## رای خلاصه جریان پرونده به ریاست محترم پلیس مبارزه با موادمخدر استان چهارمحال وبختیاری از سوی مسیول جمع آوری اطلاعات درتاریخ 94/5/8 گزارش شده برابر خبرهای واصله شخصی به هویت ش.ش. در امر خرید و فروش موادمخدر فعالیت دارد و درذیل گزارش دستور بررسی صحت و سقم خبر داده شده (ص 1 ) لیکن طبق صورتجلسه تحقیق محلی مورخ 94/5/7 که تاریخ آن یک روز قبل از تاریخ صدور دستور بررسی صحت و سقم خبر می باشد اعلام شده طی بررسیهای بعمل آمده وتحقیقات نامحسوس نامبرده ( ش.ش.) اقدام به خرید و فروش موادمخدر می نماید (ص 2 ) در تاریخ94/5/10 پلیس مبارزه با موادمخدر به دادستان عمومی وانقلاب شهرستان ش. درخصوص اخبار واصله از منابع و مخبرین درمورد فعالیت ش.ش. در امر خرید و فروش موادمخدر از ساعت 22 به بعد در محل زندگی مجردی خود در شهرستان ش. گزارش داده و معاون دادستان رسیدگی را به دادیار شعبه نهم محول کرده است (ص 3). دادیار به پلیس مبارزه با موادمخدر دستور تحقیقات تکمیلی راجع به صحت و سقم گزارش درصورت ظن قوی مبنی بر صحت آن اذن ورود به منزل وبازرسی داده (ص 4 ) در تاریخ 94/5/19 ساعت 9 صبح وارد منزل فوق شده و با سیوال از والدین متهم معلوم می شود متهم نامبرده پشت بام منزل را پاتوق تهیه و توزیع و مصرف موادمخدر نموده با رفتن به پشت بام دو نفر را که روی پشت بام منزل خواب بوده اند به اسامی و.م. و ب.ت. باز بیدار و دستگیری می نمایند و محوطه پشت بام و خرپشته و اتاق آسانسور را بازرسی و از اتاق آسانسور و موتورخانه مقداری موادمخدر که جاسازی شده بود کشف می گردد و متهم ش.ش. قبل از رسیدن مامورین محل را ترک کرده بود و حسب اظهار دو نفر دستگیر شده تا ساعت 1 با هم بوده اند (با ش. بوده اند) وخوابیده اند و با حضور مامورین از خواب بیدار شده اند مواد مکشوفه در 34 بسته ( پک ) آماده فروش تهیه شده بود و یکدستگاه موتورسیکلت هم متعلق به آقای و.م. بوده توقیف وبه پلیس مبارزه با موادمخدر منتقل می شود (ص 5 ) در برگ سبز رنگ تحویل با سریال م/1327446 مورخ 94/5/19 که شماره ثبت ندارد موادمخدر مکشوفه را 43 گرم خالص و بدون لفاف هرویین وسی سانت بدون لفاف شیشه ثبت کرده اند ( ص 6 ) در تاریخ 94/5/19 در نیروی انتظامی از و.م. تحقیق شده اظهار داشته ساعت 11 الی 12 بود که ش. بمن زنگ زد گفت بیا اینجا بنشینم من تنها هستم من با ب. با موتورسیکلت به آنجا رفتیم و در طبقه دوم یک خانم و یک نفر دیگر که او را نمی شناختم درحال مصرف مواد بودند و تا ساعت3 بیدار بودیم و بعد ش. گفت بیا برویم پشت بام بخوابیم که من و ب.ت. در پشت بام خوابیدیم و صبح ش. بیدار شد و گفت من بروم چای و صبحانه بیاورم و نیامد و من و ب. در خواب بودم که مامورین رسیدند و از مواد اطلاعی نداریم و حدود بیست روز است که با ش. آشنا شده ام و مواد مصرفی خود را از پسری بنام س. تهیه می کنم و هرویین مصرف می کنم و شربت هم مصرف می کنم ( ص 7 ) ب.ت. هم همین مطالب را گفته است (ص 8 ) در تاریخ 94/5/19 در پی انتقال دو نفر یاد شده گوشی تلفن همراه ایشان که درصورت مجلس دقیقا قید نشده که گوشی متعلق به چه کسی بوده و چند گوشی بوده زنگ خورده و اشخاصی تقاضای مواد مخدر می کرده اند ( ص 9 ). در تاریخ 95/5/19 به دادسرا گزارش کرده اند که براساس اطلاعات که از سوی منابع خبری در اختیار مامورین قرارگرفته ش.