## رای دادگاه بدوی
در مورد اتهام خانم ز.الف. فرزند ح. و آقای الف.س. فرزند ع. به هویت پرونده اولی توهین و دومی ایراد ضرب و جرح عمدی و توهین موضوع کیفرخواست مورخه 27/1/92 صادره از دادسرای عمومی ناحیه 6 تهران، دادگاه با بررسی اوراق پرونده ملاحظه می گردد که حسب شکایت مطروحه تحقیقات و گزارشات معموله از ناحیه مراجع ذی ربط ماحصل ماجرا بدین نحو می باشد که طرفین با هم همسایه در یک ساختمان مسکونی و در آن راستا فیمابین اختلاف و منتهی به درگیری شده و در ازای آن متهم ردیف اول حضور نیافته و متهم ردیف دوم بیان داشت عامل درگیری رفتار غیر متعارف شاکی بوده که با هم درگیر شدند و هر دو طرف گواهی پزشکی دارند. دادگاه بنا به مراتب و با توجه به مودای گواهی گواهان که موید ادعای شاکی می باشد و گواهی پزشکی ارایه شده از ناحیه شاکی که حکایت از مصدومیت وی را دارد و اقاریر تلویحی متهم در مراحل تحقیق مجرمیت مشارالیه به نظر دادگاه محرز و مستندا به مواد 269-367-480-608 قانون مجازات اسلامی النهایه هر یک از متهمان فوق التوصیفین به پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی مربوط به توهین و علاوه متهم ردیف دوم به پرداخت یک صدم دیه کامله بابت حارصه صورت و هشت صدم درصد دیه کامله مربوط به ارش موضوع گواهی پزشکی مورخه 22/1/91 در ظرف یک سال از تاریخ وقوع بزه در حق شاکی و هکذا با رعایت بند 2 ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین نامبرده (متهم ردیف دوم) به پرداخت مبلغ بیست میلیون ریال جزای نقدی مربوط به جنبه عمومی بزه و بیم تجری و تکرار آن در حق دولت جمهوری اسلامی ایران محکوم میگردد. ولیکن نسبت به سایر اتهام متهم ردیف دوم مبنی بر تهدید، افترا و موارد دیگر ایراد ضرب و جرح عمدی نظر به مفاد اظهارات شاکی به شرح صورتجلسه فوق و از اینکه دلیل و مدرک دیگری که حاکی از توجه اتهام به نامبرده باشد در پرونده امر مشهود و ملحوظ نیست. مجرمیت مشارالیه برای دادگاه احراز نگردیده بدان معنا به ملاک اصل برایت و فقدان ادله اثباتی حکم بر برایت متهم موصوف نسبت به موارد مذکور صادر و اعلام می گردد و رای صادره نسبت به دیه قطعی است و نسبت به سایر موارد ظرف 20 روز پس از ابلاغ، قابل اعتراض به مرجع تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 1042 دادگاه عمومی جزایی تهران الوندی
## رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی 1- خانم ز.الف. فرزند ح. و آقای الف.س. فرزند ع. نسبت به دادنامه شماره 92000169 مورخ 30/2/1392 صادره از شعبه 1042 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن تجدیدنظرخواه ردیف اول به اتهام توهین به پرداخت مبلغ یک میلیون ریال به عنوان جزای نقدی به نفع دولت و تجدیدنظرخواه ردیف دوم به اتهام توهین به پرداخت مبلغ یک میلیون ریال به عنوان جزای نقدی و به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی به پرداخت دیه و پرداخت بیست میلیون ریال به عنوان جزای نقدی به نفع دولت محکوم گردیده اند، با بررسی جمیع اوراق و محتویات پرونده و با در نظر گرفتن مفاد لایحه اعتراضیه تجدیدنظرخواهان اولا در خصوص محکومیت نامبردگان به پرداخت یک میلیون ریال به عنوان جزای نقدی به نفع دولت اعتراض موثری که موجبات نقض و بی اعتباری دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم نموده و اساس آنرا مخدوش سازد و منطبق با شقوق مختلف ماده 240 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری باشد به عمل نیامده است و از حیث رعایت تشریفات دادرسی نیز دادنامه مذکور اشکال موثری ندارد. بنابراین در این قسمت از دادنامه تجدیدنظرخواسته ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواهان مستندا به بند الف ماده 257 قانون مرقوم تایید و استوار می گردد. ثانیا در خصوص تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه ردیف دوم به پرداخت دیه همانطور که دادگاه محترم بدوی در ذیل دادنامه قید نموده است رای صادره در این قسمت قطعی است. بنابراین در این قسمت از دادنامه مستندا به مفهوم مخالف از بند د ماده 232 قانون مذکور قرار رد درخواست تجدیدنظرخواهی صادر می گردد. ثانیا در خصوص محکومیت تجدیدنظرخواه ردیف دوم به پرداخت مبلغ بیست میلیون ریال به عنوان جزای نقدی از حیث جنبه عمومی اتهام ایراد صدمه عمدی بدنی نظر به اینکه وفق ماده 12 قانون مجازات اسلامی مصوب 1/2/1392 حکم به مجازات یا اقدام تامینی و تربیتی و اجرای آنها باید از طریق دادگاه صالح، به موجب قانون و با رعایت شرایط و کیفیات مقرر در آن باشد و با عنایت به اینکه وفق ماده 10 قانون مرقوم چنانچه پس از وقوع جرم قانونی مبنی بر تخفیف یا عدم اجرای مجازات یا اقدام تامینی و تربیتی یا از جهاتی مساعدتر به حال مرتکب وضع شود نسبت به جرایم سابق بر وضع آن قانون تا صدور حکم قطعی موثر است و از توجه به اینکه وفق ماده 728 قانون مذکور کلیه قوانین و مقررات مغایر با این قانون از جمله قانون مجازات اسلامی مصوب 8/5/1370 نسخ گردیده است و همچنین نظر به اینکه مطابق ماده 477 قانون پیش گفته در مورد جنبه عمومی فقط مواد 612 و 614 و تبصره آن از کتاب پنجم (تعزیرات) مجازات تعیین شده است، بنابراین به استناد مواد مرقوم و بند 1 از شق ب ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری ضمن نقض این قسمت از دادنامه تجدیدنظرخواسته به لحاظ فقد عنصر قانونی و با در نظر گرفتن اصل 37 قانون اساسی حکم بر برایت تجدیدنظرخواه در مورد جنبه عمومی اتهام ایراد صدمه بدنی صادر می گردد. این رای قطعی است.
رییس شعبه 57 دادگاه تجدیدنظر استان تهران مستشار دادگاه
صلاحی نبوی لاریمی
فهرست
دادگاه بدوی
دادگاه تجدیدنظر استان
نقد رای
صلاحیت دادگاه عمومی نسبت به جرایم حین خدمت نظامیان
۹۲۰۹۹۷۰۲۷۰۲۰۰۸۸۳ · ۱۳۹۲/۰۷/۰۷ · دادگاه تجدیدنظر استان · شعبه ۵۷ دادگاه تجدید نظر استان تهران
چکیده: ایراد ضرب و جرح عمدی ساده، فاقد جنبه عمومی است.