## رای دادگاه بدوی پرونده کلاسه ۸۹۰۹۹۸۵۸۶۴۰۰۰۶۲۹ شعبه اول دادگاه کیفری یک *( یک کیفری استان سابق ) تصمیم نهایی شماره ۹۵۰۹۹۷۵۸۴۴۵۰۰۲۷۷ متهمین: ۱. اقای ق. ش. فرزند م. ا. با وکالت اقای ح. ا. فرزند ق. م. به نشانی *روبه روی پزشکی قانونی ۲. اقای ا. ش. فرزند ق. با وکالت اقای ا. س. فرزند ح. به نشانی * ۳. خانم ط. ش. فرزند ق. با وکالت خانم ه. ا. فرزند ق. به نشانی *– *– *دفتر ح. ا. و اقای ف. ا. ا. به نشانی *دفتر وکالت ۴. اقای ح. ت. فرزند م. با وکالت اقای ب. خ. م. به نشانی *. ع * اتهام ها: ۱. قتل عمدی مسلمان ۲. معاونت در قتل عمدی دادگاه با توجه به محتویات پرونده و پس از انجام مشاوره و حصول توافق ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال بشرح اتی مبادرت بصدور رای می نماید. بسمه تعالی - ( رای دادگاه ) در این پرونده اقایان ۱-ق. ش. فرزند م. ا. متولد ۱۳۳۴ با وکالت تسخیری اقای حاکم ع. ب. ۲-ح. ت. م. فرزند م. متولد۱۳۶۲ با وکالت تسخیری اقای م. ن. ۳-ا. ش. فرزند ق. متولد ۱۳۶۳ با وکالت تسخیری اقای ح. ا. ۴-خانم ط. ش. فرزند ق. متولد ۱۳۵۵ با وکالت تسخیری خانم ه. ا. متهم هستند به مشارکت در قتل عمد مرحوم ع. ع. ف. شرح ماجرا بطور مختصر ان است.که جسد عریان مرحومه در تاریخ شنبه ۸۹/۰۹/۲۰ ساعت ۸:۱۵ بامداد در مسیر *کشف ، در حالیکه به اتش کشیده شده و مقداری از موهای سر و صورت و دستان وی سوخته است.و چون در هر دو دست انگشت اضافی ششم بعنوان نشانه خاص بوده ماموران انتظامی هویت وی را کشف و با ردگیری اخرین افرادی که با مرحوم ملاقات داشته اند به ط. ش. از یکسو و اقای ع. د. فرزند ن. ا. از سوی دیگر ، مظنون می شوند ، نهایتا با فراخواندن ایشان نزد پلیس و تحقیق مفصل از ایشان ، اقای ع. د. اقرار می نماید. که مرحومه ع. در نیمه شب چهارشنبه شب به منزل وی مراجعه و حدود ۲۰ ساعت در ان منزل توقف داشته حدود ساعت ۲۲۰۰ پنجشنبه شب ، شخص ع. د. وی را به محل سکونت ط. که در منزل پدرش ق. بوده ، رسانده و در انجا از وی جدا می شود. ، و حسب اعلام و اقرار ط. ، مرحوم در شب جمعه ( همان پنجشنبه شب ) به منزل وی مراجعه و در حالی که گوشی تلفن او را نیز گم کرده بود ، ان شب سپری و روز بعد اول صبح متوجه مفقود شدن مبالغی از پول خود شده و موجب ورود پدرش ق. ش. به ماجرا گردیده است ، و به هر حال شخص اخیر نیز فراخوانی شده ، هر دو بیان میدارند که صبح روز بعد از شبی که مرحوم پس از مفقود کردن گوشی در ساعت ۲۲۰۰-۲۳۰۰ شب به منزل ط. مراجعت نموده و صبح اول وقت متوجه مفقود شدن پول می شوند که ط. ان را از زیر چرخ خیاطی دم درب خروجی زیر زمین محل سکونت به سمت خیابان یافته و رفتار و حرکات مرحوم کاملا موید ان بوده که پول را از کیف ط. برداشته ، در انجا پنهان کرده تا در فرصت مناسب برداشته و از منزل خارج شود. از مجموع تحقیقات مشخص می گردد. که این روز ، همان روز جمعه ای بوده که شنبه فردای ان ساعت ۸ صبح جسد مرحوم کشف می