## رای خلاصه جریان پرونده
خانم الف. ح.ه.ل. بطرفیت آقای ب. د. دادخواستی به خواسته صدور حکم به اثبات وقوع عقد نکاح دایم بانضمام خسارات وارده دادرسی در محاکم عمومی ساری در تاریخ 1391/9/9 مطرح نموده است در متن دادخواست خواهان گفته است خوانده از اینجانبه خواستگاری نمود که در مراسم خواستگاری شرایط پیشنهادی از جمله مهریه مورد قبول خوانده واقع گردید چون ولی اینجانبه مجهول المکان بوده لذا ناگزیر صیغه عقد موقت تامهریه 400 عدد سکه طلای تمام بهار آزادی جاری و سپس جهت وقوع عقد دایم و ثبت آن طی دادنامه مورخ 1390/3/7 صادره از شعبه 9 دادگاه عمومی ساری اذن ازدواج دایم صادر گردید سردفتر ازدواج ... ساری آقای خ. طبق زیرنویس دادنامه از سوی قاضی دادگاه صیغه عقد دایم را در حضور گواهان حاضر جاری نموده و در دفترچه یادداشت (سررسید) از ما زوجین امضاء گرفته است ضمنا ما رابه مرکز بهداشت نیز معرفی کرده بود مقرر بود که پس از قطعیت دادنامه به عقد نکاح دایم در دفتر ازدواج به ثبت برسد که خوانده پس از اجرای صیغه عقد دایم و قطعیت دادنامه از حضور در دفتر ازدواج امتناع ورزیده است هر چند که مهریه مندرج در عقدنامه موقت مشروط به اجرای صیغه عقد دایم نبوده و نیست و استدلال دادگاه تجدیدنظر ناصواب است ولی ناگزیر اقدام به طرح دعوی نمودم لذا تقاضای رسیدگی و تحقیق از گواهان حاضر در مراسم اجرای صیغه عقد دایم عنداللزوم مطالبه و ملاحظه پرونده های استنادی و صدور حکم به اثبات وقوع عقد نکاح دایم و پرداخت خسارات وارده دادرسی را دارم. مستندات پیوست دادخواست در برگ 1 پرونده استشهادیه ای است که در رابطه با توافق طرفین برای ازدواج دایم با مهریه و صداقیه یک جلد کلام اله مجید و چهارصد عدد سکه طلای بهار آزادی است که در زمان عقد باید مهریه فوق در سند رسمی ازدواج به ثبت برسد. برگ دوم پرونده مفاد دادنامه 312/90 شعبه نهم دادگاه عمومی ساری است که در تاریخ 1390/3/7 دادگاه با توجه به خواسته خانم الف. ح. که به طرفیت پدرش ق. ح. مجهول المکان و ب. داوری بخواسته صدور اذن و اجازه ازدواج با خوانده دوم و ثبت آن از دادگاه پس از رسیدگی با صدور حکم غیابی اذن مستندا به مواد 1043 و 1044 قانون مدنی صادر شده است در برگ سوم پرونده منضم به دادخواست خواهان تصویر دادنامه 1740/90 شعبه هفتم دادگاه عمومی حقوقی ساری است که در رابطه با خواسته خانم الف. ح. دایر بر مطالبه مهریه مستند به سند عادی و گواهی گواهان کرده است بر عقد نکاح دایم با مهریه 400 سکه داشته است دادگاه دعوی راوارد دانسته و حکم بر محکومیت آقای ب. د. در حق خواهان صادر نموده است که بر اثر تجدیدنظرخواهی طی دادنامه 595/91 صادره از شعبه 23 تجدیدنظر استان مازندران مستندا به ماده 19 قانون آیین دادرسی مدنی و بلحاظ اختلاف در زوجیت دایم فیمابین قرار توقیف دعوی خواهان صادر گردیده است آقای ر. ر. س. به وکالت از ب. د. اعلام وکالت نموده است آقای س. م. وکیل پایه 1 دادگستری نیز به وکالت خانم الف. ح.ه.