## رای خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 91/03/31 آقای ی. ح. به وکالت از آقای م. و خانم ص. ر.ب. فرزندان ع. و آقایان ع.، م.، ح. ، و خانم ف. همگی س.پ. فرزندان ع. دادخواستی به طرفیت آقای ح. ب. فرزند الف. و آقای ع. ر.ض. فرزند م. به خواسته 1 - فسخ معامله انتقال پلاک های ... و... و ... بخش ... بوشهر (سهم 1/5 دانگ) مقوم به پنج میلیون یک هزار ریال، 2 - ابطال انتقال رسمی پلاک های مذکور مقوم به پنج میلیون و هزار تومان و حق الوکاله وکیل و خسارت دادرسی تسلیم دادگستری بوشهر نموده و توضیح می دهد موکل ها مالک پلاک های مذکور بوده و به آقای ر.ض. خوانده ردیف دوم جهت فروش سپرده می شوند ایشان پلاک های موصوف را به خوانده ردیف اول واگذار می نماید و مدعی فروش آن به قیمت یک میلیارد تومان می گردد متاسفانه هر دو خوانده به این شرح که خوانده ردیف دوم مدعی عدم دریافت ثمن گردیده و خوانده دیگر مدعی عدم تمکن در پرداخت ثمن می باشد لذا با عنایت به ماده 380 ق مدنی تقاضای رسیدگی و صدور حکم می نماید پرونده به شعبه 4 دادگاه عمومی حقوقی بوشهر ارجاع می گردد جواب استعلام وضعیت ثبتی پلاک های مورد دعوی از اداره ثبت پیوست سابقه است (ص 27) آقای ب. ن. با تقدیم وکالتنامه از سوی آقای ح. ب. اعلام وکالت نموده است و در جلسه دادگاه وکیل خوانده (آقای ب. سیوال نموده که دعوی مطروحه با توجه به اینکه علیه دو خوانده می باشد و با دو خواسته لذا صراحتا اعلام فرمایند که دعوی علیه موکل فسخ است یا ابطال؟ وکیل خواهان ها در پاسخ اظهار داشته چون وکیل در مدت وکالت موفق به انجام وکالت نشده و موضوع آنرا انجام نداده به لحاظ عدم انجام موضوع وکالت درخواست فسخ و به تبع آن ابطال انتقالات را نموده ایم به عبارتی فسخ ناظر به معامله بین خوانده ردیف اول و دوم است و ابطال مربوط به یک واقعه حقوقی لذا دو دعوی نتیجه قهری یکدیگر می باشند و آقای ... وکیل آقای ر.ض. نیز اظهار داشته موکل در کمال حد متعارف نسبت به انجام معامله ای در قالب فروش میزان مندرج در خواسته اراضی موکلینش به خوانده ردیف نخست اقدام و ثمن معامله یک میلیارد تومان تعین گردیده است که از پرداخت ثمن خودداری می نماید و در کمال تاسف موکل در مظان اتهام از سوی خواهان ها قرار گرفته است در حالی که غبطه موکلین حین المعامله رعایت گردیده است و ملک به قیمت یک میلیارد تومان فروخته شده و هیچ گونه ثمنی از خوانده ردیف اول دریافت نگردیده است و دعوا متوجه موکل نمی باشد زیرا آثار عقد به موکلینش (یعنی خواهان ها) باز می گردد و در صورت فسخ قرارداد و ابطال انتقال رسمی باز هیچ یک نتیجه عمل موکل نمی باشد که بابت آن، به خسارت دادرسی محکوم گردد و خواهان ها باید به خریدار مراجعه کنند نه موکل من وکیل خواهان طی لایحه ای ارزش دو خواسته را هر یک به 250 هزار تومان تقویم و ارزش خواسته را کاهش می دهد شعبه مذکور طی دادنامه شماره 91/00495 مورخ 91/06/07 حکم به ابطال سند انتقال صادر ولی دعوی فسخ را رد می کند و رای را به لحاظ تقویم ارزش تقلیل یافته خواسته قطعی اعلام می نماید دادخواهان نسبت به این دادنامه تقاضای رسیدگی مجدد در اجرای ماده 18 اصلاحی می نمایند. رییس کل متحرم دادگستری استان بوشهر با این استدلال که مطابق ماده 98 ق.آ.د.م چیزی را که خواهان می تواند از خواسته خود کاهش یا افزایش دهد خواسته خویش است نه بهای خواسته لذا دادنامه معترض عنه را خلاف بین شرع توصیف و به معاونت قضایی قوه ارسال می دارد گروه دوم کاهش مبلغ خواسته و در نتیجه اعلام قعطیت رای صادره را صایب ندانسته اند که متعاقبا پرونده به کمیسیون شماره 8 واگذار و گروه مزبور دادخواهی آقای ح. ب. و آقای ع. ر.