گردد. ، ق. و ط. در این مرحله مدعی شده اند که حدود ساعت ۱۱۰۰ و به قول دیگر ایشان عصر همان روز مرحوم از منزل خارج و دیگر از ایشان خبری ندارند ، با این توصیف ، دادسرا به نحو قطعی از ع. د. ، رفع ظن ( که البته اقای ع. د. قراین و شواهد زیادی بر صدق ادعای خود بشرح اوراق ارایه نموده است ) ، تحقیقات خود را متمرکز بر دو نفر فوق و خانواده ایشان نموده ، نهایتا اقایان ح. و س. هردو خاکباز فرزندان ط. ش. که بترتیب متولد ۱۳۸۱ و ۱۳۷۵ می باشند ، و نیز م. ب. متولد ۱۳۷۴ ، نوه ق. ش. و خواهرزاده ط. ، اعلام می کنند ، اوایل شب بدلیل سرقت پول ، پدر بزرگمان ق. به شدت از دست ع. عصبانی بوده ، به وی پرخاش می کرده و با عصا به او ضرباتی وارد نمود. و در این صحنه اقایان ا. ش. و ح. ت. نیز در منزل مذکور حضور داشته اند و چون ع. بیهوش شده ، وی را به داخل اتومبیل پراید انتقال و ا. ش. راننده ، ق. بغل دست وی نشسته ، ع. را در وسط صندلی عقب بصورت نشسته قرار داده ، ح. در سمت راست وی و پشت ق. و ط. در سمت چپ وی پشت راننده نشسته ، ظاهرا به قصد رفتن به بیمارستان از منزل خارج شده اند ، در این مرحله متهمان ردیفهای ۲ و ۳ نیز فراخوانی و پس از چند مرحله تحقیق اقرار می نمایند که سخنان نوجوانان یاد شده صحیح بوده ، پس از خروج از منزل بقصد بیمارستان رفتیم لکن به دستور ق. از مسیر خارج و به *( محل سکونت متهمان ) رفته و از انجا نیز به جاده روستایی مسیر چری رفتیم و ع. که در این مرحله هوشیاری نسبی خود را بدست اورده ، مورد مواخذه مجدد ف. واقع و چون سرقت را انکار می کند ، ق. با عصبانیت تمام گلوی وی را با دستهای خود فشرده ، او را خفه کرده که البته در این قول بین اظهارات دفعات بازجویی ایشان تفاوت جزیی راجع به اینکه ق. داخل ماشین ع. را خفه کرده یا خارج از ان وجود دارد. ، و در نهایت باز هم با تفاوت قول به اینکه چه کسانی عصمت را از اتومبیل خارج و به پایین جاده انتقال داده اند و یا اینکه چه کسی ۴ لیتری بنزین را از صندوق عقب خارج و اورده ، هردو متفقا بیان می دارند که ق. جسد را به اتش کشیده و ایشان از محل دور شده اند ، شرح مبسوط گفتار متهمان مذکور در قرار نهایی دادسرا و متن کیفرخواست و گردش کار تنظیمی طی دو نوبت در دیوان عالی محترم کشور بیان شده است ، خلاصه ان که دادسرای فاروج در مورد ق. به اتهام مباشرت و نسبت به سایرین به اتهام معاونت در قتل عمد مرحوم مذکور ، قرار مجرمیت و کیفرخواست صادر و شعبه دوم وقت کیفری استان ارسال و ارجاع و ان دادگاه با برگزاری جلسات دادرسی که در این مرحله متهمان ق. و ط. بر انکار قبلی خویش اصرار و متهمان ا. و ح. نیز از اظهارات مکرر خویش نزد مرجع انتظامی و بازپرس فاروج عدول ، مدعی عدم اطلاع از قتل و هر گونه دخالت خویش در ماجرا می شوند نوجوانان مذکور نیز در محضر دادگاه ، شهادت قبلی خویش را انکار و همگی ایشان مدعی شکنجه در مرحله تحقیقات مقدماتی توسط مرجع انتظامی می شوند ، دادگاه