ش. فردیست معتاد که فقط اقدام به ایجاد پاتوق برای مجرمین موادمخدر نموده است و تعدادی از فروشندگان و توزیع کنندگان هرویین در منزل نامبرده تردد و بعضا بدلیل عدم دسترسی مامورین به آنها شبها در منزل ش. اطراق می نمایند که یکی از این افراد و.م. می باشد و بارها توسط منابع و مخبرین مشاهده شده که معامله موادمخدر هرویین می نماید و به معتادین می فروشد ( ص 10 ). در تاریخ 94/5/19 قاضی کشیک از و.م. تحقیق نموده گفته بنده به همراه ب.ت. رفته بودیم منزل ش.ش. که ورق بازی کنیم و آن جا خوابیدیم که مامورین آمدند و از داخل منزل وی مواد کشف کردند در پاسخ این سیوال که آیا برای مصرف هرویین به آنجا رفته بودید و ش.ش. مواد فروشی می کند گفته است برای مصرف نرفته بودم و قبل از آن هرویین مصرف کرده بودم و الان متادون مصرف می کنم بنده ازفروش مواد اطلاعی ندارم لیکن رفت و آمد بخانه اش زیاد میشود. سپس اتهام استعمال هرویین به وی تفهیم شده اظهارداشته قبول دارم و تقاضای بخشش دارم و سپس از وی آخرین دفاع اخذ می شود می گوید دفاعی ندارم (ص 13 ) بازپرس برای و.م. قرار کفالت صادر و دستور می دهد ب.ت. بلاقید آزاد شود. در تاریخ 94/5/21 پرونده به شعبه دوم بازپرسی ارجاع شده است ( ص 16 ) بازپرس دستور جلب ش.ش. را داده است (ص 22 ). در تاریخ 94/5/22دستور احضار و.م. و ب.ت. را نیز داده (ص23) در تاریخ 94/5/26 آقای ش.ش. خود را به پلیس معرفی کرده است (ص 26 ) متهم به شعبه دوم بازپرسی معرفی و از وی تحقیق می شود خود را نزد بازپرس در تاریخ 94/5/26 ش.ش. معرفی کرده اتهام نگهداری چهل و سه گرم هرویین و سی سانت شیشه به وی تفهیم شده اظهار داشته بنده حدود هشت سال است که پاک هستم وطبق دلایلی که گفتید اگر یک نفر پیدا شد که یک مرتبه از من مواد خریده باشد، تمام اتهام را قبول خواهم کرد و اشد مجازات را برایم در نظر بگیرید و اقرارکرده که گاهی اوقات شیشه می کشد ( ص 28-30 ). ش.ش. در ادامه بازجویی گفته م. مواد فروش است چون داخل شهر با او که بودم می آمدند از او مواد می خریدند (ص 31 ) ودر صفحه 32 پرونده گفته مواد از و.م. باید باشد چون ایشان فروشنده مواد مخدر است و صد در صد از اوست و روز قبل که او را دیده بودم به من می گفت پنجاه گرم مواد خریده ام. البته دو شب قبل از اینکه به منزلم بیاید به من گفته بود در تاریخ 94/5/27 بازپرس به و. م. اتهام مشارکت در نگهداری چهل و سه گرم هرویین و سی سانت شیشه تفهیم نموده و وی دردفاع گفته است اینجانب و. م. هیچگونه اطلاعی در مورد نگهداری موادمخدر در خانه ش.ش. ندارم و اینجانب هیچ خرید و فروشی ندارم و این اظهارات را قبول ندارم و در مورد تماس تلفنی افرادبا گوشی وی بعد از دستگیریش و درخواست مواد گفته در این مورد اطلاعی ندارم و تا زمانی که گوشی دست خودم بود چنین موردی وجود نداشته شاید بعد از دستگیری در خانه ش.ش. از سر دشمنی چنین تماسهایی داشته باشم و در مورد ب.ت. گفته فکر نمی کنم فروشنده باشد ولی ش.ش. طبق گفته های دیگران فکر می کنم فروشنده باشد سپس قرار کفالت سابق الصدور درباره وی را به بازداشت موقت تبدیل و تشدید می نماید (ص 44-49 ) دادیار کشیک با قرار بازداشت موقت به دلیل تصرف فیزیکی نداشتن متهم در اتاق آسانسور و موتورخانه مخالفت کرده است (ص53 ) پرونده جهت حل اختلاف به دادگاه ارسال شده (ص 55 ) دادگاه نظر بازپرس را صایب تشخیص داده و قرار بازداشت موقت را تایید کرده است (ص 56 ) آقای ب.ص. از آقای و.