ل. خواهان وارد پرونده شده است. در جلسه مورخ 1391/11/23 که اصحاب دعوی و وکلای آنان حضور داشته اند وکیل خواهان گفته است خواسته موکل بشرح دادخواست تقدیمی است بعد از اظهارات وکیل خوانده چنانچه توضیحی لازم باشد بعرض میرسانم وکیل خوانده گفته است با توجه به صیغه نامه که بین اصحاب دعوی صیغه موقت بوده است و نمی توان آن را به عقد دایم تلقی کرد نوشته برگ اول پرونده وعده ازدواج بوده نه عقدنامه که طبق ماده 1035 قانون مدنی دلیل زوجیت نیست و شهادت عاقد آقای در پرونده مطالبه مهریه اشعار داشته در آن زمان عقد موقت 2ماهه بامهریه ده هزار تومان واقع شده است بر فرض اینکه ادعای مذکور صحت داشته باشد وقوع عقد قبل از اذن از سوی دادگاه آنچه از ماده 1023 قانون مدنی پیداست بلحاظ عدم اذن از سوی دادگاه چنین عقدی باطل بوده است دادگاه از وکیل خواهان سوال کرده است آیا عقد نکاح موقت و متعاقب آن عقد نکاح دایم توسط عاقد جاری شده یا خیر؟ ج- عقد موقت در نزد سردفتر جاری شده بود البته ایشان صرفا عاقد بود سردفتر نبوده است و عقد موقت عادی پیوست پرونده است از 1390/1/24 الی 1390/3/24 عقد موقت جاری شده بود بامهریه 400 سکه طلای تمام بهار آزادی سپس بموجب دادنامه اذن نکاح دایم و ثبت آنرا دادگاه داده است با ارایه حکم دادگاه به سردفتر آقای خ. سردفتر در مورخ 1390/3/17 در خصوص قطعیت حکم از دادگاه استعلام که ریاست محترم دادگاه در ذیل دادنامه مرقوم داشتند برای ازدواج نیاز به اذن دادگاه نمی باشد فقط برای ثبت آن نیاز به اذن دادگاه می باشد که سردفتر به موجب ارشاد دادگاه در حضور گواهان صیغه عقد دایم را جاری و تشریفات را دقیقا رعایت نموده است. و گواهان مادر موکل و برادرش و مادر زوج و برادرش حضور داشتند و در تاریخ 1390/5/5 مدیر دادگاه شعبه نهم گواهی قطعیت هم به موکل من داده ولی خوانده حاضر نگردیده است تا ثبت گردد زوجه به مرکز بهداشت جهت اخذ گواهی سلامت معرفی شده بود و گواهی گرفته بود سردفتر ازدواج ... ساری آقای ن.خ. حاضر است شهادت دهد چندین مرتبه عقد موقت بنا به اظهار موکل توسط خود زوج صورت گرفته بود دادگاه از خوانده خواسته است مطلبی دارد بگوید؟ ج- نزد آقای د. جهت عقد ازدواج رفته بودم و عقد نکاح متعه شده بود وقت 2ماهه بود و برگ به من نداده بود فقط به مادر زوجه داده بود و راجع به مهریه ده هزار تومان صحبت شده بود و یک جلد قرآن نیز بوده است دادگاه پرسیده است آیا نزد آقای خ. سردفتر ازدواج رفته بودید یا خیر؟ ج- بله رفته بودم تاریخ آن یادم نیست بعد از اتمام عقد موقت رفته بودیم و صیغه قبلی را تجدید کرده بود وصیغه خوانده بود و اینکه امضاء یی کرده باشم یادم نمی آید و راجع به مهریه صحبت نکرده بود و دفتر نداشت تا امضاء نماییم. دادگاه پرسیده است آیا راجع به اذن دادگاه در جلسه دادگاه حاضر شدید؟ ج- بله حاضر شدم دادگاه قرار استماع گواهان را صادر نموده است و طرفین رابرای جلسه دادرسی و استماع گواهی آنان به اسامی عاقد آقای و.و خ. نیز دعوت شده اند در جلسه مورخ 1392/2/22 خانم ز. ن. مادر خواهان در برگ 32 گفته است عقد موقت را حاج آقا و. که اینجا هستند جاری کرد در منزل خودش با مهریه چهارصد عدد سکه و در سند عادی نیز نوشته است و مادر خوانده نیز لفظی داد و دخترم بله را گفته است. دادگاه پرسیده است آیا بحث ده هزار تومان نبوده است پاسخ داده است بقرآن قسم میخوردم اصلا بحث ده هزار تومان نبوده و یک مهریه تعیین شده بود آنهم چهارصد سکه بود من و پدرم و پسرم و عروس و مادر عروس و پدر عروس از طرف ما بودیم بقیه از طرف آنها چند نفر بودند. دادگاه پرسیده است آیا جهت عقد دایم نیز شما حاضر بودید؟ ج- در دفترخانه در کوچه ... نزد آقای خ. جهت عقد دایم رفته بودیم و رفتیم خطبه عقد دایم جاری شده بود در دفتر سررسید یادداشت شده بود و صیغه عقد جاری شده بود و مهریه چهارصد سکه تعیین شده بود شب خواستگاری چهارصد سکه را قبول کرده بودند در آنجا پدرم پسرم بنام ر. ن. و ح. ه. بودند و مادر و برادر خوانده نیز بودند آنجا آقای خ. عقد دایم جاری کردند و موقت نخوانده است در برگ 34 پرونده خ. روز مهر مادر خوانده گفته است صرفا صیغه کردیم عقد نکردیم و عقد 2 ماهه و یک ماهه نزد خ. بود چهارصد اعلام نشده بود راجع به مبلغ صحبت نگردیده است در برگ 35 الی 38 پرونده آقای ا. و. ر. شهادت داده است گفته است از من خواستند صیغه محرمیت بخوانم تا بعدا در زمان عروسی ازدواج رسمی کنند من هم صیغه محرمیت خواندم و این نوشته سند عادی را دارم عقد نکاح موقت 2 ماهه خواندم و در متن سند عادی نوشته ام و مهریه عقد عادی موقت ده هزار تومان قید شد و چهارصد سکه را برای زمانی که عقد دایم بخوانند باید قید شود و چون چهارصد را نوشته بودم در عقدنامه عادی ده هزار تومان را قید نکردم البته آنها نگفتند مهریه ده هزار تومان من گفتم صغیه محرمیت را ده هزار تومان می باشد و خطبه خواندم و نوشتم ولی مطرح نکردم. در اوراق 70 و 71 پرونده اظهارات آقای ن. خ. در جلسه مورخ 1392/7/14 که در دادگاه حاضر شده است گفته است خطبه عقد یک ماهه را همانطور که در نامه نوشته ام خوانده ام ولی فعلا یادم نمی آید میزان مهریه چقدر بوده است و عقد چند ماهه بوده است نوشته را قبول دارم در دفترم که اسناد گرفته و یادداشت کرده ام گم شده است من سردفتر هستم تا عقد ثبت نگردد دایم نمی شود در لایحه ای وکیل خواهان رفتار سردفتر و اینکه حاضر به اتیان سوگند نشده و با توجه به عدم حضور در چند جلسه در دادگاه و اینکه در نوشته ارایه شده مطالبی درج گردیده است معلوم نیست بین او و خوانده چه ارتباطی وجود داشته که هر چه او خواسته درج نموده است درخواست صدور حکم با توجه به تحقیقات بعمل آمده را نموده است. دادگاه چون تحقیق از کسانی که شاهد عقد بوده اند ضرورت دارد وقت مجدد نظارت تعیین نموده و پرونده صدور مجوز ازدواج که در این شعبه مطرح بوده را مطالبه کرده است و وکیل خواهان جهت اخذ توضیح راجع به معرفی کسانی که درحین اجرای صیغه نکاح بوده اند شاهد قضیه بودند دعوت شدند تا مشخصات شهود را اعلام نماید. در برگ 83 پرونده وکیل خانم ح. اسامی سه نفر شهود را اعلام نموده است سرانجام دادگاه در تاریخ 1392/11/6 ضمن مقدمه ای که از موضوع دادخواست خواهان و خواسته و دلایل او و سیر دادرسی در پرونده در رای آورده است با این استدلال که "نظر باینکه طرفین قبل از انقضای مدت 2 ماهه عقد موقت به دفترخانه رسمی ازدواج ... مراجعه و خواهان اجرای خطبه عقد نکاح دایم شدند و سردفتر نیز در تاریخ 1390/3/17 طی نامه شماره 458 از دادگاه استعلام نموده آیا رای صادره قطعی شده یا خیر و