مذکور ، در نهایت مطابق کیفرخواست اتهامات را محرز دانسته و حکم بر قصاص نفس ق. و محکومیت به حبس سایرین صادر که سازمان* محترم کشور با تذکر به اینکه شهادت شهود فقط تا مرحله انتقال مرحوم از منزل متمهان واجد اثر و حکایتی از ما بعد ماجرا ندارد. و درثانی به تصریح نظریه پزشکی قانونی ، فوت بر اثر جسم رشته ای بوده که بهرحال با خفگی با دست تفاوت دارد. ، همچنین لایحه اعتراض خانم ط. ش. که منضم به اظهارات افراد ثالثی در بیان انتساب قتل به اقای ع. د. می باشد. ، رای دادگاه بدوی را ناقص تشخیص ، دستور به رسیدگی مجدد صادر نموده ، در این مرحله دادگاه با فراخوانی دو نفر افرادی که حسب لایحه ط. مطالبی عنوان کرده بودند ، ( اقای ی. ر. و خانم م. م. ج. ) از ایشان تحقیق که نامبردگان با رد مفاد نوشته های منتسب به خود راجع به اینکه قتل توسط ع. د. انجام گرفته باشد. اظهار بی اطلاعی می کنند ، در نهایت با برگزاری جلسه دادرسی مجددا حکم بر قصاص مباشر و حبس معاونان مطابق کیفرخواست صادر می نماید. ، در این مرحله نیز با اعتراض محکوم علیهم سازمان* کشور با تذکر به اینکه محکوم علیه ق. از بدو تحقیقات تا ختم دادرسی منکر ارتکاب قتل بوده و شهود و مطلعین نیز از شهادت خود عدول و اظهارات خودرا ناشی از جو حاکم به تحقیقات اعلام کرده اند و اینکه برداشت دادگاه با نظریه پزشکی قانونی که علت فوت را ناشی از خفگی بواسطه جسم رشته ای مانند طناب عنوان نموده ، تعارض دارد. و نیز با تذکر به اینکه راجع به وحدت قصد بین مباشر و معاونان مورد نظر دادگاه قرینه ای وجود ندارد. ، دادنامه را نقض و جهت رسیدگی به شعبه هم عرض ارجاع نموده است ، نهایتا پرونده به شعبه اول وقت کیفری استان ارجاع که پس از ان ، این دادگاه بعنوان جانشین ادامه رسیدگی داد ، و پس از استعلام از پزشکی قانونی که پاسخ ان مختصرا حاکی است. ( ( چون جسد متوفی در ناحیه گردن ، دچار سوختگی شدید و فساد نعشی بوده لذا اثار شیار گردنی اعلام شده در شرح کالبد گشایی می تواند ناشی از چین پوستی باشد. که بدنبال سوختگی نمای شیار گردنی را تقلید نموده است ، و لاکن بنحو قطعی علت فوت ناشی از فشار بر عناصر گردن است.اما اظهارنظر دقیق در مورد فشار با جسم رشته مانند یا فشار دست بر ناحیه گردن منوط به تحقیقات قضایی می باشد. ) ) و پس از مطالعه و دقت مجدد در مجموع اوراق تحقیقات و دادرسی های گذشته نتایج ذیل را استنباط می کند ۱-اظهارات ق. راجع به زمان اخرین ملاقات با مرحوم ع. و نیز دفعات ملاقات با وی و نیز شکسته بودن پایش و عدم امکان حرکت مقرون به واقع نیست ، کمترین ان اظهارات دخترش ط. در جلسه دادرسی این دادگاه بوده که به رغم ادعای اقای ق. به اینکه صبح روز بعد از کوچ خانم ط. به منزل وی موضوع سرقت پول اتفاق افتاده که دخترش به وی که در سمت دیگر حیاط و در *( بلحاظ اختلاف سطح منزل نسبت به دو خیابان اطراف ان ) اطلاع داده و پول ( که از بنگاه مسکن تحویل گرفته بوده است ) را به وی داده و شمرده و متوجه کسر بودن مبلغ دو میلیون و چهارصد هزار ریال شده و از همان بالا به دخترش دستور تجسس داده که دقایقی بعد پول یافته شده و وی در همان صبح متوجه حضور ع. در منزل ط. گردیده و دستور اخراج وی از منزل را به دخترش صادر نموده است.