## رای خلاصه جریان پرونده به موجب دادنامه شماره 930971118401645-92/12/12 صادره از شعبه 101 دادگاه عمومی (جزایی) سابق بخش خ. آقای م. گ. فرزند ع. به جرم ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به خانم ز. ش. فرزند ح. منتهی به شکستگی بینی شاکی که التیام یافته است مستندا به مواد 462 و بند الف ماده 488 و 593 قانون مجازات اسلامی به پرداخت یک دهم دیه کامل ظرف یک سال از تاریخ وقوع جرم و مستندا به ماده 614 قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) و درجه 6 ماده 19 و بند پ ماده 38 قانون مجازات اسلامی از لحاظ جنبه عمومی جرم با رعایت تخفیف به تحمل سه ماه حبس تعزیری محکوم شده و در مورد شکایت وی علیه آقای س. ش. و خانم س. ع. دایر بر ایراد ضرب و جرح عمدی حکم برایت مشتکی‌عنها صادر شده است. وکیل محکوم‌علیه نسبت به دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی کرده که به موجب دادنامه شماره 949971515900008-94/1/7 صادره از شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران در مورد تجدیدنظرخواهی وی نسبت به محکومیت به پرداخت دیه به لحاظ اینکه میزان دیه مورد حکم کمتر از خمس کامله بوده و با توجه به قطعیت حکم قرار رد تجدیدنظرخواهی صادر شده در مورد محکومیت از نظر جنبه عمومی جرم با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته در این بخش تایید شده و درخصوص تجدیدنظرخواهی وی نسبت به برایت تجدیدنظرخواندگان از اتهامات فحاشی و ورود به عنف چون مشارالیهما صرفا از اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی تبریه شده‌اند و دادگاه نخستین درخصوص بزه‌های یاد شده نفیا یا اثباتا اظهارنظر نکرده و حکمی در این خصوص صادر نشده دادگاه تجدیدنظر خود را مواجه با تکلیف ندانسته است. محکوم‌علیه یک بار نسبت به دادنامه صادره تقاضای اعاده دادرسی نموده که تقاضای وی به موجب دادنامه شماره 9409970909501054-94/5/28 صادره از شعبه چهلم دیوان عالی کشور رد شده است مشارالیه مجددا به استناد بند «ج»; ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری نسبت به حکم صادره درخواست اعاده دادرسی نموده و با ارایه تصویر گواهی پزشکی شاکیه که به حکایت آن شکستگی بینی مشارالیها التیام یافته است و تصویر گواهی پزشکی و رای شماره 1690--‌--‌920-92/12/21 شعبه 101 دادگاه عمومی (جزایی) بخش خ. در پرونده‌ای دیگر در لایحه تقدیمی به طور اختصار اظهار داشته اینجانب به اتهام ایراد ضرب و جرح و شکستگی بینی خانم ز. ش. که صحیح التیام یافته محکوم به پرداخت یک دهم دیه کامل شدهام درصورتی که طبق ماده568قانون مجازات اسلامی مصوب سال92 که در زمان صدور دادنامه حاکمیت داشته دیه شکستگی عضوی که دیه مقرر دارد و بدون هیچ عیب و نقصی درمان شده چهار بیست وپنجم دیه آن عضو می‌باشد و همین دادگاه در دادنامه شماره 1690--‌--‌920-92/12/21 در مورد ایراد ضرب و جرح منجر به شکستگی بینی که صحیحا التیام یافت متهم را به چهار درصد دیه کامل محکوم کرده است. ماده 614 قانون مجازات اسلامی نیز که به استناد آن محکوم به حبس شده‌اند مربوط به جایی است که ضرب و جرح موجب نقص عضو گردد بنابراین حکم صادره برخلاف ماده 568 و 614 قانون مجازات اسلامی است و بیشتر از مجازات قانونی علیه اینجانب حکم صادر شده و در دادگاه تجدیدنظر هم به آن توجهی نشده است. پرونده به شعبه چهلم دیوان عالی کشور ارجاع گردید و مورد بررسی قرار گرفت.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای عبدالمحمد خالصی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حمیدرضا محمدباقری دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر صدور رای شایسته موافق موازین قانونی مورد تقاضا می‌باشد درخصوص دادنامه شماره 9409971515900008-94/1/7 راجع به اعاده دادرسی مشاوره نموده چنین رای می‌‌‌‌‌‌دهد: ## رای شعبه دیوان عالی کشور استناد متقاضی اعاده دادرسی به ماده 568 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 در مورد میزان دیه شکستگی بینی که بدون عیب و نقص اصلاح شده صحیح نمی‌باشد زیرا اولا با توجه به ذیل ماده مذکور و ماده 593 همین قانون چون درباره شکستگی استخوان بینی مقررات خاص جداگانه تعیین شده موجبی جهت استناد به ماده 568 مزبور وجود ندارد ثانیا میزان دیه‌ای که طبق ماده 593 مرقوم درباره متقاضی اعاده دادرسی مورد حکم قرار گرفته یعنی یک دهم دیه کامل کمتر از میزان دیه مقرر در ماده 568 یعنی 4/25 (چهار بیست و پنجم) دیه کامل است ثالثا میزان چهاردرصد دیه کامل انسان بابت شکستگی استخوان بینی که بدون فساد بهبود یافته مندرج در تصویر رای شماره 9209971118401690-92/12/21 شعبه 101 دادگاه عمومی (جزایی) بخش خ. که به عنوان مستند درخواست اعاده دادرسی ارایه گردیده مبنی بر اشتباه بوده و با هیچیک از دو ماده یاد شده انطباق ندارد و رای اشتباه نمی‌تواند مستند اعاده دادرسی برای دادنامه دیگر قرار گیرد لذا درخواست اعاده دادرسی محکوم‌علیه در این بخش با هیچیک از بندهای ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری انطباق ندارد و مستندا به قسمت اخیر ماده 476 همین قانون قرار رد آن صادر می‌شود. در مورد محکومیت متقاضی اعاده دادرسی به سه ماه حبس تعزیری نیز اظهارات وی در این خصوص که مقررات ماده 614 قانون مجازات اسلامی را منحصر به موارد ایراد ضرب و جرح منتهی به نقص عضو دانسته است خلاف ماده مذکور بوده و وارد به نظر نمی‌رسد لیکن نظر به اینکه دادگاه با استناد به کیفیات مخففه مجازات حبس محکوم‌علیه را به سه ماه تقلیل داده این امر با توجه به بند 2 ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین و رای وحدت رویه شماره 642-78/9/9 هیات عمومی دیوان عالی کشور صحیح به نظر نمی‌رسد زیرا طبق رای وحدت رویه یاد شده چنانچه نظر دادگاه به تعیین مجازات کمتر از 91 روز حبس باشد می‌بایستی حکم به جزای نقدی بدهد لذا درخواست اعاده دادرسی محکوم‌علیه در این بخش با قسمت اخیر بند «چ»; ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری منطبق بوده و با پذیرش تقاضای وی در این قسمت رسیدگی مجدد به شعبه هم‌عرض دادگاه صادرکننده حکم قطعی ارجاع می‌گردد. شعبه 40 دیوان عالی کشور - رییس و عضو معاون عبدالمحمد خالصی - محمد بارانی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رای