## رای خلاصه جریان پرونده
از این قرار است. در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۱۴ سازمان *و امور خیریه شهرستان *با نمایندگی ح. ع. ز. لدا. مبادرت بطرح دعوایی بخواسته های ۱ اثبات و احراز وقفیت و ثلث دایم دو قطعه زمین به مساحت تقریبی ۳۸۰۰ متر مربع واقع در روستای *کران ۲ مطالبه اجرت المثل ایام تصرف با جلب نظر کارشناس ۳ خلع ید از زمین موقوفه ۴ مطالبه خسارات دادرسی بطرفیت م. ق. و ز. ع. نزد سازمان *نموده و توضیح داده است. به دلالت تصویر وصیت نامه و شهادت شهود مرحوم م. ع. ششدانگ دو قطعه زمین به مساحت تقریبی ۳۸۰۰ متر مربع تحت تملک خود واقع در *را وقف نموده تا از محل درامدش چند سالی را صرف نماز و روزه قضا و بعد از مدت تعیین شده درامد حاصله از عین موقوفه را صرف امور خیریه روستا نمایند لیکن از زمان فوت واقف زمین مذکور تحت تصرف خوانده ردیف اول قرار گرفته و در ان کشت و زرع می نماید. و کلیه درامد ثلث مذکور را به نفع خود تصاحب و از پرداخت نصف درامد به موقوفه خودداری نموده اند و در این راستا به شهادت س. س. م. – س. ع. ا. م. – ج. ح. و ع. ع. ک. استناد و از دادگاه تقاضای رسیدگی و صدور حکم به شرح خواسته را خواستار شده است. با دستور مقام ارجاع امر رسیدگی به شعبه *محول و با تکمیل پرونده وقت رسیدگی به تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۴ تعیین می گردد. در این جلسه نماینده حقوقی خواهان و ا. ی. ز. با ارایه وکالتنامه از ناحیه خواندگان حاضر می شوند نماینده خواهان مجددا خواسته خود را مطرح و بر ان تاکید می نماید. وکیل خواندگان در پاسخ به دعوی مطروحه بیان داشته ۱ بر دعوی مطروحه ایراد شکلی وارد است. خواهان مستند دعوی خویش را وصیت نامه عادی منتسب به مرحومه م. ع. قرارداده اگر چه سابقا به اصالت سند ایراد وارد شده مع الوصف تاکنون اصل سند ارایه نگردیده و بدین جهت بر ایراد خویش مبنی بر جعلیت سند مزبور باقی و انچه مسلم است. وصیت نامه مورد نظر توسط اداره خواهان برابر با اصل شده است. بنابراین احراز می گردد. اصل سند در اختیار خواهان می باشد. انچه که مسلم شده و موکلین به کرات بیان داشته اند سند مورد تنازع توسط م. ع. امضا نشده است. بلکه همسر وی به نام س. ر. م. به جای مرحومه ان را تنظیم نموده و اثر انگشت توسط س. ر. م. زده شده است. در حالی که مرحومه مالک زمین موضوع دعوی بوده و به استناد ماده ۵۷ قانون مدنی وصیت نامه ای که به امضا موصی نرسیده است. دارای اعتبار و ارزش قانونی نیست ومضافا به اینکه تصرف چندین ساله مالک و نیز موکلین دلالت بر عدم وقفیت و عدم اصالت سند ابرازی اداره خواهان را دارد. مضافا اینکه گواهانی که از سوی اداره خواهان تعرفه شده همگی ذیل وصیت نامه مورد نظر را امضا زده اند و با توجه به ایراد وارده و اینکه نماینده اداره خواهان به رغم انکه اصل سند را در اختیار دارد. تاکنون ان را به دادگاه ارایه نداده و در راستای ماده ۹۶ قانون ایین دادرسی مدنی درخواست خارج کردن سند مزبور از عداد دلایل و نهایتا صدور حکم بر رد دعوی را خواستار شده است. به لحاظ انقضا وقت اداری ادامه جلسه به تاریخ ۱۳۹۹/۴/۱۶ موکول می شود. در این جلسه وکیل خواندگان و نماینده خواهان حاضر می شوند بدوا نماینده خواهان اظهار داشت با عنایت به ایراد وکیل