## رای خلاصه جریان پرونده
خلاصه جریان پرونده:
محتویات پرونده حاکی از این است.که خانم ف. ع. با وکالت اقایان ۱ – ا. ا. ۲ - ع. ا. ا. در تاریخ ۱۴۰۰/۰۹/۲۲ با تقدیم دادخواستی به دادگستری شهرستان *به طرفیت اقای ا. ش. با خواسته طلاق به درخواست زوجه تقاضای صدور حکم مقتضی مطابق خواسته خود را نموده است.وکلای ایشان در تشریح خواسته خود ادعا کرده اند: موکل به موجب سند ازدواج شماره ۶۰۴۱ مورخ ۱۳۹۹/۰۸/۱۳ همسر شرعی خوانده می باشد. سوی رفتار خوانده محرز است.چون به موجب احکام دادگاه کیفری به خاطر توهین و فحاشی با الفاظ رکیک و مستهجن و ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به موکل محکوم شده است.و دعوی تمکین زوج نیز به حکم قطعی محکوم به بطلان شده است.و از تاریخ ۱۴۰۰/۰۱/۰۵ نفقه نیز نداده است.لذا با تحقق بندهای ۱ و ۲ شروط ضمن عقد نکاح برای احراز و اعمال شرایط وکالت تقاضای صدور حکم طلاق به شرح ستون خواسته دارد. پرونده متشکله جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده و دادگاه مرجوع الیه نیز پس از جری تشریفات قانونی و رسیدگی های لازم در نهایت به موجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۰۲/۰۸ به شرح و استدلال مندرج در متن ان مبادرت به صدور رای به شرح اتی نموده است:
در خصوص دادخواست تقدیمی اقای ع. ا. ا. واقای ا. ا. به وکالت از خواهان خانم ف. ع. فرزند غ. به طرفیت خوانده اقای ا. ش. فرزند ع. با وکالت اقای م. غ. برمی ( ضمنااقای ح. ع. وکیل محترم سابق خوانده طی لایحه ای به شماره ( ۱۴۰۰۴۹۹۹۰۰۱۱۰۲۶۲۹۷ ) استعفای خود را اعلام نموده است ، به خواسته ، طلاق به درخواست زوجه ( تقاضای صدورحکم به طلاق به لحاظ نقض بند او ۲ شرایط سند نکاحیه به شرح متن به انضمام خسارات دادرسی و حق الوکاله ) ، با توجه به دادخواست تقدیمی ورونوشت م. سند نکاحیه به شماره ترتیب ( ۶۰۴۱ ) تنظیم شده در دفتر رسمی ثبت ازدواج شماره ( ۲ ) *، رابطه زوجیت انان به سبب وموجب نکاح دایم محرزومسلم است ، وکیل محترم خواهان با حضوردر این دادگاه اعلام داشته به حکایت سند نکاحیه شماره ۶۰۴۱ مورخ ۱۳۹۹/۰۸/۱۳ دفتر رسمی ازدواج شماره ۲ *، موکل همسر شرعی و قانونی خوانده محترم دعوی می باشد.۲- سویرفتار خوانده به موجب دادنامه کیفری شماره *مورخ ۱۴۰۰/۰۶/۲۹ صادره از شعبه *که به موجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۰۸/۱۹ در شعبه *تایید گردیده است.و حکایت از محکومیت خوانده به اتهام فحاشی با الفاظ رکیک و مستهجن و ایراد ضرب و جرح از نواحی انگشت دست ، زانوی چپ ، ارنج ، ساق چپ نسبت به موکل دارد. ، محقق می باشد. که دادنامه مزبور جنبه اثباتی دارد.