## رای خلاصه جریان پرونده
خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 94/1/9 خانم ل. الف.الف. دادخواستی بطرفیت س. ب.م. بخواسته اثبات عقد دایم و الزام به ثبت واقعه عقد دایم به د. ی بجنورد تقدیم و اعلام نموده است در مورخ 93/5/26 به عقد دایم خوانده در آمده ام ولی تاکنون ثبت در سند رسمی ازدواج نگردیده است و ایشان نیز به دلایل مختلفی از انجام این کار سرباز می زند تقاضای صدور حکم الزام به ثبت واقعه عقد دایم مورد استدعاست. ضمیمه دادخواست فتوکپی کارت ملی و یک فقره سند عادی نکاح ملاحظه می گردد. متعاقبا آقای م. د.خود را بوکالت از خوانده معرفی نموده .در جلسه مورخ 94/1/22 خواهان دعوی خود را مطرح کرده و از دادگاه تقاضای سوگند نموده است . وکیل خوانده نیز لایحه ای تقدیم نموده و ضمن انکار ادعای خواهان نکاح را موقت سی و پنج ساله اعلام و تقاضای استماع اظهارات عاقد را کرده است .دادگاه نیز قرار استماع شهادت شهود صادر نموده و از مادر خواهان و شخصی بنام ب. د. از دوستان مرحوم پدر خواهان و م. الف.الف. برادر خواهان و فرد دیگری بنام غ. الف.که عاقد طرفین بوده تحقیق کرده است . سه نفراول بنفع خواهان شهادت داده اند لیکن آقای الف. بعنوان عاقد، عقد را موقت سی و پنج ساله اعلام کرده است . پرونده کلاسه 920578 ش 102 جزایی نیز بعنوان پرونده استنادی مورد مطالبه دادگاه واقع گردیده . در این پرونده خانم پ. م. م. به مامورین مراجعه و اعلام نموده همسر بنده بنام س. ب.م. به منزل آقای س. الف.الف. رفت وآمد دارد و با دختر وی بنام ل. رابطه نامشروع برقرار می کند . با ورود مامورین به منزل ، خانم ل. الف.الف. خود را همسر س. ب. معرفی نموده . س. ب. نیز عقد خود را با این خانم یک ساله و موقت اعلام کرده است . خانم ل. الف.الف. هم اظهار داشته 92/3/16 یک بار عقد خواندم شک کردیم دوباره دیروز 92/4/25 خواندیم برای اینکه به حرام نیفتم من پدرم را راضی کردم که با عقد موقت من موافقت کند ... پدرم شاهد بود ومدارک در پرونده موجود است من در عقد منقطع ایشان هستم . اولین عقد 90/1/20 و بعد 91/1/16 دو مرتبه عقد کردیم در سر سال توسط عاقد بود آخرین در بجنورد توسط آقای الف. بود که توسط ایشان 92/4/27 بود و 92/4/26 نیز دستگیر شدیم . النهایه دادگاه نامبردگان را از اتهام رابطه نامشروع دون زنا تبریه نموده است . صورتجلسه مورخ 94/9/24 حکایت از این دارد که بلحاظ اختلاف در نوع عقد و عدم اطمینان از اظهارات شهود از جمله عاقد و نظر به فتاوای بعضی از مراجع عظام تقلید از جمله حضرت امام خمینی (ره) در اختلاف در باب دوام و انقطاع ، و اصل بودن قول زوجه و ضرورت انجام سوگند قرار اتیان سوگند صادر گردیده که در جلسه مورخ 94/3/5 خواهان با الفاظ جلاله اتیان سوگند مبنی بر دایمی بودن عقد نموده و درنتیجه دادگاه با اعلام ختم رسیدگی بشرح دادنامه 9409975840100294 - 1394/3/9 با قبول دعوی خواهان و صدور حکم بر اثبات زوجیت دایم بین طرفین زوج را ملزم به ثبت واقعه نکاح در یکی از محاضر رسمی ازدواج کرده است . با تجدیدنظر خواهی آقای م. د. وکیل زوج پرونده در شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان خراسان شمالی مطرح و با استماع اظهارات طرفین و با توجه به ادعای تجدیدنظر خواه مبنی بر انقطاعی بودن عقد در تاریخ 94/7/13 مجددا قرار اتیان سوگند از سوی وی صادر گردیده لیکن در جلسه دادرسی 94/8/11 دادگاه از تصمیم خود عدول نموده و دوباره پرونده استنادی قبلی را مطالبه و ملاحظه کرده است. نهایتا دادگاه تجدیدنظر نیز ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه 9509975844100138 -1395/2/11 با استدلال مندرج در آن دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است . با ابلاغ رای وکیل آقای ف. ب.م. از دیوانعالی کشور تقاضای رسیدگی فرجامی نموده است.هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای عبدالغفور دری عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده درخصوص دادنامه فرجام خواسته مشاوره نموده با اعلام ختم رسیدگی چنین رای می دهد.