خوانده در جلسه قبل اعلام میدارد. با توجه به اینکه اصل وصیت نامه در زمان برابر با اصل نمودن نزد س. ا. م. بوده که در ان زمان به اتفاق ق. ع. و مولود قربانی نزد اداره حقوقی امدند و او با مشاهده اصل سند اقدام به برابر با اصل نمودن ان کرده و برابر اطلاع واصله توسط اقای م. با توجه به قرابت سببی تحویل م. ق. گردیده است. در خصوص ایراد وارده با عنایت به اینکه نگارنده نامه س. س. م. ا. از شاهدین معرفی شده به همراه ادرس می باشد. و دیگر شاهدین نیز می توانند مورد تایید قرار دهند از سوی دیگر خوانده دعوی به همراه وکیل خود در پرونده استنادی صراحتا به وجود وصیت نامه و اصل ان اعتراف نموده اند و اعلام نموده اند موصی از تصمیم خود عدول کرده است. و ان را معدوم نموده است. از سوی دیگر این وصیت نامه توسط شورا تنفیذ و در اصل و متن ان و به امضای رسیدن توسط موصی شکی باقی نمی ماند ضمن اینکه برابر دادنامه ای از شعبه *تلویحا اعلام گردیده که هیچیک از طرفین به دلیل وقف بودن سمتی در پرونده ندارند این دادنامه اماره ای بر اثبات دعوی فعلی می باشد. وکیل خواندگان در پاسخ اظهار داشت مستند دعوی خواهان احراز عقد وقف به استناد وصیت نامه عادی می باشد. در حالی که وصیت نامه مورد نظر در هیچیک از مراجع قضایی تنفیذ نشده است. بنابراین اثبات وقف بجهت عدم تنفیذ وصیت نامه مسموع نیست از این جهت بر رد دعوی مطروحه ایراد شکلی وارد است. ضمنا نماینده خواهان مدعی است. در دادگاه تجدیدنظر وقفیت ملک احراز گردیده چنین امر و باور داشت نماینده ناصحیح می باشد. مع الوصف با فرض بر صحت ادعای فعلی دایر بر اثبات وقفیت مصداق و معنی نخواهد داشت ضمنا موکل مدعی است. وصیت نامه نوشته شده است. اما موصی انرا امضا نکرده است. و اثر انگشت منتسب به مرحوم نیست چون ابتدایا سند ابرازی توسط اداره برابر با اصل شده است. پس احراز می گردد. اصل سند در اختیار خواهان است. مجددا وقت رسیدگی دیگری به تاریخ ۱۳۹۹/۱۱/۲۰ تعیین در این جلسات متداعیین بر مطالب قبلی خود اصرار می ورزند درنهایت قاضی شعبه با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور دادنامه شماره *مورخ ۱۳۹۹/۱۱/۲۰ نموده و به موجب ان حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر می نماید. مبنای استدلال شعبه این است. نظر به اینکه وقف از عقود شرعی و اسلامی است. و دارای شرایط و قواعد عامه و خاصه بوده که رعایت ان در تحقق هر گونه عقد وقفی لازم و ضروری است. و عدم رعایت ان منتهی به انتقاد وجودی ان می گردد. المشروط ینتفی باالتفا شروط بنا به مراتب و با توجه به مستند ابرازی دلیلی بر اجرای صیغه شرعی عقد وقف که باید به صیغه خاصی جاری گردد. وجود ندارد. و هیچگونه مدرک مستندی که گویای قبض موقوفه از ناحیه حاکم باشد. ارایه نگردید.و مدارک و مستندات موجود نیز در راستای اثبات وقفیت کافی و وافی نیست و نیز در دوران میان وقف و طلق بودن هر نوع ملکی اصل بر طلق بودن ملک می باشد. بنا بمراتب دادگاه دعوی خواهان را به سبب عدم کفایت دلایل و مدرک و مستندات ابرازی صحیح و ثابت تشخیص نداد و حکم بر بطلان ان را صادر می نماید. از این دادنامه توسط سازمان *و امور خیریه شهرستان *تقاضای تجدیدنظرخواهی بعمل می اید پرونده پس از انجام تبادل لوایح به دادگاه تجدیدنظر استان *ارسال