعیعلیه کند و چنین اقدامی از ناحیه دادگاه صورت نگرفته علی هذا رای فرجامخواسته مخدوش و با نقض آن پرونده برای رسیدگی مجدد و صدور رای مقتضی به همان شعبه صادرکننده رای اعاده میگردد.
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رای
تکلیف دادگاه در فرض عدم کفایت ادله اثبات دعوا
۹۱۰۹۹۷۰۹۰۷۸۰۰۴۶۷ · ۱۳۹۱/۰۳/۰۳ · شعبه دیوان عالی کشور · شعبه ۱ دیوانعالی کشور
چکیده: در صورت عدم کفایت ادله اثبات دعوا، دادگاه مکلف است خواهان را نسبت به حق استحلاف مطلع نموده و پس از سوگند خوانده به عدم مدیونیت، حکم بر بیحقی صادر کند.
عنوان:
تکلیف دادگاه در فرض عدم کفایت ادله اثبات دعوا
پیام:
در صورت عدم کفایت ادله اثبات دعوا، دادگاه مکلف است خواهان را نسبت به حق استحلاف مطلع نموده و پس از سوگند خوانده به عدم مدیونیت، حکم بر بیحقی صادر کند.
مواد قانونی مرتبط
۰ موردارجاع صریحی به مادهای از قوانین موجود یافت نشد.