پرسش
دعوای مطالبه مهرالمثل در فرض وقوع زنای به عنف در صلاحیت کدام دادگاه است؟ دادگاه خانواده یا محاکم حقوقی؟
نظر و پاسخ
مطالبه مهرالمثل ماده ۱۰۸۷ ق.م از دعاوی مالی مربوط به امور خانوادگی است؛ ولی مهرالمثل در فرض وقوع زنای به عنف ارتباطی به دعاوی خانوادگی مندرج در ماده ۴ قانون حمایت خانواده مصوب سال ۹۱ ندارد و قانونگذار در ماده ۱ قانون مرقوم فلسفه تاسیس محاکم خانواده به عنوان دادگاه های اختصاصی را رسیدگی به امور و دعاوی خانوادگی بیان نموده؛ لذا مطالبه مهرالمثل موضوع مواد ۲۳۲، ۶۵۸ و ۶۶۱ ق.م اسلامی مصوب سال ۹۲ منصرف از امور و دعاوی خانوادگی است و اگر با تقدیم دادخواست علیحده مطالبه شود، مرجع رسیدگی محاکم عمومی (حقوقی) می باشد و اگر در پرونده کیفری مربوط به زنای به عنف، اقامه شود، با رعایت تشریفات ق.آ.د.م قابلیت استماع و رسیدگی دارد و در واقع نوعی مطالبه خسارت معنوی به شیوه جبران معادل مالی و ریالی است؛ به علاوه قانونگذار در ماده ۶۵۸ ق.م.اسلامی از واژه ضمان استفاده کرده که مقصود تعیین میزان خسارت است نه تعیین مهر.
موضوع در صلاحیت محاکم حقوقی است. ماده ۴ قانون حمایت خانواده را باید در کنار سایر مواد قانونی تفسیر کرد که از جمله آنها ماده یک قانون مزبور است که هدف دادگاه خانواده را رسیدگی به امور و دعاوی خانوادگی می داند و مهرالمثل در فرض وقوع زنا، جزء امور و دعاوی خانوادگی نیست؛ چرا که با زنا خانواده شکل نمی گیرد. مضاف بر آن که مهرالمثل در مواد ۲۳۱ و ۶۵۸ قانون مجازات اسلامی صرفا جبران خسارت است و نه مهر به معنای واقعی کلمه؛ لذا استفاده از لفظ مهرالمثل در اینجا صرفا برای تعیین میزان خسارت است نه تعیین مهر.
موضوع در صلاحیت محاکم خانواده است؛ چرا که ماده ۴ قانون حمایت خانواده از لفظ مهر به نحو مطلق استفاده کرده است و مهر در تقسیم بندی شامل مهرالمسمی و مهرالمثل است و اطلاق و عموم واژه مهر اقتضاء آن دارد که هم شامل مهرالمسمی باشد و هم مهرالمثل. لذا موضوع در صلاحیت دادگاه خانواده است.
رده:نشست های قضایی سال ۱۳۹۶