و به شعبه *ارجاع می شود. قضات شعبه نماینده تجدیدنظرخواه را در باب قبض موقوفه جهت ادای توضیح دعوت می نماید. مشارالیه در تاریخ ۱۴۰۰/۵/۱۱ در شعبه حاضر و اظهار می دارد. اصل وصیت نامه که در ظهر ان صراحتا به وقف بودن ان اشاره شده است. و کپی ان در پرونده می باشد. نزد س. ع. ا. م. می باشد. برابر اطلاعات این اداره که به عنوان یکی از گواهان در پرونده معرفی گردیده است. متاسفانه دادگاه دعوتی از انها ننموده است. در ضمن با توجه به نسبت فامیلی خوانده دعوی حاضر به ارایه اصل ان نمی باشد. حال اینکه خوانده دعوی در پرونده استنادی به کلاسه *ر به صدور قرار رد دعوی گردیده است. صراحتا به وجود این وصیت نامه اعتراف نموده اند و اثر مهر شورای محل نیز ذیل مستند ارایه شده موجود می باشد. در ضمن تایید شورای محل به عنوان نماینده حاکم ذیل وصیت نامه موصوف خود دلیل محکم بر انجام قبض و اقباض موقوفه می باشد. و شهود تعرفه شده حاضر به ادای شهادت می باشند به منظور استماع اظهارات شهود وقت رسیدگی به تاریخ ۱۴۰۰/۷/۱۱ تعیین می شود. در این جلسه وکیل خواندگان و نماینده خواهان حاضر و مجددا مطالب سابق را تکرار می کنند در این جلسه شهود حاضر نشده وقت رسیدگی دیگری به تاریخ ۱۴۰۰/۸/۱۵ تعیین می گردد. در این جلسه نماینده سازمان *در پاسخ به سوال دادگاه مبنی بر حاضر نمودن شهود بیان داشت علی رغم اینکه گواهان و مسجلین و حتی بزرگان و هیات امنا مساجد محل طی استشهادیه مکتوب ضم پرونده می باشد. با قسم یاد کردن وقفیت ان را تایید نموده اند ولی در جلسه حاضر به علل اختلافات محلی خواستار ابلاغ و اخطار رسمی دادگاه شدند و با تماس حاضر به شرکت در جلسه نیستند و در پاسخ به سوال دیگر دادگاه مبنی بر اینکه ایا ملک به قبض اوقاف در امده است. یا خیر اعلام داشت نظر به اینکه برابر استشهادیه پیوست پس از فوت خانم ع. اسناد و وصیت نامه مفقود گردیده و بزرگان محل و مسجلین طی استشهادیه این مطلب را به سازمان *اطلاع و با توجه به اینکه کسی غیر از اوقاف ذی سمت نبوده اوقاف نسبت به طرح دعوی برابرگواهی گواهان و مومنین اقدام نموده ولی هرگز زمین در ید و تصرف اوقاف نبوده و عموما اینگونه املاک باقی به اوقاف تحویل نمی گردد. و وصی تعیین می شود. در فقره اخیر چون اصل ثلث باقی مانده که برابر بند هفت ماده یک قانون اوقاف در حکم وقف است. در خطر قرار گرفته سازمان *از باب نظارت عامه جهت احقاق و احیا ان اقدام نموده است. در پایان جلسه مجددا شهود تعرفه شده دعوت می شوند در جلسه متشکله مورخ ۱۴۰۰/۹/۸ ج. ر. – ر. ع. ک. – م. س. م. به عنوان شاهد حاضر و مطالب خود را بیان نمودند ج. ر. اظهار داشته در جلسه وصیت نبوده کاغذ را نزدش اوردند و امضا کرده است. م. م. کاغذ را اورد و گفت وصیت نامه است. امضا بزن ۳ یا ۴ امضا داشت م. گفت یک روحانی این کاغذ را نوشت من الان سی سال است. که شورا نیستم من به عنوان شورا امضا کردم و م. درباره جزییات کاغذ چیزی نگفت ر. ع. ک. اظهار داشت پدر ط. و ز. فوت کرد پدرم ط. را پیش خود بزرگ کرد ما انهارا عمه صدا می کردیم همیشه به من می گفت تو وصی من هستید باید بنویسید زمان که خواسته وصیت نامه بنویسید پیغام دادند من رفتم ان جا م. خیلی ادم گرمی بود. تا مرا دید جوش اورد که او را چرا اوردید گفت من می خواهم او را وصی کنم