## رای خلاصه جریان پرونده
درتاریخ 93/08/20 خانم ظ. ح.پ. دادخواستی بطرفیت آقای الف. چ. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به منظور اجرای صیغه طلاق تقدیم دادگستری بیجار نموده و توضیح داده است که طبق عقدنامه شماره 1692 - 90/05/10 دفتر ... دیوان دره خوانده همسر اینجانبه می باشد مدت 3 سال است ازدواج کردیم ویک پسر بچه 18 ماهه داریم متاسفانه خوانده مدتی است که سرناسازگاری وبدرفتاری شروع نموده بطوری که مدت 18 ماه در منزل پدرم سکونت دارم وبدون نفقه ومخارج زندگی ، مرابه امان خدا رها نموده ناچارا پدرم هزینه مرا تقبل نموده است ، نظر به اینکه همسرم دنبال کار وکسب نمی رود ومرتب درمنزل می خوابد لذا ادامه زندگی با او برایم مقدور نمی باشد ناچارا تصمیم به طلاق گرفته ام حتی تامین جانی و ناموسی ندارم وحاضرم حضانت فرزند مشترک را اول به وی واگذار کنم .... بشرح خواسته تقاضای صدور رای دارم ، رسیدگی به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی بیجار ارجاع می گردد ، خانم س.ف. س. وکیل دادگستری بعنوان وکیل خواهان انتخاب ومعرفی گردد و طی ارسال لایحه ای برطلاق زوجه بعلت سوء رفتار زوج نسبت به وی تاکید می کند ، جلسه دادگاه درتاریخ 93/11/13 دروقت مقرر باحضور خواهان و وکیل وی تشکیل میگردد ، خوانده علیرغم ابلاغ اخطاریه حضور پیدا نمی کند ، خواهان بشرح دادخواست تقدیمی خواسته را توضیح میدهد واضافه می کند شوهرم بیکار بوده و هیچگونه تعهدی به زندگی ندارد وبارها مرا مورد ایراد و صدمه بدنی قرار داده واز اردیبهشت سال جاری مرا از زندگی مشترک بیرون نموده و فرزند مشترک را نزد خود نگهداشته وریالی نفقه به من نداده است وسراغی از من نگرفته ومن در عسروحرج قرارگرفته ام ، تقاضای صدور حکم طلاق را دارم ضمنا د رخصوص ایراد صدمه بدنی عمدی شوهرم محکوم به پرداخت دیه نیز گردیده است که رونوشت دادنامه ضم پرونده می باشد و همچنین برای اثبات ادعایم گواه نیز دارم ودرصورت لزوم معرفی می کنم وشوهرم اعتیاد به مواد مخدر دارد وترامادون مصرف میکند وهیچگونه محبتی به من ندارد واز هر لحاظ من را تامین نمی کند ....، دادگاه باتوجه به استناد خواهان به شهادت شهود وقت را جهت استماع گواهی گواهان تجدید می کند و درتاریخ 94/01/24 از شهود تحقیق می نماید ودر همین تاریخ مجددا باحضور طرفین دعوی پرونده را نیز مورد بررسی قرار میدهد ، خواهان بر طلاق تاکید می نماید ، خوانده اظهار میدارد خواسته خواهان را قبول ندارم خودش به اتفاق پدرش زندگی مشترک را ترک نموده و حدود 12 بار دنبال ایشان رفتم ولی حاضر به بازگشت نبوده و من راضی به طلاق نیستم وفرزند مشترک پیش من می باشد وخرجی خودش را چون منزل مشترک را ترک نموده پرداخت نکرده ام وگواه نیز دارم دنبال همسرم رفتم ولی ایشان حاضر به بازگشت نبوده واعتیاد به مواد مخدر را نیز قبول ندارم وحاضرم آزمایش بدهم وصرفا سیگارمصرف می کنم ، دادگاه پس از استماع اظهارات طرفین وتحقیق از گواهان ختم رسیدگی را اعلام و بشرح دادنامه شماره 100056 - 94/01/30 دلایل ارایه شده از ناحیه زوجه را کافی برای اثبات عسروحرج وی ندانسته و خواسته وی را قابل پذیرش تشخیص نداده و حکم به بطلان دعوی وی صادر می کند ، زوجه با وکالت خانم س.