## رای خلاصه جریان پرونده
به موجب دادنامه شماره 1258- ۱۳۹3/10/23 شعبه 104 دادگاه عمومی جزایی س. آقایان ع. و ن. شهرتین م. و م. ز. و الف. الف. و ع. و ش. با وکالت آقای م.الف. به اتهام افتراء نسبت به شاکی و مستندا به ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری رای بر برایت صادر شده است و به موجب دادنامه شماره 159- ۱۳۹4/3/3 شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان ک. دادنامه بدوی نقض و با استناد به ماده 697 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 هر یک از متهمان به تحمل یک سال حبس که نیمی از آن به مدت دو سال تعلیق شده، محکوم شدهاند .آقای ع. ل. وکیل دادگستری به وکالت از محکومعلیهم ضمن پرداخت هزینه دادرسی و با ارسال لایحه به دیوان عالی کشور ، مستندا به بند 6 ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری خواستار اعاده دادرسی گردیده است و در توضیح بیان نموده که: 1- بند 6 ماده 272 به لحاظ عدم تناسب جرم با کیفر 2- مردود بودن آقای م. ه. قاضی مرحله بدوی از نظر قانونی به لحاظ اظهارنظر وی با دستور جلب به دادرسی و مجاز نبودن به اظهارنظر در مرحله تجدیدنظر 3- جرم افترا (بر فرض وقوع) در تاریخ ۱۳۹1/12/15 بوده و این تاریخ قبل از لازم الاجراء شدن قانون مجازات اسلامی سال 1392 میباشد و باید به قانون وصول برخی از درآمدهای دولت استناد میشد و این مهم مد نظر قرار نگرفته است . 4- حق تظلمخواهی که حق هر ایرانی است از موکلین من سلب شده و به اتهام تظلمخواهی محکوم به مجازات افتراء شده اند . 5- موکلین بیش از پنجاه سال سن دارند ولی از مجازاتهای جایگزین حبس در مورد آنان استفاده نشده و کیفر متناسب با جرم نیست. پرونده ، پس از ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور ، در مورخ ۱۳۹4/3/19 به این شعبه ارجاع گردیده است و به شرح آتی اظهارنظر و اتخاذ تصمیم مینماید. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای سید مجتبی قرشی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد :
## رای شعبه دیوان عالی کشور
تقاضای آقایان ع. و ن. م. و م. ز. و الف. الف. با وکالت آقای ع. ل. مبنی بر تجویز اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره 159- ۱۳۹4/3/3 صادر شده از شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان ک. موجه میباشد زیرا با صرف نظر از وجود جهات رد قانونی جهت اصدار رای توسط آقای م. ه. در دادگاه تجدیدنظر استان ک. به لحاظ اظهارنظر ماهوی ایشان در جایگاه ریاست شعبه 104 دادگاه جزایی س. در دادنامه شماره 569- ۱۳۹3/5/11 (موضوع بند د ماده 46 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری) با توجه به این که عمل محکوم علیهم شکایت به مرجع قضایی بوده و بر فرض عدم توانایی در اثبات ادعای خود به لحاظ این که اقدام آنان بر اساس تکلیف قانونی و فاقد عنصر معنوی خاص چنین جرمی بوده از مصادیق افتراء و جرم نبوده و منطبق با بند چ ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری میباشد. بنابراین با استناد به ماده 476 قانون مذکور ضمن تجویز اعاده دادرسی نسبت به دادنامه مذکور ، پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه همعرض دادگاه صادر کننده حکم قطعی ارجاع مینماید.
رییس و عضو معاون شعبه 33 دیوان عالی کشور
محمد نیازی - سید مجتبی قریشی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رای
طرح شکایت کیفری و تحقق افترا
۹۴۰۹۹۷۰۹۱۰۶۰۰۶۶۸ · ۱۳۹۴/۰۵/۲۵ · شعبه دیوان عالی کشور · شعبه ۳۳ دیوانعالی کشور
چکیده: صرف طرح شکایت کیفری و عدم اثبات ادعای شاکی، مصداق بزه افترا نیست.