و چون خودش توان حرکت نداشته اصلا پایین نیامده و شخص خانم عصمت را ندیده است ، همچنین تلاش دارد. این واقعه را منتسب به روزهای مقدمی بکند یعنی روزی که عصر قبل از ان ط. به منزل وی اثاث کشی نموده است.حال انکه ط. صراحتا بیان میدارد. پس از اثاث کشی به منزل پدر مرحوم ع. ، چند شبانه روز در منزل وی بوده است.و بیان می دارد. پولها را که به پدرم دادم پس از شمردن و با توجه به کسر بودن ان به زیرزمین محل سکونت من امده و با عصمت مجادله نموده است.و ع. با گستاخی و طلب کارانه جواب می داده که در این میان پول را از زیر چرخ خیاطی پیدا نمودم و این دقیقا خلاف اظهار ق. به عدم ملاقات مرحوم ع. در مجموعه منزل خویش است.۲-هر چند اظهارات ط. راجع به میزان اموال مسروقه و دفعات ان و چگونگی برخورد با شخصی بنام م. ف. که متهم به سرقت با همدستی مرحوم ع. در مرحله اول از منزل وی بوده اند ، سراسر تناقض است.اما به صراحت اقرار مکرر وی که مرحوم ع. پس از انکه گوشی وی را برداشته و از منزل خارج شده شب بعد اواخر شب به منزل مراجعت نموده و این دقیقا نکته است.که ع. د. را از ظن اینکه اخرین ملاقات کننده با عصمت باشد. مبرا می سازد چه انکه محرز و مسلم است.ملاقات وی با مرحوم ع. در فاصله ای بوده که گوشی ط. دست ع. بوده ، نامبرده به مشخصات گوشی و مفقود شدن ان و اینکه حین خداحافظی به مرحوم سپرده تا ماجرای مفقود شدن را به ط. بازگو نکند شاید فرجی شود. ، اشاره نموده است.و مطالب مذکور دقیقا در اظهارت ط. بدون انکه خود بخواهد تکرار شده است.حتی ساعت مراجعت مرحوم به منزل از زبان ط. منطبق با بیان ع. د. راجع به زمان خداحافظی است.پس اینکه متهمان ق. و ط. مکررا پای ع. د. را به میان می کشند و لوایحی را از سوی افرادی که در سلامت رفتار و عدالت ایشان تردید جدی وجود دارد. به دادگاه ارایه می نمایند ، امری مطابق واقع نیست زیرا حداقل دو نفر ایشان که اصل اظهاراتشان ضمیمه پرونده است.در دادگاه حضور یافته و مفاد نوشته منتسب به خویش را رد نموده اند ( ی. ر. و م. ج. ) تصویر اظهارات خانم ف. ب. نیز به روشنی گویای ساختگی بودن ان می باشد. چه انکه مشخص نیست در کجا و چه زمانی واقعه مورد ادعای وی اتفاق افتاده و چرا خوابش برده است.و باز هم انگیزه ع. د. از قتل عصمت را مشخص نکرده است.و بهرحال همگی افراد مذکور محکومان به جرایم مواد مخدر بوده لوایح ایشان در زندان تنظیم و ارایه شده هر چند که ع. د. نیز از قماش ایشان است.اما خانم ط. نیز دقیقا از همین قماش می باشد. ۳-راجع به انگیزه متمهان این نکته ضرورت دارد. که اشاره شود. دادگاه در اصل اینکه از ابتدا قصد قتل برای تنبیه راجع به سرقت پول وجود داشته باشد. مردد بوده و معتقد است.