۳- مضافا اینکه دعوی تمکین خوانده محترم به موجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۰۷/۲۷ صادره از شعبه *که به موجب دادنامه صادره از شعبه *تحت شماره *مورخ ۱۴۰۰/۰۹/۰۹ به لحاظ ایراد ضرب و جرح و سویرفتار خوانده برابر دادنامه های مذکور در بند یک و شهادت شهود مبنی بر سویرفتار محکوم به بطلان گردیده است. در نتیجه به موجب دادنامه های اثباتی سویرفتار خوانده و عدم پرداخت نفقه بالغ بر شش ماه از مورخ ۱۴۰۰/۰۱/۰۵ محقق است. علیهذا با نقض بند ۱ و ۲ شرایط سند نکاحیه با اعمال و احراز شرایط وکالت ، تقاضای صدور حکم به طلاق موکل را بشرح ستون خواسته مستندا به مواد ۲۶ و ۲۹ ق.ح.خ دارم.و دلایل اثباتی عبارت است.از دادنامه های مذکور و شهادت شهود می باشد. که اسامی شهود در دادخواست منعکس می باشد. وکیل محترم خوانده اظهار داشت به استناد یک دادنامه محکومیت در خصوص دیه جزیی و توهین و فحاشی مثبت سوی رفتار موکل نمی باشد. و دادنامه تمکین نیز بر اساس همین دادنامه کیفری مردود اعلام شده است.و لذا نمی تواند مثبت سوی رفتار باشد. و در مورد نفقه نیز مقادیری نفقه واریز شده که مدارک پرداخت ان وجود دارد. که ارایه خواهد شد و پرونده نفقه در حال رسیدگی است.در شورای حل اختلاف و پس از صدور حکم و مشخص شدن میزان نفقه موکل حاضر به پرداخت ان خواهد بود وعلی رغم صدور حکم محکومیت کیفری در خصوص دیه موکل همچنان منکر ایراد ضرب و جرح خواهان می باشد. وکیل محترم خواهان اظهار داشت خوانده اقرار به فحاشی داشته و اعلام نموده در غالب شوخی بوده و با توجه به نوع الفاظی که بکار برده و مستهجن نیز می باشد. نمی تواند جنبه شوخی داشته باشد. حکم محکومیت کیفری جنبه اثباتی دارد. و اظهار خلاف ان قابل پذیرش نمی باشد. بعلاوه اینکه در غیر از مورد حکم محکومیت کیفری خوانده سابقا نیز دارای ضرب و جرح و فحاشی داشته که تقاضای استماع شهادت شهود را دارم. و از ۱۴۰۰/۱/۷ نفقه ای نیز پرداخت نکرده است.در حالی که تکلیف ایشان در این خصوص در قانون مشخص می باشد. طرفین اظهار داشتند عرض دیگری نداریم و وکیل محترم خواهان در جلسه بررسی نظر داوران و حقوق مالی زوجین اظهار داشته نظر داور زوجه بر طلاق و متارکه می باشد. لیکن نظر داور زوج به ادامه زندگی و در مورد حقوق مالی ناشی از زوجیت موکل در مورد سکه های موضوع مهریه در پرونده جداگانه ای رسیدگی شده است.و راجع به سه دانگ یک پلاک ثبتی در این پرونده ادعایی نداریم و در صورت لزوم جداگانه اقدام خواهیم نمود ضمنا دو عدد سکه از مهریه را در قبال طلاق خلعی به زوج بذل می نماییم و همچنین نسبت به نفقه گذشته از تاریخ ۱۴۰۰/۱۰/۳۰ و همچنین نفقه جاریه ادعایی نداریم البته نفقه ایام عده و همچنین اجرت المثل ایام زندگی مشترک را به زوج بذل می نماییم و ذمه زوج را نسبت به این دو عدد سکه بهار ازادی و نفقه ایام عده و اجرت المثل ابرای و حق عدول از بذل اعلامی را نیز اسقاط می نماییم ، زوجین فاقد فرزند مشترک بوده و جهیزیه در اختیار موکل می باشد. و ادعایی به ان ندارد. وکیل محترم خوانده اظهار داشت در خصوص نظریه داوری با توجه به اینکه داور زوجه هیچگونه اقدامی در انجام وظایف قانونی خود جهت امر به سازش زوجین و همچنین تعیین و تکلیف حقوق مادی به عمل نیاورده و از طرفی بنا به اظهار موکل در جلسه داوری با حواشی و تنشهایی که از سوی مادر زوجه ایجاد شده داور قادر به انجام وظایف خود نبوده است.لذا نظریه مذکور مخدوش می باشد. و از دادگاه محترم تقاضا دارم. داور دیگری را با تبیین وظایف خاص داوری به ایشان معرفی نماید. و در مورد حقوق مالی زوجه نسبت به مهریه و نفقه با توجه به تقاضای زوجه موکل وفق قانون اقدام نموده است.و وکالت در انتقال سه دانگ ملک ذکر شده در سند نکاحیه را به نام زوجه اعطا نموده است.و در مورد سایر حقوق مالی از جمله نفقه ایام عده و اجرت المثل با توجه به اینکه طلاق در اصل به اختیار و تقاضای زوجه است.و زوج در ما نحن فیه به هیچ عنوان با طلاق موافق نیست و از طرفی دادخواست زوجه مبنی بر صدور گواهی عدم امکان سازش مستند به دلایل قانونی و محکمه پسند نمی باشد. لذا تحقق حقوق مذکور برای ایشان محل بحث بوده و موکل نیز حتی با تحقق حقوق مذکور چون با طلاق مخالف است.با بذل حقوق اعلامی از سوی زوجه نیز مخالف بوده و هیچ موافقتی بر طلاق خلع و در کل با طلاق ایشان ندارد. ، از دادگاه محترم تقاضا دارم. جهت حفظ تحکیم خانواده و عمل به دستور شارع مقدس توصیه های لازم جهت بازگشت به منزل مشترک را که در حال حاضر زوجه در ان حضور دارد. بفرماید و رد خواسته خواهان مورد استدعا است.و راجع به تخلف اعلامی علیه موکل مبنی بر عدم پرداخت نفقه با توجه به پرداخت ان از همان ابتدا حسب توانایی زوج و سپس پرداخت نفقه برابر نظر کارشناس و رای شورای حل اختلاف و عدم احراز شرط عدم امکان الزام زوج به پرداخت نفقه این دلیل خواهان به صراحت مردود می باشد. ، این دادگاه پس از تشکیل اولین جلسه رسیدگی حسب تکلیف قانونی مندرج در ماده ( ۲۷ ) قانون حمایت خانواده مصوب سال ( ۱۳۹۱ ) جهت حل و فصل و ایجاد صلح وسازش موضوع رابه داوری واگذارنمود ، اما داوران انتخابی نیز موفق به حصول سازش بین طرفین نشدند پس ازتلاش ومساعی دادگاه جهت صلح و سازش واصلاح ذات البین به نتیجه مطلوب نرسیده و زوجه کماکان به جدایی و طلاق اصرار دارد. ، دادگاه با توجه به مراتب فوق و اظهارات شهود خواهان که سویرفتار خوانده را نسبت به خواهان با دیدن اثار ضرب و جرح تایید نموده اند وبا ملاحظه دادنامه شماره ( ۱۴۰۰۴۹۳۹۰۰۰۱۰۲۷۳۴۷ ) این دادگاه که دعوی تمکین خوانده به دلیل سوی رفتار مردود اعلام شده وطی دادنامه شماره ( ۱۴۰۰۴۹۳۹۰۰۰۱۲۷۵۴۴۳ ) در شعبه *نیز تایید گردیده و قطعی شده است.