## رای خلاصه جریان پرونده
در این پرونده م. ع. م. و م. پ. ف. به وکالت از م. ت. در مورخه ۹۴/۶/۳۰ با تقدیم دادخواست به خواسته طلاق به لحاظ عسر و حرج و ترک زندگی مشترک توسط زوج به طرفیت م. خ. طرح دعوی نموده و اعلام کرده در ۹۱/۱۲/۱۱ با خوانده با مهریه سی سکه ازدواج نموده و خوانده سه سال است.ترک زندگی نموده و نفقه هم نمی دهد. شعبه *در مورخه ۹۴/۹/۴ تشکیل جلسه داده است. وکیل خواهان گفته موکل در سال ۹۱ ازدواج نموده و بیش از یکماه زندگی مشترک نداشته و از سال ۹۲ زوج ترک زندگی نموده و نقفه نداده است. دادگاه قرار ارجاع به داوری صادر نموده است. دادگاه در مورخه ۹۴/۱۱/۱۵ تشکیل جلسه داده و از شهود استماع شهادت نموده است. ۱- م. ا. ت. : شوهر خواهر خواهان: شوهرش افغانی بود مدتی بعد از عقد رفت سه چهارسال است.که ایشان را ندیدم. خبری از او نیست و زوجه بلاتکلیف است. مخارج را پدرش می دهد. ۲- ع. ر. : عموی زوجه: شوهرش افغانی بود ۴ سال است.که رفته است. هیچ خبری از او نیست. ۳- ع. ت. : شوهرش را دیده بودم. بعد از مدتی ترک همسر نمود او را پیدا نکردند. احتمالا *رفته باشد. خرج خانم را پدرش می دهد. داور زوجه نظر به طلاق داده است. دادگاه به موجب دادنامه شماره *۹۴/۱۱/۱۸ باتوجه به ترک زندگی توسط زوج و رها نمودن زوجه با استناد به شهادت شهود با احراز عسر و حرج حکم به الزام زوج به طلاق زوجه و پرداخت نصف مهریه به لحاظ دوشیزه بودن زوجه صادر نموده است. حکم غیابی اعلام شده است.ص ۳۸ درمورخه ۹۹/۹/۸ زوج ( ص ۵۱-۵۲ ) تقاضای واخواهی نموده و اعلام کرده زوجه حاضر به تمکین نبوده است.از مکان من مطلع بوده و تا یک سال گذشته بارها مراجعه نمودم ولی حاضر به زندگی نبوده است.دادگاه در ۹۹/۱۰/۲۴ تشکیل جلسه داده است. وکیل زوجه گفته بعد از ۶ سال ایشان درخواست واخواهی نموده در حالیکه موکل بعد از طلاق ازدواج نموده است. وکیل زوج گفته موکل تا سال ۹۶ به منزل زوجه رفت و امد داشته است. ( یعنی دو ماه بعد از طلاق ) و ازدواج مجدد زوجه بعد از مراجعه پدر موکل برای شروع زندگی بوده است. که صورتجلسه ۱۱۰ در اثبات این ادعا ضمیمه می باشد. تقاضای استماع شهادت شهود را دارم. دادگاه به موجب دادنامه شماره *۹۹/۱۰/۲۹ واخواهی را رد نموده است.ص ۶۰ زوج استشهادیه ارایه داده که با همسرش ارتباط و رفت و امد داشته است.و خانواده زوجه بهانه برای عدم تشکیل زندگی اورده اند. اقای ع. ص. به وکالت از م. خ. نسبت به دادنامه اعتراض نموده است. دادگاه تجدیدنظر پرونده را جهت رفع نقص به دادگاه بدوی اعاده داده است. شعبه *در ۱۴۰۰/۳/۱۰ تشکیل جلسه داده است. وکیل زوج به استشهادیه محلی اشاره نموده که موکل خواستار زندگی بوده است.وکیل زوجه گفته ما هم استشهادیه تقدیم کردیم که زوج ترک زندگی نموده و نیامده است. زوجه گفته هر وقت شوهرم می خواست با من حرف بزند تلفن روی ایفون بود چون خودش نمی تواند درست صحبت کند خانواده به او کمک می کردند. جملاتی بگوید. ( زوج این مطلب را قبول دارد. ) لذا جلسه گذاشتیم که طلاق بگیریم پدرش گفت نه و درخواست مخارج نمود. حالا بعد از ۹ سال امده سراغ من. زوج گفته پدرم خرج هایی نمود. ( زوج از بهره هوشی کمی برخوردار و بی سواد است. و تنها قادر به اداره امورمالی نیست دادگاه ) وکیل زوجه اظهار داشته زوج محجور است.که اثبات ان نیاز به نظر پزشکی دارد. وکیل زوج گفته اینکه ایشان زوجه را ترک کرده کذب است. جلسه بعدی دادگاه بدوی در ۱۴۰۰/۳/۲۳ تشکیل شده است.