م. اعلام وکالت کرده است (ص برگ شماری ندارد و بعد از ص 56 وکالت نامه و فیش بانکی و نامه اعلام وکالت وکیل وسپس برگ شماره 52 می باشد که ناشی از بی نظمی پرونده است) نتیجه آزمایش هرویین بودن مواد را نشان می دهد (ص 58). بین و.م. و ش.ش. مواجهه حضوری برقرار شده و آقای ش.ش. گفته و.م. فروشنده مواد مخدر می باشد و روز قبل از دستگیری به من گفت 50 گرم هرویین خریداری کرده و من 50 گرم هرویین را دردست ایشان رویت کردم و مواد مکشوفه متعلق به ایشان است و.م. اظهارات ش.ش. را رد کرده است (ص61-63). برگها نامنظم 61-63-62 ضبط شده سوابق و.م. اخذ شده یک فقره شرک در آدم ربایی و یک فقره شرکت در منازعه و اخلال در نظم دارد و آقای ش.ش. دارای نه فقره سابقه است که پنج فقره مربوط به موادمخدر و چهار فقره دیگر غیبت از زندان سرقت و قبول مال مسروقه و مزاحمت برای بانوان و سرقت است (ص67-68). پرینت تلفن همراه و.م. اخذ شده و چندین مورد تماس بین وی و ش.ش. با ماژیک صورتی High Light شده (ص از 72 تا 79 ) صورتجلسه مورخ یکم مهرماه در توجیه اینکه چرا ابتداء ش.ش. را فروشنده معرفی کرده اند و در گزارش بعدی وی را فقط دایر کننده مرکز مصرف معرفی کرده اند تنظیم که باز هم این صورتجلسه هم دلالت برفروشندگی ش. ش دارد و یا بهتراست گفته شود درمعرض فروش قراردادن توسط وی (ص101 ). کانون وکلای چهارمحال وبختیاری آقای ک.ص. را به عنوان وکیل تسخیری آقای و.م. و خانم س.الف. را به عنوان وکیل تسخیری آقای ش.ش. معرفی کرده است (ص 105 ) آقای ک.ص. پس از مطالعه پرونده اعلام نموده آقای و.م. در پرونده وکیل تعیینی دارد لذا وی تکلیفی ندارد (ص 117 ) در تاریخ 94/8/12 در وقت فوق العاده بازپرس بین متهمین مواجهه حضوری برقرار و از آقای و.م. سیوال شده آیا خط 09381610405 در تصرف شما یا متعلق به شما است یا خیر که وکیل وی پاسخ داده به وکالت از موکل و حسب اظهار ایشان در همین جلسه خط تلفن اعلامی به شرح فوق متعلق و تحت تصرف موکل است. سیوال شده آیا در حال حاضر نیز و در زمان دستگیری در تصرف شما بوده است یا خیر باز هم وکیل جواب داده در زمان قبل از دستگیری نیز در اختیار وی بوده و حتی همان زمان حضور مامورین پلیس موادمخدر وعدم کشف موادمخدر جهت تسریع در تحقیق و تماس با آقای ش.ش نیز با همین خط توسط مامورین تماس گرفته شدکه نامبرده جواب نداد و اکنون نیز خط و تلفن دراختیار پلیس موادمخدر است سیوال شده آقای ش.ش. بیان داشته اند و هم اکنون هم بیان می دارند که زمانی که نزد ایشان بوده اید برای خرید مواد مخدر تماسهایی مکرر با شما می گرفته اند درحدود یک یا دوساعت حدود 10 مرتبه برای خرید موادمخدر باشما تماس گرفته می شده و حدودا هردفعه حدود بیست گرم یا ده گرم مواد باید همراه شما بوده باشد که بتوانید به افراد خریدار بدهید یا جایی گذاشته باشید که بتوانید بفروشید چه توضیحی دارد و این مطالب را مجددا نزد شما هم یوم جاری اعلام کردند. وکیل جواب داده حسب الاظهار موکل، معروض می دارد اولا این ادعا با توجه به اینکه جایگاه آقای ش.ش دراین دادگاه به عنوان متهم ومتصرف ملک محل کشف مواد می باشد صرفا جهت فرافکنی و دفع اتهام از خود به موکل می باشد و اعتبار ندارد از سویی اتفاقا یکی از مواردی که اکیدا توسط اینجانب و موکل مد نظر است ودرخواست اکید بر تحقیق در این خصوص مورد استدعاست این نکته است که چرا و چگونه تلفنها (تماسها) دقیقا پس از فرار آقای ش.