## رای خلاصه جریان پرونده
آقای فرجامخوانده در تاریخ 1391/4/13 دادخواستی به طرفیت فرجامخواه به خواسته صدور حکم طلاق به جهت نداشتن تفاهم و توافق تقدیم دادگاه عمومی اراک مینماید و توضیح میدهد سی و پنج سال است با خوانده ازدواج نموده و تفاهم و توافق نداریم نامبرده شیونات اجتماعی زندگی مشترک را رعایت نمینماید و علاقهای به ادامه زندگی مشترک ندارد و از اینجانب اطاعت و تمکین نمینماید. ناچار به طرح این تقاضا شده شعبه نهم که عهدهدار رسیدگی شده با تعیین وقت و دعوت طرفین با حضور خواهان در تاریخ مقرر 1391/9/14 اجلاس و عدم حضور خوانده را با وصف ابلاغ واقعی خوانده اخبار نموده خواهان اظهاراتش تکرار مطالب فوق است اضافه کرده مرتب فحاشی میکند بچهها را علیه وی تحریک مینماید بابت نفقه بدهکاری ندارم مهریهاش در زمان عقد که 1356/4/19 بوده مبلغ هجده هزار تومان تعیین شده هر چه قانون بگوید حرفی ندارم بیست میلیون تومان به او دادهام برنگردانده پنج فرزند داریم که همه بزرگ شدهاند و دو نفرشان ازدواج کردهاند دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و قرار حضورا به خواهان ابلاغ گردیده برای خوانده در خصوص حضور برای معرفی داور اخطار صادر و ارسال شده طبق ماده 70 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ابلاغ گردیده صورتجلسه داوری بدون تاریخ ممضی به امضاء رییس دادگاه مشعر بر حضور و اظهار خواهان است به معرفی آقای ذ.الف. م. بهعنوان داور خود و معرفی آقای ق.م. بهعنوان داور زوجه که به امضاء خواهان و دو نفر داور مرقوم رسیده لکن انعکاسی از حضور زوجه و تعرفه داور از ناحیه وی ندارد در صورتجلسه که در فرم تایپ شده قبلی تنظیم گردیده داوران قبول داوری نموده و اظهار داشتهاند از وظایف داوری مطلع شدهاند سعی در اصلاح بین طرفین خواهیم نمود. تاریخ ذیل امضاء صورتجلسه منتسب به آقای د. تنها تاریخ آن و 1391/10/5 است داور زوج لایحهای بدون تاریخ تقدیم نموده و اشعار داشته آقای ذ.الف. د. کارمند بازنشسته بانک سپه با همسرش بنا به اطلاع کم و زیاد زندگی خوب و آبرومندی داشته و با هم ناسازگاری نمودند کسی قادر به این نیست در مورد خانوادهای اظهارنظر قطعی نماید به قانون و دادگاه مربوط است دادگاه در تاریخ 1391/10/24 در وقت نظارت اجلاس نموده با اخبار اینکه خوانده داورش را معرفی کرده دستور داده به نحو مقتضی به خواهان ابلاغ شود جهت معرفی داور از طرف زوجه در دادگاه حاضر شود در تاریخ 139191/11/3 هم همین اجلاس را داشته و با اخبار اینکه خواهان بهمنظور فوق حاضر نشده دستور داده دادگاه با تماس تلفنی از خواهان خواسته شود جهت معرفی داور زوجه حاضر شود و بدون این که پرونده انعکاسی از حضور خواهان برای معرفی داور از ناحیه زوجه داشته باشد لایحهای منتسب به کارشناس خبره دادگستری بنام آقای ق.