زوجین اصرار و عجله جهت انعقاد عقد نکاح دایم داشتند و دادگاه نیز در ذیل رای صادره قید نموده اجرای خطبه عقد نکاح دایم بلامانع می باشد و با توجه به اظهارات وکیل خواهان و مادر خواهان که بیان داشته به اتفاق بستگان خود در دفترخانه حاضر شدند و خطبه عقد نکاح دایم جاری شده بود و مادر خوانده نیز بیان داشته با بستگان خود حاضر بوده و میزان مهریه 400 سکه اعلام شده ولی قرار شده بود بعد از عقد نکاح دایم چهارصد سکه باشد و نظر به اظهارات متناقض سردفتر ازدواج شماره ... که به عنوان گواه حاضر گردیده ولی حاضر به اتیان سوگند نبوده است و بیان داشته که عقد نکاح موقت جاری شده ولی مدت عقد موقت و میزان مهریه را نمیداد چقدر و چه مدت بوده است و از طرفی در گواهی صادره قید نموده که مدت یکماه بوده و میزان مهریه ده هزار تومان در حالیکه هیچ یک از طرفین میزان مهریه را به این اعلام نکرده اند و حتی مادر خوانده نیز اظهار داشته اصلا مهریه مبلغ وجه نقد نبوده است و هم چنین گواه مذکور سردفتر بیان داشته که تا زمانی که عقد در دفتر ثبت نگردد عقد نکاح دایم نمی باشد در حالیکه اظهارات وی در جلسه دادگاه در این خصوص صحت ندارد و پاسخ درستی به سوالات دادگاه نداده است و سعی در کتمان واقعیت داشته است و اقرار داشت که از سوی سازمان خود مجوز قرایت عقد نکاح موقت را ندارد لذا دادگاه با توجه به مراتب فوق انعقاد عقد نکاح دایم بین طرفین را محرز دانسته و به استناد مواد 1062 -1064 -1043 از قانون مدنی حکم بر اثبات واقعه نکاح دایم بین خواهان و خوانده با مهریه بمیزان 400 سکه تمام بهار آزادی صادر میدارد. از این رای وکیل آقای ب. د. تجدیدنظرخواهی نموده است وی در لایحه تجدیدنظرخواهی از رای بدوی ضمن ایرادات شکلی از حیث عدم درج مشخصات شهود و گواهانی که به شهادت آنان در دادخواست و دادرسی استناد می شود در دادخواست اظهارات تنها مادر خواهان را در حالیکه برابر ماده 230 قانون آیین دادرسی مدنی شهادت دو مرد یا یک مرد و دو زن برای اثبات دعوی ضرورت دارد کافی بر اثبات دعوی نداشته و رای صادره را مغایر با اظهارات عاقد و محتویات پرونده دانسته و نقض آن را خواستار شده است پس از تبادل لوایح پرونده به شعبه 11 تجدیدنظر استان مازندران ارجاع شده است. هیات شعبه مذکور وقت جهت رسیدگی تعیین نموده اند و با دعوت طرفین به وکیل تجدیدنظرخواه تذکر داده است اصل ضد صیغه محرمیت ارایه گردد در جلسه مورخ 1393/6/13 وکلای طرفین با توجه به تلاشی که در خارج از دادگاه برای حصول سازش شده است تا اعلام نتیجه مذاکرات درخواست استمهال نموده اند دادگاه به آنان تا پایان شهریورماه فرصت داده تا نتیجه را اعلام نمایند وکیل خانم ح. در تاریخ 1394/7/30 اعلام نموده است حصول سازش با توجه به اظهارات وکیل محترم تجدیدنظرخواه میسر نیست درخواست رسیدگی نموده است. دادگاه دستور تعیین وقت جهت رسیدگی صادر و طرفین را دعوت نموده است در جلسه مورخ 1393/8/17 در اوراق 120 الی 126 پرونده وکلای طرفین بعضا مطالب گذشته را تکرار نموده اند سرانجام دادگاه اخذ توضیح از آقایان ا. و. و خ. عاقدین را ضروری دانسته با تعیین وقت و دعوت آنان در جلسه دادرسی هیچکدام علیرغم تجدید جلسات