شوهرش داد زد گفت وصی برادرم است. ط. دید اینطوری است. گفت حال که وصی تو برادرت است. وصی من هم برادرت باشد. اسم برادرش س. ا. م. که در ان جلسه بود. ط. همان جا گفت زمین تلیکران وقف مسجد تلیکران کنید نمی دانم زمین چقدر است. ان موقع در دست خودش بود. اواخر زارع داشته است. ز. بود. در انجا جلسه دو تا شیخ بودند کاغذ را این دو شیخ نوشتند وسط جلسه من رفتم چون مساله ای برایم پیش امد برادرم امد دنبالم تا پایان جلسه نبودم نوشتن تمام شده بود. در حال صحبت بودند من ان جلسه امضا نزدم من اصلا کاغذ را امضا نکردم ان وصیت نامه را ندیدم ط. ۷ الی ۸ سال بعد از این کاغذ فوت کرده است. م. م. پ. نیز بیان داشته است. م. ر. پسر عموی پدرم است. احتمالا مراسم عموی پدرم م. ع. ب. ما در جلسه حاضر شدیم عمو م. تعارف کرد منزلش بنشینم رفتیم گفت وصیت نامه خود را بنویسیم پیشنهاد نوشتن به عموی من س. م. شد طبق حرمت نگهداری به او پیشنهاد شد عمو گفت دست خط من تعریفی ندارد. دستخط برادرزاده ام بهتر است. به من پیشنهاد شد من قبول کردم اما گفتم مسیولیت قبول نمی کنم مسیولیت حوادث و اتفاقات را نمی پذیرم در وصیت نامه حوادث و اتفاقات را نمی پذیرم در وصیت نامه هم قید شده که مسیولیت نمی پذیرم بالای ۲۰ سال است. شوهر خانم گفت خانم می خواهد مقدار زمینی را وقف *کند من هم نوشتم خانمش هم حضور داشت دقیق یادم نیست منزل م. عمویم بودیم گفت وصیت نامه می خواهد بنویسد من هم نوشتم اینکه وصیت م. بود. یا مال همسرش یادم نیست خانمش هم بود. امضا بلد نبود انگشت زده است. پدر مرحومم س. ع. م. است. در ان روز م. و س. ع. ا. هم بودند چیز دیگری یادم نست چیزی که یادم می اید زمین راجع به خانمش بود. مال خانمش بود. پنج سال پیش یک بنده خدایی امد منزل ما که شهادت می دهید من گفتم نه گفت یک برگه داریم چنین و چنان است. من هم زیر ان گواهی کردم که نوشتم در پاسخ به سوال دادگاه مبنی بر قبض اقباض پاسخ داد من نمی دانم زمین کجاست در نهایت قضات شعبه با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۲/۲۸ نموده و به موجب ان ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم بر احراز و اثبات وقفیت ثلث دایم دو قطعه زمین به مساحت تقریبی ۳۸۰۰ متر مربع واقع در نلیکران صادر می نماید. مبنای استدلال شعبه این است. شعبه پس از درج اظهارات شهود عینا در متن دادنامه دعوی اوقاف وارد است. و رای تجدیدنظرخواسته به درستی و همسو با موازین قانونی نگاشته نشده است. لذا با نقض دادنامه حکم بر احراز و اثبات وقفیت ثلث دایم دوقطعه زمین به مساحت تقریبی ۳۸۰۰ متر مربع واقع در تلیکران صادر می نماید. پرونده پس از تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال و در دستور کار این شعبه قرار گرفت.و پس از قرایت گزارش عضو ممیز هیات شعبه مشاوره نموده به شرح ذیل مبادرت بصدور رای می نماید.:دادنامه فرجام خواسته به شماره *مورخ ۱۴۰۱/۲/۲۸ صادره از شعبه *که پیرو تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۳۹۹/۱۱/۲۰ اصدار و مفاد ان متصمن نقض دادنامه مرجع نخستین و احراز و اثبات وقفیت ثلث دایم دو قطعه زمین به مساحت تقریبی ۳۸۰۰ متر مربع واقع در نلیکران می باشد. و در موعد مقرر مورد فرجام خواهی م. ق. پ. ا و ز. ع. ک. قرار گرفته است. مخالف