روندی که بواسطه بیهوشی عصمت شروع شده منتهی به تصمیم قتل گردیده و لکن انگیزه ایشان برای تنبیه مرحوم ع. بقدر کافی پررنگ بوده زیرا حدود یک هفته قبل از ان بنا به تصریح خانم ط. اموال به ارزش تقریبی دو میلیون تومان توسط م. ف. و با مشارکت مستقیم ع. که درب را روی وی باز نموده اتفاق افتاده و حتی ط. به همراه پدرش و خانم ع. راجع به موضوع سرقت در اگاهی تشکیل پرونده داده اند ، صرف نظر از انکه سرقت مربوط به وجه نقد و زعفران مطابق گفته ط. بوده یا چیزی غیر از ان باشد. ، بهرحال با لحاظ سطح فرهنگ و معیشت ط. و ممر کسب درامد وی قابل توجه بوده چند شب پس از ان نیز گوشی خانم ط. را برده و بازنگردانده و صبح روز بعد نیز برای ط. و اقای ق. اقدام به سرقت دو میلیون و چهارصد هزار ریال وجه نقد توسط ع. محرز می گردد. که همگی اینها به نظر کفایت می کرد ، تا از لحظه حدوث اخرین اتفاق از خروج وی از منزل جلوگیری و نظر به تنبیه وی حداقل بقصد پیداکردن اموال موضوع سرقت اول باشند. ۴-رفتار همگی متهمان با م. ف. در تنبیه ایشان به اشد نحو ممکن بخاطر انکه راجع به سرقت به وی مظنون بوده اند گویای قساوت در نحوه بر خورد ایشان با مشتریان خویش بعنوان افراد پایین دست می باشد. ، چه انکه فعالیت در اموری مانند انچه متهمان بدان اشتغال دارند خشونت و سویظن را امری ضروری می نماید. ۵-اظهارات فرزندان ط. و فرزند خواهر وی که نوادگان ق. هستند و س. و م. در زمان حادثه مذکور بالغ و سخن ایشان قابل اعتنا و موثر در امور غیر مالی است ، با لحاظ بیان جزییات از سوی نوجوانان مذکور و اینکه بدیهی است.تحقیق مرجع انتظامی و دادسرا از ایشان بنحو جداگانه بوده و انطباق سخنان ایشان با یکدیگر مقرون به واقع است.هیچ دلیل و قرینه ای بر شکنجه نوجوانان مذکور نیست چه انکه پذیرش چنین ادعایی نظام عدالت قضایی کشور را زیر سوال می برد ، همچنین فرزند ط. تصریح نموده زمانی که مادرم بتوسط ماموران پلیس جلب شد به من توصیه کرد بگویم ع. پس از برداشتن گوشی مادرم از منزل خارج و دیگر باز نگشته است. ۶-اظهارت اقایان ح. ت. و ا. ش. راجع به حضور خویش در منزل اقای ق. و در زمان وقوع اتفاق بیهوشی ع. و نیز انتقال وی تا محل کشف جسد مقرون به واقع است.به همان استدلال گفته شده که اولا قطعا جدای از یکدیگر سخن گفته اند ثانیا ریز گفته های ایشان با سخنان شهود و نیز متهم دیگر منطبق است. هر ادعای ایشان به تحت شکنجه بودن مقرون به واقع و قرینه نیست چه اگر بنا بر شکنجه بود خانم ط. بعنوان یک زن و ق. که مردی مسن است.