## رای شعبه دیوان عالی کشور
رای شعبه
درخصوص فرجامخواهی آقای فخرالدین ب.م. با وکالت آقای م. دادگر نسبت به دادنامه 9509975844100138 - 95/2/11 شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان خراسان شمالی که در تایید رای بدوی و اثبات زوجیت دایم طرفین و الزام زوج به ثبت واقعه نکاح در دفتر رسمی ازدواج صادر گردیده است ، با بررسی محتویات پرونده نظر به اینکه در صورت عدم پذیرش منقطع بودن نکاح در عقدنامه عادی پیوست پرونده و عدم پذیرش اظهارات عاقد و ضرورت اتیان سوگند اولا - مطابق مواد 270 به بعد قانون آیین دادرسی مدنی می بایست متقاضی سوگند تعیین شود که در ما نحن فیه زوجه مطابق صورتجلسه 94/1/22 تقاضای سوگند نموده است . ثانیا با توجه به انکار خوانده نسبت به ادعای خواهان می بایست منکر (خوانده) ادای سوگند نمایدودر صورت امتناع وی از ادای سوگند در این صورت سوگند به خواهان واگذار می گردد که در مانحن فیه ایتان سوگند به نحو صحیح انجام نشده است. ثالثا - در تحریر الوسیله حضرت امام (ره) در مسیله 9 از گفتار در نکاح منقطع فرموده اند (( یشترط فی النکاح المنقطع ذکر الاجل ، فلولم یذکره متعمدا او نسیانا بطل متعه و العقد دایما ....)) یعنی در نکاح منقطع ذکر مدت شرط است ، پس اگر عمدا و یا نسیانا مدت در عقد ذکر نشود عقد بعنوان انقطاعی باطل می شود و بعنوان عقد دایم منعقد می گردد. از آنجاییکه 1- در موضوع پرونده و اختلاف طرفین ، در سند عادی نکاح ،مدت اعم از دایم یا منقطع ذکر گردیده است . 2- در صورت عدم ذکر مدت عقد انقطاعی باطل و عقد دایم منعقد می گردد ، بحثی از قبول قول زن در ادعای عقد دایم یا مدت دار نیست بنابراین بلحاظ نقص تحقیقات و نقص رسیدگی ، رای فرجام خواسته قابلیت تایید را نداشته و باستناد بند 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض آن مستندا به بند الف ماده 401 همین قانون رسیدگی مجدد به شعبه محترم صادر کننده رای محول می گردد. چنانچه منظور دادگاه محترم از استناد به فتوای حضرت امام (ره) مسیله دیگری است اعلام فرمایند.
شعبه سی ام دیوان عالی کشور رییس : م. علی کریم پورمستشار : عبدالغفور دری
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رای
(۱)- اثر عدم بیان مدت در عقد نکاح منقطع (۲)- شیوه اتیان سوگند
۹۵۰۹۹۷۰۹۰۸۶۰۰۲۲۳ · ۱۳۹۵/۰۶/۱۴ · شعبه دیوان عالی کشور · انتقالی
چکیده: (1)- در نکاح منقطع ذکر مدت شرط است و اگر عمدا و یا نسیانا مدت در عقد بیان نشود، عقد به عنوان انقطاعی باطل بوده و به عنوان عقد دایم منعقد می شود. (2)- در صورت انکار خوانده نسبت به ادعای خواهان می بایست منکر (خوانده) ادای سوگند نمایدو در صورت امتناع وی از ادای سوگند در این صورت سوگند به خواهان واگذار می گردد؛ بنابراین اتیان ابتدایی سوگند از سوی مدعی صحیح نمی باشد.