دادرسی برای دو بار حضور نیافته اند دادگاه پرونده مورد استناد شعبه نهم دادگاه حقوقی به شماره 900096 را مطالبه نموده است در برگ 167 پرونده چون پرونده استنادی مورد مطالبه واصل شده است دادگاه محتویات آن را درج نموده است که راجع به خواسته خانم الف. ح. از دادگاه برای اذن به اجازه ازدواج با خوانده ردیف دوم با مهریه 400 سکه بلحاظ مجهول المکان بودن خوانده ردیف اول دادنامه 312/90 در تاریخ 1390/3/7 به رای غیر قطعی غیابی منجر شده است و طبق محتویات پرونده در تاریخ 1390/3/17 با مراجعه محکوم لها با آقای ب. د. جهت ثبت ازدواج گواهی قطعیت آن را خواستار شده اند که در تاریخ 1390/5/5 دادگاه عمومی ساری طی نامه شماره ... به سردفتر مراتب را اعلام نموده است دادگاه تجدیدنظر در این پرونده با اعلام ختم دادرسی بشرح دادنامه 233/94 با توجه به محتویات پرونده و اظهارات زوجین در پرونده استنادی برای تحصیل رضایت ولی زوجه که در رای صادره 400 سکه بهار آزادی به عنوان مهریه شده نشانگر آن است که رای تجدیدنظر خواسته بدرستی اصدار یافته است و خدشه ای بر آن ترتیب نیست لذا مستندا به ماده 358 و بند الف ماده 368 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی بعمل آمده رای بدوی تایید میگردد. اکنون از این رای وکیل زوج آقای ب. د. فرجام خواهی نموده است که هنگام شور با توجه به اینکه در برگ 168 پرونده دادنامه مامور ابلاغ گواهی نموده است که به وکیل تجدیدنظر خواه در تاریخ 1394/3/16 ابلاغ گردیده فرجام خواهی در موعد بوده است لایحه وکیل و گزارش پرونده قرایت میشود. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد حسین ارجمند دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر با توجه به محتویات پرونده و ملاحظه مفاد لایحه خواهان تجدیدنظرخواهی نظر به اینکه دادنامه تجدیدنظرخواسته مطابق با موازین قانونی صادر شده ضمن عقیده به رد فرجام خواهی مطروحه مستندا به ماده 370 ق . آیین دادرسی مدنی عقیده به ابرام و تایید آن دارم. در خصوص دادنامه شماره 233/94 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
## رای شعبه دیوان عالی کشور
محتویات پرونده و مجموع تحقیقاتی که از طرفین دعوی در جلسات متعدد بعمل آمده است و نیز نوشته هایی که بعنوان مستند و دلیل توسط طرفین ارایه شده است بر این امر که بین فرجام خواه و فرجام خوانده به منظور زوجیت دایم در حالیکه به پدر فرجام خوانده دسترسی نبوده است از ناحیه افراد دیگر دو خانواده مخصوصا توسط خود آنان از اوایل سال1390 اقداماتی صورت گرفته از جمله قراردادی که برای آغاز زندگی مشترک شان با قید این امر که "به مدت دو ماه صیغه محرمیت با مهریه و صداق یک جلد کلام اله م. ر. پیوست چهارصد عدد سکه طلای تمام بهار آزادی تمام بر ذمه زوج دین است که در زمان عقد مهریه فوق رسمی ازدواج به ثبت برسد دفترچه نکاحیه را دریافت دارند." موید این معناست که عقد و اراده و نیت طرفین وقوع عقد دایم بوده است که برای تهیه مقدمات ثبت نکاح و عروسی چون به پدر زوجه دسترسی نبوده است و ضرورت مراجعه به دادگاه برای ثبت نکاح برای تحصیل اذن از دادگاه طبق ماده 1043قانون مدنی اقدام شده مدت