قطعا تاب و تحمل کمتری داشتند ۷-اظهارات ایشان راجع به ارتکاب قتل با خفه نمودن و نیز اتش زدن جسد توسط ق. از انجا که خود بعنوان مظنون و شریک در صحنه اخر ماجرا شرکت دارند ، نه بعنوان شهادت و نه بعنوان قرینه بین موجب علم نمی تواند منشا اثر باشد. ۸-دفاع ق. بر اینکه اگر با عصا زده باشم باید کبودی در سر وجود داشته باشد. و اگر با دست خفه کرده ام چرا پزشکی قانونی وسیله خفه کردن را طناب اعلام کرده است ، هر چند که معقول و مبنای همان شبهه ای شده که دیوان محترم عالی کشور طی دو نوبت رای دادگاه بدوی را نقض و دستور رسیدگی مجدد صادر نموده اما با لحاظ انکه سر ، صورت ، موها و گردن دچار سوختگی درجه سه شده اند بعید نیست که پزشکی قانونی در یافتن اثار کبودی دچار مشکل شده باشد. کمااینکه در اخرین جوابیه ان مرجع به دادگاه احتمال خفگی با دست را نیز رد نکرده است.ضمن انکه گفتار مشهود و دو متهم اقرار کننده نیز در هیچ کجا دلالت صریح به زدن ضربه محکم به سر یا سایر نقاط بدن بنحوی که قطعا بتوان گفت اثر خونمردگی ایجاد کند ندارد. چه انکه بفرض کبودی در سر از پوست سوخته شده نمی توان اثر کبودی را یافت ۹-به تصریح پزشکی قانونی که در تاریخ ۸۹/۰۹/۲۰ جسد را معاینه نموده زمان فوت حسب معاینه ظاهری جسد و بر اساس جمود نعشی و کبودی خلف تنه ۸۹/۰۹/۱۹ بوده است. ضمنا در ادامه فراز هشتم می توان استدلال نمود بیهوشی مرحوم ع. ناشی از اضطراب و ترس و دلهره حاصل بر اثر پرخاشی و فشار روانی مداوم متهمان بوده است.کما اینکه حسب اعلام پزشکی قانونی پس از بررسی اسیب شناسی نامبرده دارای هپاتیت مضمن و احتقان ریوی بوده ، نیز فردی بوده معتاد به ماده مخدر کریستال و با زندگی بی خانمان که قطعا بلحاظ سوی تغذیه و غیره جسما و روحا ضعیف بوده و بیهوشی وی را نمی توان قطعا و منحصرا ناشی از ضربه سنگین دانست و بدنبال اثار چنین ضربه ای بود ، بنابمراتب دادگاه با احراز قطعی اینکه متوفی اخرین زمان حیات خود را نزد متهمان یا در چنگ انان بوده و رد ادعای متهمان ق. و ط. به اینکه مرحوم ظهر یا عصر جمعه از نزد ایشان رفته بواسطه عدم اتکا به دلیل و با رد دخالت فرد یا افرادی غیر از مجموعه متهمان مذکور در قتل مرحوم ع. ، علم اجمالی دارد. بر اینکه قتل توسط گروه مذکور انجام یافته که با لحاظ نحوه فوت ، نمیتوان انرا به همگی ایشان بصورت مجموع انتساب داد و از انجا که لوث بر برخی از ایشان بنحو تقدم بر دیگران وجود ندارد. بنظر قصاص ساقط است.و با استناد به ۲۱۱-۴۴۸-۴۵۲-۴۵۴-۴۷۹-۴۸۲-۴۸۸-۴۹۲-۵۴۹ و۵۵۰ و۵۵۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ با لحاظ حدوث صدمه و فوت در ماه محرم الحرام ( ۴ محرم ۱۴۳۲ قمری ) نامبردگان را مشترکا و متساویا به پرداخت یک فقره دیه زن مسلمان به علاوه یک سوم ان در حق اولیایدم و از باب جنبه عمومی موضوع بلحاظ انکه عمل ایشان مصداق بارز اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه بوده و بیم تجری قطعا وجود دارد. ، استنادا به ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی مبحث تعزیرات ، هر یک از انان را به تحمل هفت سال حبس محکوم می نماید. این رای حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان محترم عالی کشور می باشد.٪ رییس شعبه اول دادگاه کیفری یک * دوست د. ع. فهرست دادگاه بدوی نقد رای