و از شهود زوج استماع شهادت شده ۱- ن. م. ت. : حاضر به سوگند نمی باشد. گفته زوج حاضر به زندگی می باشد. ولی زوجه حاضر نیست سال ۹۱ عقد کردند. تا پارسال رفت و امد داشتند و از سال قبل قطع شد. به پلیس ۱۱۰ زنگ زدند که یا هزینه ها را به زوج بدهند یا عروسی کنند بزرگان وساطت کردند. بی فایده بود. ۲- در م. ت. : با سوگند: زوجه حاضر به شروع زندگی نیست. تایکسال بعد از عقد خوب بودند و رفت و امد داشتند بعد از دو سال داماد گفت من عروسی می خواهم پدر زوجه گفت اسباب نخریدیم بعد شکایت کردند. دختر گفت من طلاق گرفته ام. ۳- خیر م. ت. : بعد از دو سال از عقد تقاضای زندگی از ناحیه زوج شد ولی پدر زوجه گفت اسباب ندادیم. بعد شکایت کردند. گفت طلاق گرفته ام. پرونده به دادگاه تجدیدنظر اعاده گردیده است. و شعبه *به موجب دادنامه شماره *۱۴۰۰/۴/۲۸ با این استدلال که زوجه ادرس زوج را می دانسته و زندگی مشترک هم شروع نشده تا زوج ترک زندگی نماید. لذا دادنامه بدوی را نقض و حکم به رد دعوی زوجه صادر نموده است. اقای م. پ. ف. به وکالت از م. ت. از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه وکیل و پاسخ فرجامخوانده در زمان شور قرایت می گردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *۱۴۰۰/۴/۲۸ فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد.
## رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجامخواهی اقای م. پ. ف. به وکالت از م. ت. نسبت به دادنامه شماره *۱۴۰۰/۴/۲۸ صادره از شعبه *که به موجب ان بانقض دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم به رد دعوی فرجامخواه از جهت درخواست صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا درخواست طلاق از ناحیه زوجه در سال ۹۴ بوده و حکم در سال ۹۵ اجرای شده است. لیکن واخواهی زوج از دادنامه غیابی در سال ۹۹ صورت گرفته است.که این مطلب خود کافی است.برای اینکه اثبات شود. زوج ایشان را رها نموده و در طول این سالها از زوجه و شرایط وی بی اطلاع بوده است. ثانیا درگیری زوج و خانواده اش با خانواده زوجه به استناد گزارش کلانتری بشرح ص ۷۸ نیز حکایت از همین مطلب دارد. که تا مورخه ۹۹/۸/۲۹ زمان صورتجلسه ذکر شده زوج از شرایط زوجه بی اطلاع بوده و خود دلیل بر رها نمودن وی می باشد. ثالثا اینکه در متن دادخواست اولیه هم به رها نمودن زوجه و هم عدم پرداخت نفقه استناد شده است. زوج هیچگونه دلیلی برپرداخت نفقه از زمان عقد در سال ۹۱ تا امروز ارایه نداده است.و این خود برای عسرو حرج زوجه کافی است.که مورد توجه دادگاه تجدیدنظر قرار نگرفته است.رابعا باتوجه به اینکه زوجه تا زمان طلاق باکره بوده می توانسته تمکین نداشته باشد. ولی مستحق نفقه در طول این ایام بوده است. خامسا اینکه نظریه داوری هم بر عدم سازش بوده و زوجه با تحقق طلاق در ۹۹/۸/۱۳ ازدواج مجدد نموده است. و بعد از این تاریخ بوده که زوج درخواست واخواهی نموده است. از طرفی زوج در جلسه دادرسی دادگاه بدوی اعلام کرده پدرم خرج هایی انجام داده و مطالبه نموده است. که نوع بیان حکایت از اطلاع از شرایط زوجه و طلاق وی دارد. لذا با استناد به بند ۵ ماده ۳۷۱ و بند الف ماده ۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می گردد./ا۴۰۰/۱۰/۵
شعبه *
رییس شعبه : ج. ق. مستشار: س. م. ت.
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رای
احراز عسر و حرج در فرض عدم پرداخت نفقه
۱.۴۰۰۰۶۳۹۰۰۰۰۷۱۸۵۸E+۱۷ · ۱۴۰۰/۱۰/۰۴ · شعبه دیوان عالی کشور · پانزدهم دیوان عالی کشور
چکیده: در صورتیکه زوج هیچگونه دلیلی برپرداخت نفقه به مدت طولانی (8 سال) ارایه ندهد این برای اثبات عسرو حرج زوجه کافی است.
مواد قانونی مرتبط
۰ موردارجاع صریحی به مادهای از قوانین موجود یافت نشد.