م. ضمیمه گردیده که در 1391/11/7 واصل شده و ذیل آن هم امضایی مشهود است که کلمه زوجه در بالای آن نوشته شده لایحه فیالواقع نظر داوری نامبرده است که اشعار داشته در دفتر دادگاه حاضر شده و پرونده زوجین را مطالعه نموده در اطراف زوجین به کنکاش پرداخته با زوج ملاقات نموده به زوجه دسترسی پیدا نشده به علت عدم تفاهم شدید تنها راه زوجین، جدایی است دادگاه در تاریخ 1391/11/23 اجلاس فوقالعاده نموده و به استناد ماده 1133 قانون مدنی و قاعده الطلاق بید من اخذ بالساق گواهی عدم امکان سازش صادر نموده که خواهان بتواند با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی طلاق پس از اجرای صیغه نسبت به ثبت آن اقدام نماید خواهان را موظف نموده قبل از اجرای صیغه طلاق 5/801/860 تومان بابت مهریه به نرخ روز به خوانده بپردازد در صورت تاخیر در اجرای صیغه طلاق برای سال 1392، اجرای احکام باید مهریه را مجددا به نرخ روز طبق شاخص بانک مرکزی محاسبه نماید خوانده درصورتیکه مطالباتی غیر از مهریه داشته باشد میتواند جداگانه اقدام نماید و چون یایسه است با توجه به تاریخ تولد طلاق را باین اعلام داشته زوجه نسبت به رای صادره که به شماره 9102035 – 1391/11/24 ثبت شده در مهلت قانونی دادخواست تجدیدنظر تقدیم و اعلام نموده در هیچ جلسهای حاضر نبوده با وصف این رای را دادگاه حضوری اعلام کرده (عضو ممیز: رای به لحاظ ابلاغ واقعی اخطار جلسه اول حضوری اعلام شده) همسرش قریب یکسال وی را با دو دختر رها کرده و دیناری نفقه نداده پنج فرزند برای وی بزرگ کردهام مکلف است نصف دارایی تحصیل نموده در دوران زندگی مشترک به عبارت یک دستگاه ساختمان دو طبقه، خودرو و وجوه نقد که در بانک دارد به من بپردازد مکلف است اجرتالمثل ایام زندگی مشترک به مدت 37 سال و نفقه یکسال از ابتدای سال 1391 را به وی بپردازد با ابلاغ دادخواست مرقوم به تجدیدنظرخوانده پاسخ وی طی لایحه دوصفحهای واصل و ذیل شماره 920038 – 1392/1/22 ثبت شده و اشعار داشته در جلسه دادرسی قاضی دو ساعت منتظر وی مانده نسبت به ابلاغیه همیشه بیتفاوت بوده چرا حالا که تصمیم به طلاق گرفته شده مرا شوهر خطاب میکند سه سال کارت حقوقم دست ایشان بوده چرا برای یکبار هم که شده سراغی از من نگرفته به قول خودش و فرزندانم زن بنده نبوده با حقوقم تمام بی بند و باریهای خودش را انجام میداده تا کار به اینجا کشیده شده پشت سر سه فرزندم خودش را پنهان کرده دایم گزافهگویی و فحاشی نموده و با خلط مبحث مقاصد خود را پیش میبرد به یک مساله که نشات گرفته از رفتار نامبرده است پی بردم بهمحض احساس خطر نسبت به تعویض قفل در حیاط اقدام کرد صدها برابر اجرتالمثل و مهریه را از جیب من به یغما برده کسی با خانواده ما پیدا نمیکنی معاشرت داشته باشد اگر تحقیقات جامعی صورت بگیرد سوء رفتار نامبرده محرز میگردد با حقوق ماهانه ششصد و پنجاه هزار تومان من که از آن مبلغ سه میلیون ریال بابت وام داده میشود چه باقی میماند که حساب بانکی داشته باشم در خصوص موضوع 36 سال زندگی مرتبا با افراد فامیل درگیری داشته و آنها را از آمدن به دادگستری بینصیب نگذاشته چنانچه دادگاه دستور دهد پروندههای گوناگونی را رویت خواهد نمود. پرونده با وصول به دادگاههای تجدیدنظر برای رسیدگی به شعبه هفتم ارجاع میگردد. دستور تعیین وقت و دعوت طرفین برای رسیدگی داده میشود و در وقت مقرر 1392/4/5 دادگاه با حضور طرفین اجلاس مینماید تجدیدنظرخواه اظهارات خود در لایحه تجدیدنظری را تکرار نموده دادگاه سوال نموده مگر در منزل ایشان که کار میکردی گفتی اجرتالمثل میخواهم پاسخ داده خیر نگفتم به نیت اجرت نبوده است. از وی خواسته شده فتوکپی عقدنامهاش را بدهد گفته یکهفتهای میدهم دادگاه از تجدیدنظرخوانده