ش. و دستگیری موکل با وی برقرار شده و از سویی تقاضای سوابق تماسهای برقرار شده از سوی خط ها بررسی شود که با موکل تماس داشته اند را نسبت به وجود یا عدم وجود تماس با خط ها یا خط تلفن آقای ش.ش. را دارم چه اینکه اصلا این امکان وجود دارد که جهت رفع اتهام و مشغول نمودن دادسرا و ضابطین به توجه اتهام به موکل براساس تماسهای گرفته شده توسط آقای ش.ش. قویا وجود دارد. و از طرفی طبیعی به نظر نمی رسد که در حوالی ساعت 11 تا 12 شب اشخاص ولو برای تهیه موادو یا مصرف اقدام به تماس بگیرند درحالیکه امکان تهیه سریع یا راحت آن در ساعات دیگر وجوددارد از طرفی وقتی آقای ش. ش بیان می دارد موکل باید جایی برای نگهداری مواد جهت فروش تدارک دیده باشد این سیوال وجود دارد که چه دلیلی داشته که موکل مواد را در محل ملک ایشان نگهداری کند آیا موکل مکان بهتر و امن تر یا حداقل سهل الوصول تر از نظر دسترسی و توزیع را در این فرض نداشته است ؟ ! و اینکه موکل اصلا جاساز یا محل اخفاء آن هم در اتاق آسانسور که امکان سقوط یا از بین رفتن مواد در آن بیشتر است را از کجا می دانسته است ضمن اینکه از اظهارات آقای ش.ش. مبنی براینکه 10 بار با موکل تماس گرفته شده تخمین زده اند که هرکس در هر بار مقادیری ازموکل می خواسته و لذا نتیجه گیری نموده که حداقل با 10 یا 20 گرم مواد همراه موکل باشد بیشتر مشکوک بودن تماسها را تقویت می کند از طرفی با این استدلال نیز باید 20 گرم مواد همراه موکل بوده باشد که اولا نه تنها هیچ مقداری همراه موکل نبوده بلکه مواد مکشوفه در ملک تحت تصرف آقای ش.ش. که سابقه پاتوق بودن و توزیع و مصرف مواد در آن وجود دارد حدود 43 گرم هرویین و سی سانت شیشه بوده که استدلال فوق مخدوش می نماید. از و.م. سیوال شده آقای ش.ش. بیان داشته اند شما به ایشان قبل از دستگیری یک روز قبل از آن گفته اید پنجاه گرم مواد خریده ایدآیا قبول دارید؟ وکیل وی می گوید موکل بیان می دارد این ادعا را اصلا قبول ندارم اصلا ش.ش. را حدود پنج روز بود که شناختم و با وی آشنا شدم و دلیلی نداشت که اصلا چنین حرفی به وی بزنم از ش.ش. شما درجلسات قبلی اعلام کرده اید این مطلب را صرفا آقای و.م. درحضور شما زده اند و فرد دیگری حضور نداشته چه توضیحی دارید جواب داده همین حالا هم می گویم و چندین مرتبه هم گفت و شنیدم و منظورم آنها بوده که و.م. گفت زمانی که خریدم پسر آقای ب.ت. هم با او بوده است که وکیل و.م. از قول موکلش تمام آنها را تکذیب کرده است از آقای م. سیوال شده آیا خطوط 0914............ و 0913........ غیر از خط 0938......... که بیان داشتید متعلق به شما و در تصرف شما است متعلق به شما است یا خیر ؟ جواب داده خط 0914.......... تا زمان دستگیری تحت تصرف موکل بوده و مالکیت آن هم از موکل است ولی موکل بیان می دارد خط 0913......... از وی نیست سیوال شده آیا خط 0938........... در زمان دستگیری در تصرف شما بوده است یا خیر وکیل وی گفته موکل بیان می دارد بله درآن زمان در تصرف من بوده است. سیوال شده آیا مالک خط ... و متصرف آن را می شناسید جواب داده این شماره را نه می شناسم و نه می دانم مال کیست. سیوال شده شما مطابق صفحه 75 ، 76 ، 77 پرونده با ایشان با خط 0938............ تماس داشته اید چه توضیحی دارید؟ وکیل گفته موکل اظهار می دارد من این خط را نمی شناسم و نمی دانم کیست سیوال شده نام این فرد در گوشی شما با حرف G ذخیره بوده است آیا به یاد می آورید کیست وکیل وی گفت موکل بیان می دارد نمی دانم سیوال شده گزارش مرجع انتظامی در تحقیقات بیانگر آن است که شما در سطح شهر از فروشندگان مواد مخدر معرفی شده اید چه توضیحی دارید وکیل گفته موکل بیان می دارد خیر اصلا قبول ندارم و حتی در جلسه قبل مامورین موادمخدر اعلام کردند که ما و. م. را نمی شناسیم ولی ش. ش جز توزیع کنندگان است حتی آدرس منزل سابق آنها را در شهرستان ش. حوالی ... بود را هم معرفی کردند سیوال شده آیا خط 0913............ در تصرف و متعلق به شما است ؟ جواب داده خیر متعلق به برادرم ح. م. است پس چرا به عنوان خط خود به دادسرا ارایه داده اید جواب داده از باب اینکه دادسرا از من تلفن قابل دسترس خواسته و تلفن های خودم در موادمخدر هستند. (ص 148 تا 162 ) درخصوص مالکیت خطوط تلفن استعلام شد پاسخ حاکی است 0938........ متعلق به و.م. و خط 0912....... متعلق به خانم ف.س. بوده (ص 168). در تاریخ 94/10/2 اتهام دایر کردن مکان استعمال موادمخدر به متهم ش.ش. تفهیم و دردفاع گفته آنجا منزل پدرم که فردی بازنشسته است می باشد و من در یکی از طبقات یک فرش پهن کردم برای نشستن و خیلی بندرت با دوستان بصورت قاچاقی جمع می شویم به صورتی که پدرم نفهمد و الا ما را با تفنگ می زند و خیلی حساس است و از حساسیت شهر هم او را می شناسند و شبی که دوستان آمدند برای استعمال مواد اولین شبی بود که قبول کردم بیایند و الا مکان برای استعمال نیست و منزل خودم در جای دیگری است و آنجا هم همسرم کسی را نمی پذیرد و تعصبی است و منزل من آپارتمان 14 واحدی است و اصلا امکان اینکه افراد را ببرم وجود ندارد (ص 296). در تاریخ 94/10/2 از ش.ش. نسبت به نگهداری 43 گرم هرویین و سی سانت شیشه رفع شک شده وقرار وی را از بازداشت موقت به وثیقه تبدیل کرده است (ص 300 ) سپس آقای ب.ب. از آقای ش.ش. اعلام وکالت کرده است (ص 306-307 ) در تاریخ 94/10/3 بین مامورین کاشف و برادر ش.ش. بنام ع.ش. و و.م. و ب.ت. و ش.ش. مواجهه حضوری داده شده که هیچکدام اظهارات دیگری را نپذیرفته و مردود اعلام کرده است (ص 308-328 ) آقای س.ح. از آقای و.م. اعلام وکالت کرده است ( ص 332 ) از آقای الف.ت. به عنوان مطلع در مورد اظهارات ش.ش. تحقیق شده گفته من یک کارگر معتاد داشتم که تا شب کارکرد و اسم و فامیل او را نمی دانم و او را رد کردم رفت و خودش گفت اگر احتیاج داشتی زنگ بزن بیایم که دیدم معتاد است گفتم فایده ای ندارد و او را رد کردم و اظهارات ش.ش. را قبول ندارم و با ش.ش و و.م. تماسی نداشتم و از م.م. هم خبر و آدرس و شماره ندارم (ص337 ) آقای م. م از آقای و. م. اعلام وکالت کرده است (ص 345-346 ) آقای ب. ص از وکالت و.م. اعلام استعفا کرده است ( ص 347 ) در تاریخ 94/10/21 بازپرس به و.م. اتهام حمل و نگهداری چهل وسه گرم هرویین و سی سانت شیشه تفهیم کرده و به عنوان آخرین دفاع گفته است (وکیل وی) به وکالت از متهم به عرض می رساند: مستفاد از ماده 120 قانون مجازات اسلامی اینست که هرگاه وقوع جرم یا برخی از شرایط آن مورد شبهه یا تردید قرار گیرد حسب مورد جرم یا شرط مذکور ثابت نمی شود. در مانحن فیه شبهات متعددی موجود است که قطعا با در نظر گرفتن آنها و غلبه اصل شرعی برایت نمی توانیم عمل مجرمانه را منتسب به متهم بدانیم ... (ص 348-352 ) درضمن تذکر داده شده که اتهام استعمال هرویین نیز قبلا تفهیم و آخرین دفاع اخذ شده است) از آقای ش.ش. نیز تحقیق و اتهام دایر کردن مکان استعمال موادمخدر تفهیم و آخرین دفاع اخذ شده است (ص 353 ) درتاریخ 94/10/23 بازپرس برای آقای و.