## رای خلاصه جریان پرونده حسب محتویات آقای ی. ن. به اتهام قتل غیرعمدی ناشی از عدم رعایت نظامات در ماه حرام نسبت به مرحوم ن. س. با تقصیر به میزان سی درصد به پرداخت سی درصد دیه کامل مرد مسلمان و به اضافه سی درصد یک سوم دیه کامل مرد مسلمان درحق اولیاءدم و پرداخت سه میلیون ریال جزای نقدی و پرداخت دویست برابر حداقل مزد روزانه یک کارگر طی دادنامه شماره 1395900-1390/12/24 صادره از شعبه 1046 دادگاه عمومی جزایی تهران محکوم شده است و سپس طی دادنامه شماره 309930-93/6/5 اصلاحی همان شعبه میزان تقصیر محکوم‌علیه از سی درصد به هفتاد درصد و میزان پرداخت دیات از سی درصد به هفتاد درصد اصلاح شده است و سپس از تجدیدنظرخواهی به شرح دادنامه صدرالذکر دادنامه صادره تایید و استوار گردیده است وکیل مشارالیه طی لایحه‌ای تقاضای تجویز اعاده دادرسی نموده است و چنین توضیح داده است که سپس از قطعیت حکم نسبت به موکل که تقصیر وی سی درصد اعلام شده بود و بر مبنای آن به دیه و مجازات محکوم شده بود صدور رای اصلاحی مبنی بر اعلام تقصیر موکل از سی درصد به هفتاد درصد اصلاح در حکم مقرر در ماده 309 قانون آیین دادرسی مدنی محسوب نیست بلکه تغییر در ماهیت دادنامه صادره قطعی است که هم برخلاف قانون و هم تخلف انتظامی برای قضات است و دادگاه فارغ از رسیدگی بوده و نمی‌توانسته در آن دخل و تصرف نماید که متاسفانه در دادگاه تجدیدنظر نیز تایید گردیده است و دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر مرتکب اشتباه شده‌اند و از جهت مذکور تقاضای اعاده دادرسی کرده است.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای علی اکبری عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای فریبرز لشکری دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نظر به عدم انطباق درخواست وکیل متقاضی با موارد قانونی اعاده دادرسی دارم و اتخاذ تصمیم مقتضی دارم درخصوص دادنامه شماره 1192-93/9/17 مشاوره نموده چنین رای می‌‌‌‌‌‌‌دهد: بر اساس دادنامه شماره 901395-90/12/24 شعبه 1046 دادگاه عمومی جزایی تهران آقای ی. ن. به اتهام قتل عمدی مرحوم ن. س. ناشی از عدم رعایت نظامات دولتی کار به پرداخت سی درصد دیه کامل مرد مسلمان درحق اولیاءدم و همچنین پرداخت مبلغ سه میلیون ریال جزای نقدی و به علت عدم رعایت مقررات کار در کارگاه به پرداخت دویست برابر حداقل مزد روزانه یک کارگر محکوم شده است با واخواهی محکوم‌علیه دیگر جواد حکاکی نسبت به رای محکومیت خود که به پرداخت 20٪ دیه کامل محکوم گردیده بود به موجب دادنامه شماره 921104-92/12/5 همین دادگاه با پذیرش واخواهی و نقض دادنامه قبلی رای برایت وی صادر می‌گردد. و سپس به موجب رای اصلاحی شماره 930409-93/6/5 همین دادگاه اعلام شده که چون به موجب اخذ نظریه هیات سه نفره کارشناسی ج.ح. فاقد مسیولیت تشخیص داده و میزان تقصیر آقای ی. ن. به میزان 70 درصد و آقای ج. س. به میزان 30 درصد اعلام گردیده محکومیت آقای ی. ن. در پرداخت دیه را از 30% به 70% افزایش داده است و با تجدیدنظرخواهی، پرونده در شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان تهران مطرح شده است و این شعبه با صدور دادنامه شماره 931192-93/9/17 با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه صادره را مورد تایید قرار داده است. وکیل محکوم‌علیه در یک نوبت تقاضای اعاده دادرسی نموده بود که به موجب دادنامه شماره 940341-94/2/19 شعبه چهلم دیوان عالی کشور تقاضای مزبور رد شده است. وکلای محکوم‌علیه با تقدیم درخواستی مجدد به دیوان عالی کشور که به این شعبه ارجاع شده است تقاضای اعاده دادرسی نموده است و پس از شرح ماوقع پرونده اعلام داشته که با توجه به مخدوش بودن دادنامه صادره از این جهت که دادگاه محدوده ماده 309 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی را رعایت ننموده است و از این جهات تقاضایی با بند چ ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری جدید صدور رای شایسته مورد تقاضا است درخصوص دادنامه شماره 931192-93/9/17 مشاوره نموده چنین رای می‌‌‌‌‌دهد: هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای محمد بارانی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای فریبرز لشکری دادیار دیوان عالی کشور رای اعاده دادرسی نموده است. ## رای شعبه دیوان عالی کشور اگرچه رای شماره 9309972192100409 صادره از شعبه 1046 دادگاه عمومی جزایی تهران را نمی‌توان رفع و اشتباه در رای شماره 9009972192101395 دانست و آن را دادنامه اصلاحی تلقی نمود و استدلال شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان تهران نیز در دادنامه شماره 9309970220501192 که در تایید رای اصلاحی صادر شده محل تامل می‌باشد لکن نظر به اینکه در مقطع اعاده دادرسی اقدام دیوان عالی کشور فقط در محدوده بندهای ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب امکان‌پذیر می‌باشد در حالیکه تقاضای اعاده دادرسی آقای ی. ن. با وکالت خانم ز. ع. نسبت به دادنامه مذکور با هیچ یک از بندهای ماده مذکور قابل انطباق نمی‌باشد لذا قابل پذیرش نبوده و رد می‌شود. شعبه 40 دیوان عالی کشور - مستشار و عضو معاون عبدالمحمد خالصی - علی اکبری رای شعبه اجمالا مبنی بر با توجه به انطباق درخواست وکلا متقاضی شعبه مطالبی که در تقاضای اعاده دادرسی وکلای محکوم‌علیه درج شده است تکرار مطالبی است که در مرتبه قبل اعاده دادرسی نیز مطرح شده و به آن پاسخ داده شده است و اما از این جهت که براساس نظریه کارشناسان دو عامل سبب وقوع حادثه گردیده است و براساس ماده 533 قانون مجازات اسلامی هر دو نفر به نحو تساوی ضامن می‌باشند لذا صدور حکم بر محکومیت محکوم‌علیه آقای ی. ن. به پرداخت هفتاد درصد دیه کامل مقتول، تعیین مجازات به بیش مجازات مقرر قانونی می‌باشد و صرفا از این جهت تقاضای وکلای محکوم‌علیه منطبق است با بند چ ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری و با تجویز اعاده دادرسی در این مورد رسیدگی به موضوع به شعبه همعرض دادگاه تجدیدنظر استان محول می‌گردد. شعبه 40 دیوان عالی کشور - عضو معاون و عضو معاون علی اکبری - محمد بارانی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رای