قانون و مقررات موضوعه و اصول دادرسی و مدارک ابرازی بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد و مستوجب نقض ان می باشد. اولا مبنای ادعای خواهان نخستین دایر بر وقف بودن ثلث دایم دو قطعه زمین مورد ترافع وصیت نامه عادی منتسب به خانم م. ع. می باشد. که اصل وصیت نامه ادعایی در هیچ یک از جلسات متشکله دادگاه نخستین و تجدیدنظر ارایه نشده و در جلسه اول دادرسی از ناحیه خواندگان نسبت به ان ایراد وارد شده است. ثانیا وصیت نامه مذکور به صورت عادی بوده و نیازمند تنفیذ در مراجع قضایی بوده و مادام که این وصیت تنفیذ نشده باشد. قابلیت ترتیب اثر در محاکم را ندارد. ثالثا شهود تعرفه شده به طور قطع و تعیین بر صحت ادعای خواهان ادای شهادت ننموده اند و شهادتی مناط اعتبار می باشد. که مفادا متحد و از روی قطع و یقین باشد. حال انکه در ما نحن فیه از اظهارات شهود این معنا استنباط نمی گردد. از سوی دیگر خواندگان اثر انگشت منتسب به خانم م. ع. را مورد تردید قرارداده که جا داشت دادگاه این موضوع را به کارشناس ارجاع و در این زمینه تحقیقات لازم را به عمل می اورد که بدینگونه عمل نشده است. ثالثا هر چند در مواردی که وصیت برای فقرا یا امور عام المنفعه شود. قبول شرط نیست لیکن در مواردی که این اقدام در وصیت نامه از باب وقفیت باشد. قبض شرط صحت است. که در ما نحن فیه دلیلی بر قبض ارایه نشد و ملک مبحوث عنه کماکان در تصرف خواندگان می باشد. از این رو با پذیرش لایحه اعتراضیه و با استناد به بند دوم و سوم ماده ۳۷۱ و بند ج ماده ۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه پرونده جهت ادامه رسیدگی و صدور رای مجدد به شعبه دیگری از دادگاه تجدیدنظر استان *ارجاع می دهد.با اعاده پرونده با دستور مقام ارجاع پرونده به شعبه *ارسال می گرد قضات شعبه مرجوع الیه با اعلام ختم رسیدگی اقدام به صدور دادنامه شماره *نموده و بموجب ان دادنامه صادره از مرجع نخستین را عینا تایید واستوار مینماید. مبنای استدلال شعبه این است. تجدیدنظر خواه سازمان *با اتکا به وصیت نامه و اظهارات گواهان در پی اثبات وقفیت است. در حالی که اولا با ایراد جعلیت نسبت به وصیت نامه ابرازی و عجز تجدیدنظر خواه از ارایه اصل مستند ابرازی از عداد دلایل خارج خواهد شد در ثانی اظهارات گواهان بعنوان دیگر ادله اثباتی تجدیدنظر خواه صرف نظر از اینکه رسانای تحقق عقد وقف از سوی مالک نبوده بلکه صرفا در بیان چگونگی و نحوه نوشتن وصیت نامه موضوع بند مذکور است. به روشنی دلالت بر عدم وقوع قبض از سوی موقوف علیه یا متولی بعنوان شرط صحت عقد وقف دارد. بنابراین ضمن رد درخواست تجدیدنظر خواهی مستندا به ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید می نماید. با ابلاغ دادنامه سازمان *شهرستان *نسبت به ان فرجام خواهی مینماید. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و مجددا در دستور کار این شعبه قرار گرفت.به لحاظ نقض در امر تبادل لوایح پرونده به دادگاه تجدیدنظر *اعاده می گردد. با رفع نواقص یاد شده مجددا در دستور کار این شعبه قرار گرفت
عضو ممیز ع. ا. ا. ش. گزارش پرونده را تهیه و لایحه فرجامی را قرایت سپس هییت شعبه مشاوره نموده و با اعلام ختم رسیدگی به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.