خواسته پاسخ خواهان تجدیدنظر را بدهد و بلافاصله منعکس شده نامبرده شروع به فحاشی و اهانت به تجدیدنظرخواه نموده که در برگ جداگانه ضمیمه میشود و با توجه به اخلال نظم در دادگاه و استمهال خانم تجدیدنظرخواه جهت تهیه فتوکپی عقدنامه حاضرین جلسه را ترک و خوانده تجدیدنظر از امضاء صورتجلسه امتناع نموده مراتب منعکس گردیده و مقرر شده با توجه به استمهال وقت نظارت تعیین شود دادگاه در وقت فوقالعاده 1392/5/10 اجلاس نموده و پرونده را تحت نظر قرار داده و چنین اتخاذ تصمیم نموده: با توجه به اطلاعات واصله مبنی بر این که طرفین در حال سازش هستند و نامبردگان سی و شش سال است با هم زندگی مشترک داشته و دارای اولاد میباشند و سازش بین آنان مناسب است از طرفی طبق سند نکاحیه نصف دارایی به وی تعلق نمیگیرد برای تعیین نحله اخذ توضیح در صورت عدم سازش ضروری است وقت رسیدگی تعیین و طرفین دعوت میشوند در جلسه 1392/6/27 که با حضور طرفین تشکیل شده زوجه اظهارات قبل خود در زمینه زندگی سی و هفت ساله را تکرار و گفته درست است که در عقدنامه نصف دارایی قید نشده من هم مثل دیگران در منزل ایشان کار کردهام و مخالف طلاق هستم پنج فرزند داریم دو نفرشان ازدواج کردهاند زوج اظهار نموده یک ساعت هم راضی به زندگی با ایشان نیستم این خانم خانه را غصب کرده من شب و روز در یک مغازه هستم شبها به خانه نمیروم چهار سال است با من نزدیکی نمیکند بچهها را علیه من تحریک میکند پسرم آمد بهصورت من آب دهان انداخت و تف کرد و رفت من بعد از 36 سال تازه بیدار شدم، و متوجه شدم اشتباه کردهام این خانم اهل زندگی نیست سوال شده حاضرید بابت حقالزحمه ایشان بهعنوان نحله چیزی پرداخت نمایید. پاسخ داده بلی هر چه دادگاه بگوید حاضرم تا از ایشان خلاص شوم تفهیم شده زوجه در منزل شما زحمت کشیده شما دادخواست طلاق دادهاید مهریهاش ناچیز است حاضرید پنجاه میلیون تومان بهعنوان نحله به او بدهید شوهر اظهار نموده حرفی ندارم. الآن منزلم در رهن است در عین حال خانه را یک میلیارد و ششصد میلیون تومان قیمت کردهاند رهن بانک است من اعتراض کردم از زوجه سوال شده چه پاسخی دارد اظهار داشته پنجاه میلیون تومان چیزی نیست خانهاش دو میلیارد تومان ارزش دارد من هفده ساله بودهام که با من ازدواج کرده مگر من با دیگران چه فرقی دارم که زندگی او بالای میلیارد ارزش دارد حالا هوس کرده مرا طلاق دهد قبول ندارم خدا بالای سر وجود دارد سه تا از بچهها مجرد هستند دادگاه سوال کرده حاضری هفتاد میلیون تومان نحله بدهی پاسخ داده بیش از پنجاه میلیون تومان نمیدهم زوجه از امضاء صورتمجلس خودداری نموده دادگاه با اعلام ختم رسیدگی بهموجب دادنامه 9200769 – 1392/6/27 با درج جریان دادخواست تقدیمی و رسیدگیهای معموله به استناد ماده 1133 و قاعده الطلاق بید من اخذ بالساق گواهی عدم امکان سازش صادر و زوج را مکلف نموده قبل از صیغه طلاق مبلغ 5801860 تومان بابت مهریه بپردازد خوانده درصورتیکه مطالباتی غیر از مهریه داشته باشد جداگانه اقدام نماید طلاق از نوع باین در مورد نصف دارایی در عقدنامه قید نشده راجع به اجرتالمثل اظهار کرده به قصد آن کار نکرده و با برقراری پنجاه میلیون تومان بابت نحله دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. زوجه نسبت به رای اخیر در