ف. س. نسبت به رای صادره تجدیدنظر خواهی می کند ورسیدگی درمرحله تجدیدنظر به شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان کردستان محول می گردد و این دادگاه چون درمرحله بدوی موضوع به داوری ارجاع نشده بوده ، قرار ارجاع امر به داوری صادر می کند ، زوجه داور خود را معرفی ولی زوج در مهلت مقرر داور تعیین نمی کند ، ودادگاه از ناحیه مشارالیه داور تعیین وداور منتخب دادگاه اعلام میدارد اظهارات زوجه را استماع نموده ولی به علت نقل مکان زوج از محل سکونت خود وفراری بودنش نتوانسته ام با ا و مذاکراتی داشته باشم وبه نظر میرسد زوجه در تنگنای شدید قرار گرفته و جدایی بین آنان به مصلحت باشد ، البته داور منتخب زوجه هم بطور جداگانه اعلام نموده علی رغم انجام مساعی لازم جهت اصلاح ذات البین ، زوج گفته حاضر به طلاق می باشد ولی توان پرداخت حقوق مالی زوجه را ندارد ، زوجه با بذل تمامی حقوق خویش بعلت در عسروحرج قرارگرفتن ، حاضر به ادامه زندگی مشترک نمی باشد . لذا اینجانب مصلحت را در جدایی آنها می دانم ، دادگاه متعاقبا ختم رسیدگی را اعلام و بشرح دادنامه شماره 630 - 94/07/16 بااین استدلال که زوجه در هیچیک از مراحل رسیدگی دلیل قاطع و قابل قبولی درجهت اثبات ادعا ارایه نکرده است وصرف یک مرحله درگیری فیزیکی با زوج ومحکومیت وی به پرداخت دیه نمی تواند دلیل بروقوع زوجه در عسروحرج باشد واز اظهارات گواهان در مرحله بدوی نیز وقوع زوجه در عسروحرج استنباط نمی گردد ، تجدیدنظرخواهی زوجه را رد ودادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید می کند ، خانم س.ف. س. به وکالت از زوجه نسبت به رای دادگاه تجدیدنظر فرجامخواهی به عمل می آورد وپرونده پس از انجام مقررات راجع به تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال وبه این شعبه ارجاع می گردد که به هنگام شور مشروح لایحه اعتراضیه وکیل فرجامخواه قرایت خواهد شد . هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای انصاری رییس شعبه ودقت در اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:
## رای متن رای
دادنامه فرجامخواسته مالا مخدوش می باشد زیرا علاوه بر اینکه مفاد شهادت شهود اجمالا حکایت از اختلافات شدید بین زوجین وسوء رفتارزوج نسبت به زوجه داشته که مورد توجه واقع نشده است اساسا طبق ماده 27 قانون حمایت خانواده مصوب سال 91 ، ارجاع به داوری دراختلاف خانوادگی واخذ نظر داوران صرفا یک اقدام تشریفاتی نیست بلکه ارجاع به داوری وترتیب اثر دادن به نظرداوران تکلیف قانونی است وچنانچه دادگاه نظریه داوران را قبول نداشته باشد باید باذکر دلیل آن را رد کند که در مانحن فیه علی رغم اینکه داوران هردو نفر درتنگنای قرارگرفتن زوجه را تایید وطلاق را به مصلحت زوجین دانسته اند .دادگاه بدون استدلال لازم در رد درخواست داوران برخلاف نظر آنان دعوی زوجه را به خواسته طلاق به علت عسروحرج رد نموده است ، ضمن اینکه به ادعای دیگر زوجه مبنی بر اعتیاد زوج به مواد مخدر که به تنهایی میتواند دلیل برای توجیه طلاق باشد هیچگونه رسیدگی نشده و احیانا زوج به پزشکی قانونی معرفی نگردیده است وهمچنین درباره اعلام نظر داور زوجه مبنی بر اینکه زوجه حاضر به بذل کلیه حقوق خود در قبال طلاق است وزوج هم در صورت عدم پرداخت حقوق زوجه تمایل به طلاق دارد هیچگونه بررسی ننموده و از زوج دراین باره تحقیق نکرده است علیهذا درمجموع به جهات اشعاری در وضعیت حاضر رای صادره قابلیت تایید را ندارد و نقض میگرددورسیدگی مجدد به همان دادگاه صادر کننده رای منقوض محول تا با رسیدگی همه جانبه رای مقتضی صادر فرمایند . خ الف
شعبه بیست وسوم دیوان عالی کشور یعقوب انصاری ( رییس ) موسی جعفری (مستشار)
فهرست
خلاصه جریان پرونده
متن رای
نقد رای
جایگاه داوری در دعاوی خانوادگی
۱۳۹۵/۰۱/۲۱
چکیده: در دعاوی خانوادگی، ارجاع به داوری و اخذ نظر داوران صرفا یک اقدام تشریفاتی نبوده بلکه یک تکلیف قانونی است. بنابراین دادگاه مکلف است نظر داوران را اخذ کرده و به آن ترتیب اثر دهد و در صورتی که نظریه آنها را قبول نداشته باشد باید با ذکر دلیل آن را رد کند.