## رای دادگاه بدوی
دادنامه فرجام خواسته به شماره *مورخ ۱۴۰۱/۹/۲۴ صادره از شعبه *که پیرو تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره ۱۶۳۷ مورخ ۱۳۹۹/۱۱/۲۰ شعبه *اصدار و متضمن تایید دادنامه مرجع نخستین و بطلان دعوی فرجام خواه سازمان *و امور خیریه شهرستان *به خواسته احراز و اثبات وقفیت و ثلث دایم دو قطعه زمین به مساحت ۳۸۰۰ مترمربع واقع در روستای ت. می باشد. در اساس موافق قانون و مقررات موضوعه و اصول دادرسی بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد نبوده و مستوجب نقض ان نمی باشد. زیرا که اولا انچه خواهان به شرح دادخواست تقدیمی خواستار شده است. اثبات عقد وقف نسبت به زمین مختلف فیه می باشد. که برای روشن شدن موضوع لازم است. به ماهیت این امر پرداخته شود. یکی از عقود لازم و معین که مورد پذیرش مقنن قرار گرفته و سبقه شرعی دارد. عقد وقف است. برای تحقق این عقد احکام و شرایط لازم است. که علاوه بر اینکه عقد وقف می بایست دارای تمامی شرایط اساسی صحت معاملات موضوع ماده ۱۹۰ قانون مدنی باشد. لزوما می بایست ارکان اختصاصی و شرایط اختصاصی را نیز دارا باشد. که با تجمیع شرایط اختصاصی و اساسی این عقد تحقق می یابد و قبض عین موقوفه نیز از شرایط تحقق ان محسوب می گردد. ثانیا با قرار گرفتن این عقد در زمره عقود لازم می بایست ایجاب و قبول تحقق و رعایت توالی عرفی نیز لحاظ شود. انچه در این پرونده محل اختلاف می باشد. ان است. که خواندگان مدعی می باشند این وقف که در قالب وصیت نامه نگارش یافته به امضای مورث انان نرسیده و پدرشان به جای مادر اقدام به اثر انگشت در ذیل مستند ادعا کرد و به اصالت ان نیز معتقد است. لیکن این مستند در طول جریان دادرسی از ناحیه خواهان ارایه نشده و مورد تردید واقع شده است. و با تردید صورت گرفته این سند از عداد دلایل خارج می گردد. ثانیا سند عادی با فرض وجود اصل ان در قالب وصیت نامه عادی است. که وصیت نامه عادی ابتدا می بایست توسط محکمه قضایی تنفیذ شود. تا قابلیت استناد در محاکم را داشته باشد. ثالثا اساسا ملک مورد ترافع به قبض موقوف علیه هم در نیامده و کماکان در ید و تصرف و فرزند ان ان مرحوم می باشد. و این قبض تاکنون محقق نشده است. علی هذا دادنامه صادره که بر همین اساس صادر گردیده خالی از هرگونه ایراد و اشکال بوده و ضمن رد درخواست فرجام خواهی به عمل امده مستندا به ماده ۳۷۰ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را اقدام ابرام می نماید.
شعبه *
عضو معاون: دکتر ع. ا. ا. ش. عضو معاون: ع. ا. ه.
فهرست
خلاصه جریان پرونده
دادگاه بدوی
نقد رای
اعتبار وقف در قالب وصیت نامه عادی
۱۴۰۲۰۶۳۹۰۰۰۰۰۴۴۹۵۷ · ۱۴۰۲/۰۱/۲۲ · دادگاه بدوی · شعبه بیست و پنجم دیوان عالی کشور
چکیده: اگر وقف به موجب سند عادی و در قالب وصیت نامه عادی تنظیم شده باشد، وصیت نامه مذکورابتدا باید توسط محکمه قضایی تنفیذ شود تا قابلیت استناد در محاکم را داشته باشد.
مواد قانونی مرتبط
۰ موردارجاع صریحی به مادهای از قوانین موجود یافت نشد.