مهلت مقرر دادخواست فرجامی تقدیم نموده نسبت به این که حق و حقوقش بهطور کامل و قانونی منظور نشده معترض و تقاضای نقض دادنامه را نموده و در لایحه پیوست مطرح ساخته زوج متجاوز از چندین میلیارد ثروت دارد تعیین این مبلغ ناچیز موجب تضییع حقوق وی است اظهارش در مورد اجرتالمثل در دادگاه برای مجاب نمودن زوج به ادامه زندگی بوده دادخواست فرجامی به فرجامخوانده ابلاغ شده پاسخ واصله مشعر است بر این که منزل موردنظر حاصل دسترنج قبل از ازدواجش میباشد نحله تعیین شده را تحمیلی دانسته چنانچه دارایی دیگری دارم همسرم نشان دهد تا از آن منتفع شوم پرونده امر به دیوان عالی کشور ارسال به ثبت به کلاسه 920348/21 به این شعبه ارجاع شده لوایح طرفین هنگام شور هم قرایت میشوند. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای علی اخوان ملایری عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای فرشاد رحیمی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر اتخاذ تصمیم شایسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:
## رای شعبه دیوان عالی کشور
دادنامه فرجامخواسته اجمالا به جهت نقص تحقیقات در زمینه احراز نوعیت طلاق به طور یقین و از نظر حقوق راجع به نفقه ایام عده در خور ابرام نیست زیرا علاوه بر این که زوجه قریشی و زمان حلول ییس در ایشان با غیر قریشی متفاوت است نسبت به استیضاح از مشارالیها در این خصوص با وصف اینکه قول وی مقدم میباشد و در صورت اختلاف ناشی از انکار، جلب نظر پزشکی قانونی ضرورت داشته و ترک این اقدام مانع احراز یایسه بودن بهطور یقین و درنتیجه باین بودن طلاق بهطور یقین گردیده و این امر تعیین حقوق نفقه ایام عده را در شک قرار میدهد علیهذا با وصف این که موضوع جنبه حکمی داشته دادنامه فرجامخواسته را وفق بند پنجم ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی نقض و رسیدگی مجدد را وفق بند الف ماده 401 قانون فوق به دادگاه صادرکننده رای منقوض ارجاع مینماید که با رسیدگی به موضوع مرقوم و اجلاس در وقت مقرر و دعوت طرفین از زوجه در خصوص مورد اخذ توضیح نموده در صورت انکار وی و وجود اختلاف، نظر پزشک قانونی جلب و بر اساس نتیجه حاصله هرگاه عدم یایسگی محقق باشد و در زمینه نوع طلاق تعیین تکلیف قانونی گردد در حالت احراز رجعی بودن در ارتباط با نفقه عده نسبت به ادعای نشوز زوج که بیان نموده چهار سال است با وی نزدیکی ننموده تحقیق لازم معمول و بر اساس نتیجه حاصله در مورد نفقه نیز تعیین تکلیف نموده و وفق بند الف ماده 405 آن قانون رای مقتضی انشاء گردد.
رییس و مستشار شعبه 21 دیوان عالی کشور
علی اخوان ملایری - سیدرسول حسینی طباطبایی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رای
تکلیف دادگاه درمورد احراز یایسگی زوجه در دعوای طلاق
۹۴۰۹۹۷۰۹۰۸۱۰۰۱۰۷ · ۱۳۹۳/۱۲/۲۶ · شعبه دیوان عالی کشور · شعبه ۲۱ دیوانعالی کشور
چکیده: با توجه به تفاوت زمان یایسگی در زنان سادات و غیر سادات، دادگاه باید با استیضاح از زوجه که از سادات است، یایسگی را به طور قطعی احراز کند و در صورت حدوث اختلاف به دلیل انکار، جلب نظر پزشکی قانونی ضرورت دارد. چرا که احراز این موضوع در تعیین نوع طلاق از حیث باین یا رجعی بودن و حقوق نفقه ایام عده زوجه تاثیر دارد.