و ملاحظه دادنامه شماره ( ۱۴۰۰۴۹۳۹۰۰۰۰۸۶۶۸۲۰ ) صادر شده توسط شعبه ( ۱۰۳ ) دادگاه کیفری دو *خوانده به دلیل ضرب و جرح و توهین به جزای نقدی و دیه در حق خواهان محکوم شده و این رای نیز در شعبه *طی دادنامه شماره ( ۱۴۰۰۴۹۳۹۰۰۰۱۱۴۴۱۳۴ ) تایید و قطعی گردیده است.ضمن اینکه در خانواده های ایرانی معمولا خانمها در سوی رفتار های و ضرب و جرح های اولیه اقدام به طرح شکایت نمی نمایند ودر صورت تکرار اقدام به طرح شکایت می نمایند وملاحظه دادنامه شماره ( ۱۴۰۰۴۹۳۹۰۰۰۱۵۷۴۱۶۴ ) از شعبه ( ۱۴ ) شورای حل اختلاف ازتاریخ ( ۱۴۰۰/۰۱/۰۵ ) الی ( ۱۴۰۰/۱۰/۳۰ ) محکوم به پرداخت نفقه شده است. وباعنایت به اظهار نظر قاضی محترم مشاور لذا با احراز تخلف زوج از شرط اعلامی ( بند ۲ ) ازشروط ضمن العقد ( سوی رفتار ) وبا وارد دانستن ادعا وخواسته خواهان نسبت به این شرط ، به استناد مواد ( ۶۵۶ -۶۵۸ -۶۶۲ -۱۱۱۹ - ۱۱۴۵- ۱۱۴۶- ۱۱۵۰ و۱۱۵۱ ) قانون مدنی و مواد ( ۳۴٫۲۹٫۲۷٫۲۶٫۱ و۳۷ ) قانون حمایت خانواده مصوب ( ۱۳۹۱ ) حکم به احراز شرط اعمال وکالت در طلاق را صادر واعلام می نماید. و زوجه می تواند با احراز شرط اعمال وکالت در طلاق به شرح مذکور ، به یکی از دفاتر رسمی ثبت واقعه طلاق مراجعه و نسبت به ثبت طلاق پس ازوقوع ان اقدام نماید.و با توجه به بذل بخشی از مهریه ( دو ( ۲ ) عدد سکه بهار ازادی وبذل نفقه ایام عده وبذل اجرت المثل ) توسط زوجه واعلام عدم علاقه نسبت به زوج ، نوع طلاق باین و خلعی بوده وعده ان از زمان وقوع طلاق سه طهر می باشد.و شرایط صحت اجرای صیغه طلاق ازجمله رعایت مفاد مواد ( ۱۱۳۴و۱۱۳۵ و۱۱۴۱و۱۱۴۲ ) قانون مدنی حسب مورد به عهده مجری صیغه خواهد بود مهلت برای مراجعه به دفتر رسمی ثبت واقعه طلاق از تاریخ قطعیت این دادنامه سه ماه خواهد بود.و در مورد حقوق مالی ناشی از زوجیت وکیل محترم خواهان اظهار داشته که موکل در مورد سکه های موضوع مهریه در پرونده جداگانه ای رسیدگی شده است.و راجع به سه دانگ یک پلاک ثبتی در این پرونده ادعایی نداریم و در صورت لزوم جداگانه اقدام خواهیم نمود ضمنا دو عدد سکه از مهریه را در قبال طلاق خلعی به زوج بذل می نماییم و همچنین نسبت به نفقه گذشته از تاریخ ۱۴۰۰/۱۰/۳۰ و همچنین نفقه جاریه ادعایی نداریم البته نفقه ایام عده و همچنین اجرت المثل ایام زندگی مشترک را به زوج بذل می نماییم و ذمه زوج را نسبت به این دو عدد سکه بهار ازادی و نفقه ایام عده و اجرت المثل ابرای و حق عدول از بذل اعلامی را نیز اسقاط می نماییم ، زوجین فاقد فرزند مشترک بوده و جهیزیه در اختیار موکل می باشد. و ادعایی به ان ندارد. لذا این دادگاه در خصوص حقوق مالی زوجه مواجه با تکلیفی نمی باشد. ، رای صادرشده حضوری است.و ظرف ( ۲۰ ) روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در محاکم محترم تجدید نظر *می باشد.