ض. و نظریه رییس دادگستری استان بوشهر نسبت به دادنامه شماره 00495 - 91/06/07 شعبه چهارم دادگاه عمومی حقوقی بوشهر وارد دانسته اند زیرا کاهش خواسته طبق ماده 98 ق.آ.د.م امکان پذیر است نه کاهش بهای خواسته فلذا اولا اعلام قطعی بودن رای صحیح نبوده و شعبه مکلف به اعلام قابل تجدیدنظرخواهی بودن رای خود بوده در ثانی در وکالتنامه رسمی شماره 22301 مورخ 87/07/28 تصریح نگردیده که وکیل ( ع. ر.ض. ) فقط می تواند مورد وکالت را به خودش بفروشد بلکه آمده «فروش املاک مذکور کلا یا جزءا یا مشاعا یا مفروزا»; که تحت هیچ عنوان دلالت بر وکالت بر نفس وکیل نمی کند. اگر صراحت به نفس نشده باشد وکیل می تواند مورد وکالت را به دیگری هم بفروشد که این موضوع خلاف استنتاج شعبه چهارم دادگاه عمومی است سپس اظهارنظر می نمایند دادگاه تخلفات عدیده ای مرتکب گردیده که غیر قابل اغماض است و درخواست تجویز اعاده دادرسی داده اند پرونده به همراه گزارش به نظر ریاست محترم قوه قضاییه رسیده و ایشان نسبت به دادنامه شماره 00495 مورخ 91/06/07 در اجرای ماده 477 ق.آ.د.ک تجویز اعاده دادرسی فرموده و پس از ارسال پرونده به دیوان عالی کشور رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای جعفری مستشار شعبه و دقت در اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد :
## رای شعبه دیوان عالی کشور
ایراد عنوان شده از ناحیه قضات محترم معاونت قضایی قوه قضاییه در ارتباط با دادنامه شماره 495 - 91/06/07 صادره از شعبه چهارم دادگاه عمومی حقوقی بوشهر که عمدتا راجع به قطعی اعلام شدن رای بوده و به شرح فوق بنحو مشروح منعکس گردیده است وارد و موجه می باشد زیرا همانگونه که قضات محترم نامبرده از ماده 98 قانون آیین دادرسی مدنی استنباط نموده اند آنچه که خواهان می تواند در تمامی جلسات دادگاه دعوی را تغییر دهد کاهش خواسته است نه بهای خواسته و چون بهای خواسته همان است که در دادخواست قید گردیده و قابل تغییر نمی باشد دادگاه مکلف بوده است رای خود را قابل تجدیدنظر اعلام کند، بنابراین مخدوش بودن رای صادره در این قسمت محرز است و با توجه به تجویز اعاده دادرسی از ناحیه ریاست معظم قوه قضاییه و مستندا به ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری دادنامه مرقوم صرفا در خصوص قطعی اعلام شدن رای نقض و آنرا حذف می نماید و چون تجویز اعاده دادرسی نسبت به این قسمت از رای معترض عنه بوده و از طرفی مرجع تجدیدنظر از احکام دادگاه های عمومی، دادگاه های تجدیدنظر استان می باشند و در مانحن فیه محکوم علیه از رای دادگاه عمومی تجدیدنظرخواهی نموده است و حسب اوراق پرونده تبادل لوایح انجام و رسیدگی به شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان بوشهر ارجاع و در حال رسیدگی بوده است لذا عینا به مرجع مزبور ارسال و ارجاع می گردد تا به عنوان مرجع صالح به رسیدگی ادامه و رای مقتضی صادر فرمایند.
شعبه بیست وسوم دیوان عالی کشور
یعقوب انصاری (رییس)
موسی جعفری (مستشار)
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رای
تغییر بهای خواسته در جریان دادرسی
۹۵۰۹۹۷۰۹۰۸۳۰۰۱۴۸ · ۱۳۹۵/۰۴/۱۴ · شعبه دیوان عالی کشور · انتقالی
چکیده: خواهان در تمام مراحل دادرسی می تواند خواسته را کاهش دهد اما بهای خواسته غیرقابل تغییر بوده و همان مبلغی است که در دادخواست اعلام شده است.
مواد قانونی مرتبط
۰ موردارجاع صریحی به مادهای از قوانین موجود یافت نشد.