## رای خلاصه جریان پرونده
خواهان در تاریخ 1392/6/30 بهطرفیت همسرش خانم م.ب. دادخواستی به خواسته فسخ نکاح به دادگاه عمومی شهرستان ق. تقدیم و در توضیح خواسته اعلام نموده است که در تاریخ 1392/5/15 با وی ازدواج نموده و بعد از عقد متوجه شده است که نامبرده از نظر شنوایی دچار مشکل است بهنحویکه در زمان صحبت با وی باید با صدای بسیار بلند صحبت شود و اصلا صدای معمولی را نمیشنود لذا با عنایت به موارد فوق تقاضای صدور حکم فسخ نکاح مورد استدعاست. شعبه اول دادگاه حقوقی ق. عهدهدار رسیدگی به پرونده گردیده است در این مرحله آقای ع.و. بهعنوان وکیل خواهان با ارایه وکالتنامه وارد رسیدگی گردیده است همچنین آقای ح.س. وکالت از خوانده را به عهده گرفته است.
در جلسه مورخ 1392/7/14 وکیل خواهان اعلام مینماید: موکل دو روز پس از عقد متوجه میشود که همسر وی کمبود شنوایی دارد بهنحویکه امکان شنیدن مکالمه تلفنی و نیز صحبتهای عادی بدون سمعک را ندارد، و پزشک متخصص هم امکان بهبودی را تقریبا نزدیک به صفر بیان مینماید و عنوان مینماید با توجه به وضعیت خاص و نیز ارثی بودن موضوع... امکان دارد با توجه به زن بودن پس از هر زایمان و نیز کهولت سن و عود کردن بیماری شنوایی وی کاملا از بین برود... بهنظر میرسد مورد از مصادیق تدلیس است وکیل زوجه اظهار داشته است ضعف شنوایی زوجه از موارد مصرحه در ماده 1123 نمیباشد و همین اگر ایشان به ماده 1128 استناد نمایند بایستی اثبات نمایند که اولا اطلاعی از موضوع نداشتهاند ثانیا مسیله شنوایی زوجه برای ایشان بسیار مهم و موثر بوده است موکله دانشجو ترم 3 رشته ادبیات است و با زوج نسبت فامیلی دارد لذا در روابط خانوادگی زوج میبایست از وضعیت او باخبر میبود هر دو وکیل درخواست معرفی زوجه به پزشکی قانونی نمودهاند رییس اداره پزشکی قانونی شهرستان ق. در پاسخ استعلام دادگاه طی نامه شماره 2622/581/92/1 مورخ 1392/6/6 اعلام کرده است از خانم م.ب. معاینه به عمل آمد: مشاوره تخصصی انجام شد نامبرده دچار افت شنوایی هر دو گوش میباشد که با استفاده از سمعک مشکل شنوایی نخواهد داشت دادگاه در جلسه مورخ 1392/8/26 نیز اظهارات وکلاء طرفین را استماع نموده است سپس بدوا تصمیم گرفته است که در خصوص اینکه آیا اظهار نکردن افت شنوایی تدلیس محسوب میگردد یا خیر از اداره حقوقی قوه قضاییه استعلام نماید سپس با عدول از این تصمیم و اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 1195 مورخ 1392/9/3 با این استدلال که اولا حسب نظریه پزشکی افت شنوایی با سمعک قابل حل بوده و مشکل شنوایی از بین خواهد رفت و ثانیا بر فرض که زوجه افت شنوایی داشته باشد ازجمله موارد فسخ نکاح نمیباشد و از مصادیق ماده 1123 نمیباشد لذا دعوی خواهان را غیر وارد تشخیص و مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بیحقی او صادر نموده است با تجدیدنظرخواهی وکیل خواهان پرونده در شعبه پانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی رسیدگی گردیده و طی دادنامه فرجامخواسته دادنامه بدوی تایید شده است سپس وکیل خواهان نسبت به این دادنامه فرجامخواهی نموده و تاکید نموده است که مبنای خواسته تدلیس و مستند آن مواد 1128، 1101، 438، و 1131 از قانون مدنی و بندهای الف و ج و ه ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی میباشد پرونده پس از وصول به دفتر دیوانعالی کشور و جری تشریفات لازم جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است لوایح فرجامی طرفین هنگام شور قرایت خواهد گردید.
## رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجامخواهی آقای ع.و. به وکالت از ناحیه آقای ح.ع. نسبت به دادنامه شماره 1038 مورخ 1393/4/30 صادره از شعبه پانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی که بر اساس آن دادنامه شماره 1195 مورخ 1392/9/3 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی ق. مبنی بر رد دعوی آقای ح.ع. دایر بر فسخ عقد نکاح منعقده فیمابین او و همسرش خانم م.ب. به علت کتمان افت شنوایی و در نتیجه تدلیس زوجه در عقد، تایید گردیده است وارد است زیرا حسب محتویات پرونده، گواهی پزشکی قانونی، اقاریر وکیل خوانده، زوجه مبتلا به افت شنوایی در هر دو گوش است در حدی که در زندگی روزمره نیاز به استفاده از سمعک دارد و این موضوع در مراسم خواستگاری و عقد به زوج تفهیم نگردیده بلکه کتمان شده است (حسب محتویات پرونده و اظهارات طرفین) و از مصادیق تدلیس است که موجب حق فسخ در عقد است بنابراین به استناد مواد 371، 396 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه فرجامخواسته نقض و به استناد بند ج ماده 401 قانون رسیدگی مجدد به پرونده به شعبه همعرض دادگاه صادرکننده دادنامه منقوض ارجاع میگردد.
رییس و عضو معاون شعبه 15 دیوانعالی کشور
قدیانی- شریفی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رای
درخواست فسخ نکاح به دلیل ضعف شنوایی زوجه
۹۳۰۹۹۷۰۹۰۷۵۰۰۳۰۱ · ۱۳۹۳/۱۰/۲۱ · شعبه دیوان عالی کشور · شعبه ۱۵ دیوانعالی کشور
چکیده: پنهان کردن ضعف شدید شنوایی زوجه در هر دو گوش در حدی که در زندگی روزمره نیاز به استفاده از سمعک دارد از مصادیق تدلیس و از موجبات فسخ نکاح است.