رای مذکور از ناحیه زوج مورد اعتراض قرار گرفته است.که رسیدگی به ان به شعبه *ارجاع شده است.قضات محترم متصدی شعبه مذکور بر اساس دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۰۳/۲۸ در مقام رسیدگی به تجدید نظر خواهی ایشان چنین رای داده اند:
درخصوص تجدید نظرخواهی اقای اقای ا. ش. فرزند ع. به طرفیت خانم ف. ع. فرزند غ. با وکالت اقای ع. ا. ا. نسبت به دادنامه شماره*صادره از شعبه *که به موجب ان با احراز سوی رفتار زوج حکم بر احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق صادر شده است.و زوجه ۲ سکه از ۷۲ سکه مهریه و نفقه ایام عده و اجرت المثل را هم بذل کرده ، عمده اعتراض زوج این است.که " … از تاریخ وقوع عقد نکاح تا زمان اعلام شکایت ضرب و جرح و ترک منزل مشترک توسط وی ، کمتر از ۴ ماه گذشته … بنده نه تنها هیچگونه استنکافی از پرداخت نفقه ننموده ام ، بلکه از زمان ترک منزل توسط تجدید نظر خوانده ، به طور مستمر نفقه ایشان را به حسابشان واریز نموده ام. با این توضیح که به لحاظ مطالبه مهریه از سوی ایشان و سایر بدهکاری های دیگر ، اینجانب علی رغم عدم مطالبه نفقه از سوی تجدیدنظر خوانده ، چه به طور شفاهی و چه به صورت کتبی و یا پیامک و یا حتی ارسال اظهارنامه ، راساو در حد توان و تمکن مالی ، علی الحساب نفقه را به ایشان پرداخت نمودم … یک بار ضرب و جرحی که به هیچ عنوان مورد قبول اینجانب نبوده و نیست و هیچ دلیل و بینه شرعی و قانونی در اثبات این ضرب و جرح وجود نداشته سوی رفتار تلقی نموده … دو نفر شاهد پدر و مادر تجدیدنظر خوانده می باشند و بیان اظهارات شهود صرفا مبنی بر انچه که از تجدیدنظر خوانده شنیده اند و نه انچه که خود دیده اند … " تجدیدنظرخوانده در پاسخ اظهار داشته " … شهادت شهود مبنی بر کتک کاری و فحاشی ، دادنامه کیفری صادره از شعبه *که در شعبه دهم تجدیدنظر تایید شده است.و حکایت از فحاشی با الفاظ رکیک و مستهجن و مجروحیت موکل از نواحی انگشت دست ، زانوی چپ ، ارنج و ساق چپ دارد. و همچنین دادنامه صادره از شعبه *که خوانده اقای ا. ش. از ۵/۱/۱۴۰۰ الی ۳۰/۱۰/۱۴۰۰ محکوم به پرداخت نفقه در حق موکل ف. ع. شده است.که دادنامه مذکور قطعی گردیده است.… " ملاحظه می شود. دادگاه سوی رفتار زوج را محرز دانسته و صرفا به جهت تحقق بند ۲ شروط ضمن عقد سند نکاحیه حکم صادر کرده است. زوجین حدودا ۴ ماه زندگی مشترک داشته اند و سپس بجهت اختلاف و درگیری با هم زندگی نداشته اند. محکومیت زوج به ۳ فقره حارصه در ارنج و زانو و انگشت و کبودی ساق پا و شکم و توهین طبق رای شعبه *مورخ ۱۴۰۰/۶/۲۹ محرز است.و به جهت همین صدمات هم دعوای تمکین رد شده است. با توجه به مفاد پرونده دلایل ارایه شده از سوی تجدیدنظرخوانده کافی برای اثبات ادعای وی نیست و مفاد اظهارات پدر و مادر زوجه و یا یک بار سابقه صدمات فوق الذکر در حدی نیست که برای دادگاه سوی رفتار مستمر زوج به حدی که ادامه زندگی را غیر قابل تحمل نماید. ثابت کند و زمان قابل توجهی از زندگی مشترک سپری نشده بوده که بتوان استمرار رفتارهای سوی زوج را احراز کرد. نتیجتا احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق برای دادگاه محرز نمی باشد. و دادنامه تجدیدنظرخواسته در خور نقض است. و دادنامه صادره طبق مقررات ومبانی واصول قانونی صادر نگردیده است. دادگاه مستندا به مواد بند ( ه ) ماده ۳۴۸ و ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب درامور مدنی و ۱۲۵۷ قانون مدنی ضمن نقض دادنامه تجدید نظر خواسته ، حکم به بطلان دعوی خواهان بدوی صادر و اعلام می نماید. رای صادره قطعی است. و ظرف بیست روز پس ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان محترم عالی کشور می باشد.