م. به اتهام حمل و نگهداری 43 گرم هرویین و سی سانت شیشه و استعمال هرویین قرار جلب به دادرسی صادر نموده (ص360-365 ) و براساس قرار صادره برای متهمین کیفرخواست صادر و پرونده به دادگاه ارسال و به شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان ش. ارجاع شده و نهایتا دادگاه با تشکیل جلسات مقدماتی و تهیه گزارش و دعوت متهمین و نماینده دادستان و وکلای متهم درتاریخ 94/12/18 تشکیل جلسه داده و پس از استماع دفاع و آخرین دفاع سرانجام ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به صدور دادنامه شماره 9409973811700584 مورخ 94/12/26 نموده و متهم و.م. را بابت استعمال هرویین به هفتادو چهار ضربه شلاق تعزیری و پرداخت ده میلیون ریال جزای نقدی محکوم نموده و از اتهام حمل ونگهداری به لحاظ وجود شبهه در اینکه مواد مکشوفه متعلق به نامبرده هست یا خیر وی را تبریه نموده است که دادستان محترم عمومی و انقلاب ش. به این رای اعتراض نموده است و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. هییت شعبه درتاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای علی محمد سازگارزاده سخویدی عضوممیز واوراق پرونده و نظریه کتبی آقای مهرداد حبیبی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی برتایید و ابرام دادنامه . درخصوص دادنامه شماره 9409973811700584 مورخ 94/12/26 فرجام خواسته ختم رسیدگی را اعلام و مشاوره نموده چنین رای میدهد: ## رای شعبه دیوان عالی کشور فرجامخواهی دادستان محترم عمومی و انقلاب شهرستان ش. نسبت به دادنامه فرجامخواسته وارد نیست. زیرا علاوه بر آنکه رای از محکمه صالحه با رعایت تشریفات دادرسی و براساس محتویات پرونده و طبق مقررات قانونی اصدار یافته و خدشه ای برآن وارد نیست. آنچه محل رسیدگی بوده عبارتست از اتهام حمل و نگهداری 43 گرم هرویین و سی سانت شیشه ای که از اتاق آسانسور منزل آقای ش.ش. یا پدرش کشف شده و دلیلی براینکه متهم مرتکب این جرم شده باشد وجود ندارد هر چند ممکن است پیامکهای واصله به گوشی تلفن همراه وی این ظن را بوجود آورد که در امر خرید یا فروش موادمخدر دخالت دارد لیکن این ها دلایل و مسایل دیگری غیراز حمل و نگهداری این مقدار موادمخدر مشخص هستند و اتهام فروش میزان معینی مواد مخدر به شخص معین که مثلا فرستنده آن پیام است، مطرح نیست و تازه اگر هم باشد بازهم درخواست موادمخدر از شخص نه تنها دلیلی براینکه آن شخص آنرا فروخته نیست. بلکه می توان استنباط کرد که وی اشتهار به فروش موادمخدر دارد و اما این به تنهایی جرم نیست زیرا فروش مقدار معینی موادمخدر جرم است نه اشتهار به آن و در هرحال همه آنچه که ممکن است دلیل باشد هر چند ضعیف و ناکافی دلیل امور دیگری غیر مورد اتهام هستند و در مورد حمل و نگهداری این مواد توسط متهم واقعا شبهه قوی وجود دارد و وقتی گفته می شود شبهه وجود دارد، بدین معناست که احتمال آن نیز مطرح است لیکن با احتمال، امکان محکومیت متهم نیست لذا مستندا به بخش الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری با رد فرجامخواهی دادستان محترم دادنامه فرجامخواسته را عینا تایید و ابرام می نماید این رای قطعی است. شعبه چهل و چهارم دیوان عالی کشور - رییس و عضو معاون علی اکبر یساقی - علی محمد سازگارزاده سخویدی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رای