دو ماه که با صیغه محرمیت ذکر شده است از بابت احترام و رعایت ظاهری مقررات مربوط به نظم عمومی بوده که ازدواج دایم بدون ثبت در دفتر رسمی ازدواج جرم است و از طرفی امکان دسترسی به پدر زوج برای ثبت نبوده است و عاقد نیز برای رفع مسیولیت از آن بعنوان موقت یاد کرده است کما اینکه در ذیل این نوشته اظهارات زوجین و امضاء کنندگان را تایید و تلویحا اجرای عقد محرمیت از تاریخ 1390/1/24 تا 1390/3/24 را نیز مورد تایید قرار داده است قراین و امارات بعد ازتاریخ 1390/3/24 از جمله معرفی برای انجام اخذ گواهی بهداشتی و نیز مراجعه به دفترخانه اسناد رسمی و اخذ معرفی نامه بدین منظور و اینکه توسط سردفتر نیز صیغه عقدی جاری شده است و این اقدام نیز با حضور بستگان طرفین صورت گرفته است موید این امر است که طرفین با توجه به تحصیل و اخذ اجازه دادگاه برای ثبت ازدواج خودشان تلاش برای تنظیم سند رسمی ازدواج نموده اند بنحوی که دفترخانه از دادگاه گواهی قطعیت مطالبه نموده اند که دادگاه تذکر داده است برای ثبت ازدواج در دفتر نیاز به اذن دادگاه می باشد و صرف ازدواج به استناد ماده 1043 قانون مدنی نیاز به اذن دادگاه نمی باشد (برگ 2 پرونده) که درج این نوشته ذیل دادنامه مربوطه موید صحت وقوع زوجیت دایم فیمابین قبل ازدواج این مطلبی در نوشته مذکور است که با اظهارات خانم ز. ن. مادر فرجام خوانده و نیز اظهارات ر. ن. گواه دیگر انطباق دارد و با مندرجات برگ اول پرونده که از آن به عنوان تعهدنامه طرفین برای ازدواج با مهریه 400 سکه یاد شده است مطابقت دارد. بنا بمراتب آراء صادره از دادگاه بدوی و تجدیدنظر واجد اشکالی که نقض رای را موجب شود بنظر نمیرسد مطابق باموازین قانونی و شرعی و محتویات پرونده صادر شده است. عملکرد سردفتر که در حقیقت مجری صیغه عقد دایم بوده است نیز با توجه به اینکه با انگیزه فرار از مجازات قانونی عمل ارتکابی اجرای صیغه عقد غیر رسمی او موجب تعقیب کیفری او میشده است از حضور در دادگاه امتناع نموده و پس از حضور نیز پاسخ های غیر قابل قبولی میداده است و این امر موثر در اصل قضیه نبوده است چون بین طرفین عقد بالفعل ایجاب و قبول با توجه به مندرجات نوشته تنظیمی مورخ 1390/1/24 محقق شده است و اقدامات بعدی آنان در جهت توجیه رسمیت عقد نکاح دایم و ثبت آن بوده است بنابراین چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز خدشه ای که نقض رای را موجب شود مشاهده نگردید هیات شعبه با رد فرجام خواهی بعمل آمده ازسوی وکیل آقای ب. داوری مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته را ابرام مینماید.
شعبه 41 دیوان عالی کشور - مستشار و عضو معاون
عبدالعلی ناصح - محسن یکتن خدایی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رای
تعارض اراده ظاهری و واقعی زوجین در تعیین نوع نکاح
۹۴۰۹۹۷۰۹۲۵۶۰۰۴۲۳ · ۱۳۹۴/۰۵/۱۹ · شعبه دیوان عالی کشور · شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور
چکیده: در صورتیکه با توجه به قراین موجود برای دادگاه احراز شود که طرفین قصد انعقاد نکاح دایم را داشته اند، اما بنا به ملاحظاتی نکاح به عنوان موقت ثبت شده باشد، عقد مذکور دایم تلقی خواهد شد.