این رای در تاریخ ۱۴۰۱/۰۳/۳۱ به زوجه ابلاغ شده است.و او نیز در فرجه قانونی با وکالت اقای ع. ا. ا. با تقدیم دادخواستی خطاب به ریاست محترم دیوان عالی کشور که در هنگام شور قرایت می شود. نسبت به این رای فرجام خواهی کرده است.وکیل محترم فرجام خواه در دادخواست فرجامی خود اجمالا ادعا نموده است. سوی رفتار زوج به موجب دادنامه های صادره از شعبه ۱۰۲ کیفری دو و شعبه *رد شده است. زوج از تاریخ ۱۴۰۰/۰۱/۰۵ نفقه نداده که بیش از شش ماه نفقه نداده است.پس بندهای ۱ و ۲ عقدنامه در حق موکل محقق شده است.دادگاه بدوی و قاضی مشاور خانواده با بررسی دقیق و احراز صحت ادعاهای موکل حکم به طلاق داده اند علاوه بر محکومیت های کیفری زوج به خاطر توهین ، فحاشی و ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به موکل و رد شدن دادخواست تمکین زوج شهود موکل نیز به صحت ادعاهای موکل شهادت داده اند فرجام خوانده به ارسال پیامک های توهین امیز و مستهجن با الفاظ رکیک برای موکل اقرار داشته و دارد. نظر قاضی مشاور و داوران نیز به طلاق می باشد. ارایی از دیوان عالی کشور صادر شده است.که حتی یک بار ایراد ضرب و جرح عمدی را هم سوی معاشرت موجب طلاق دانسته اند و … فرجام خوانده نیز با تقدیم لایحه ای به فرجام خواهی مذکور پاسخ داده است.که ان هم در حین شور قرایت می گردد. پرونده امر پس از وصول و ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور به منظور رسیدگی به فرجام خواهی ایشان به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش اقای غ. ق. عضو ممیز و مطالعه و بررسی دیگر محتویات پرونده مشاوره نموده و با استعانت از خداوند متعال چنین رای می دهد:
## رای متن رای
رای شعبه
درخصوص دادخواست فرجام خواهی خانم ف. ع. با وکالت اقای ع. ا. ا. به طرفیت اقای ا. ش. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۰۳/۲۸ صادره از شعبه *نظر به اینکه ۱ – زوج به خاطر ایراد ضرب و جرح عمدی زوجه محکوم گردیده است.۲ – زوج به خاطر توهین به زوجه و فحاشی رکیک به مشارالیها نیز محکوم شده است.۳ – دعوی الزام به تمکین زوج محکوم به رد شده است.۴ – زوجین حداکثر چهارماه بعد از اجرای عقد ازدواج عملا از هم جدا شده اند و مفارقت عاطفی و جسمانی بین انان حادث شده است.۵ – مساعی داوران و محاکم بدوی و تجدید نظر در اصلاح ذات البین و ایجاد صلح و سازش بین زوجین موثر واقع نشده است.لذا این شعبه دادنامه فرجام خواسته را غیرقابل ابرام تشخیص و با استناد به ماده ۳۶۶ و بند الف ماده ۳۶۸ و ذیل ماده ۳۷۰ و بند دو ماده ۳۷۱ و بند ج ماده ۴۰۱ قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض دادنامه مذکور رسیدگی مجدد را به شعبه دیگری از محاکم همعرض دادگاه محترم صادر کننده رای منقوض ارجاع می نماید./ط
شعبه *
غ. ق. ( رییس ) س. ج. ( عضومعاون )
فهرست
خلاصه جریان پرونده
متن رای
نقد رای
رسیدگی فرجامی و نقص رسیدگی در دعوی طلاق
۱۴۰۱/۰۶/۲۳
چکیده: محکومیت زوج به علت ایراد ضرب و جرح عمدی زوجه و توهین و فحاشی رکیک محرز بوده دعوی تمکین زوج در مورد تمکین زوجه رد شده و مفارقت جسمانی محرز میباشد و رای فرجامی در مورد رد طلاق نقض و رسیدگی به شعبه دیگر ارجاع می شود