## رای خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: در تاریخ ۱۳۹۹/۸/۲۹ خانم ب. گ. چ. بطرفیت همسرش اقای م. ک. دادخواستی بخواسته صدور حکم طلاق باستناد عسر و حرج ناشی از سوی معاشرت خوانده و اخراج از منزل مشترک و عدم انفاق زوجه و بچه دار نشدن نامبرده و وقوع طلاق عاطفی فیمابین تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد در جلسه رسیدگی مورخ ۱۳۹۹/۹/۱۰ که با حضور زوجین تشکیل گردیده خواهان اظهار داشت ادامه زندگی برایم امکان پذیر نیست دلیل طلاق من ابتدا عدم بچه دار شدن بود ولی الان من عمل کرده ام و رحمم را برداشته ام دیگر بچه دار نمی شوم ولی علت طلاق بدرفتاری شوهرم است.خوانده اظهار داشت به هیچ وجه حاضر نیستم زنم را طلاق بدهم و نسبت به همسرم بدرفتار نبوده ام حاضرم تحقیق کنید. دادگاه جهت ایجاد صلح و سازش پرونده را به شورای حل اختلاف ارسال نموده و شورا پس از تشکیل جلسه و استماع اظهارات خوانده و ملاحظه لوایح تقدیمی طرفین سرانجام بلحاظ عدم حصول سازش بین طرفین پرونده را به شعبه *اعاده نموده که با تعیین وقت رسیدگی از طرفین دعوت بعمل امد در این اثنا خانم س. ص. وکیل پایه یک و مشاور حقوقی با تقدیم وکالتنامه از جانب خواهان ( زوجه ) اعلام وکالت نموده است.در جلسه رسیدگی مورخ ۱۳۹۹/۱۲/۴ که با حضور وکیل خواهان و نیز خوانده تشکیل گردیده وکیل خواهان ضمن تقدیم لایحه ای اظهار داشت خواسته و مطالب بشرح دادخواست و لایحه تقدیمی است.در ضمن موکل مهریه خود بمبلغ ۱۱۵میلیون تومان را دریافت نموده است.و اجرت المثل ایام زوجیت و نفقه از تاریخ اول تیرماه سال۱۳۹۹ و هم چنین نفقه ایام عده تعیین تکلیف نگردیده و مطالبه مینماید. خوانده دفاعا اظهار داشت تحت هیچ شرایطی حاضر به طلاق نیستم و همسر خود را دوست دارم. و از ایشان درخواست می نمایم به سر زندگی برگردد. دادگاه قرارارجاع امر به داوری صادر نموده و داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور بموجب دادنامه شماره ۱۷۲۲ مورخ ۱۳۹۹/۱۲/۲۴ بلحاظ فقد ادله اثباتی و مخالفت زوج با طلاق زوجه حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. وکیل زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه مذکور تجدیدنظرخواهی نموده که پس ازتبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و در جلسه رسیدگی مورخ ۱۴۰۰/۴/۸ که با حضور زوجین و وکیل زوجه تشکیل گردیده وکیل زوجه همان مطالب مندرج در دادخواست تجدیدنظرخواهی و مطالب بیان شده در مرحله بدوی را بیان نموده که در صورتمجلس منعکس گردید.و اظهارات زوجه هم که تکرار مطالب مرحله بدوی بوده در صورتجلسه درج گردیده و سپس دادگاه جهت بررسی و تشخیص عسر و حرج زوجه در اجرای ماده واحده قانون رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه مصوب سال۱۳۱۲ موضوع را به شورای روحانیت و افتای اهل سنت شهرستان *ارجاع نموده و شورای افتای اهل سنت *در پاسخ به استعلام دادگاه طی جوابیه مورخ ۱۴۰۰/۵/۵ اعلام نموده … با تحقیق کامل از زوجین و اختلافات غیر قابل حل فیمابین انان و هم چنین اقرار در کمال صحت و سلامت عقل و روان زوج اقای م. ک. مبنی بر اینکه در طول مدت زندگی مشترک همسرش مورد ظلم و ستم قرار گرفته و حق و حقوق زوجه از لحاظ شرعی و قانونی رعایت نشده است.و در پایان هم در جمع اعضای شورا چندین بار اعلام کردند. که با توجه به ظلمی که به خانم ب. گ. چ. رفته است.ایشان را طلاق خواهند داد به نظر این شورا زوجه درنهایت تضرر می باشد. که مفهوم موافق تضرر منطبق با عسر و حرج قانونی است.و بیش از این تضرر و عسر و حرج زوجه منطبق یسر – ان مع العسر یسرا – نبوده و مطابق موارد مرقوم موجبات تطلیق زوجه بدون رضایت زوج فراهم است.و به متارکه زوجین و طلاق زوجه اعلام فتوی می نماید. پس از وصول پاسخ شورای روحانیت اهل سنت از طرفین جهت اخذ توضیح دعوت بعمل امد در جلسه مورخ ۱۴۰۰/۷/۲۶ که با حضور زوجین تشکیل گردیده زوج اظهار داشت ما ۳۵سال است.که با هم زندگی می کنیم من که بچه دار نشدم خواست من که نبوده خواست خداوند بوده است.من حاضر به طلاق ایشان نیستم زمین دارم. نصف ان را به ایشان میدهم تا برگردد. ۳۵سال عمر ما با هم رفته است.نه معتاد هستم و نه دزد هستم شاید بیست بار دنبال ایشان رفته ام ولی حاضر نیست برگردد. حدود ۱۸ماه است.که جدا از یکدیگر هستیم وکیل زوجه اظهار داشت طلاق بلحاظ عسر و حرج مطرح شده و شورا افتا نیز عسر و حرج را اعلام نموده است.موکله مهریه را یکسال پیش دریافت کرده است.در خصوص نفقه و اجرت المثل هیچ ادعایی ندارد. و موکل اکنون هر حقوق مالی داشته باشد. به زوج بذل مینماید. و صرفا خواستار طلاق است.و بیشتر دلیل عسر و حرج نابارور بودن زوج و مشکلات زناشویی و طلاق عاطفی میان ایشان است.و موکل اعلام داشته نه خانه و نه زمین نمی خواهد و صرفا خواستار طلاق است.سرانجام دادگاه ختم دادرسی را اعلام و بموجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۷/۲۷ با استدلال منعکس در ان عسر و حرج زوجه را محرز تشخیص و باستناد ماده۱۱۳۰ قانون مدنی و مواد ۲۶-۲۷-۲۹-۳۲-۳۳ قانون حمایت خانواده و ماده۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه را وارد دانسته و ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم به الزام زوج به طلاق زوجه صادر نموده و توضیح داده که زوجه مهریه خود را دریافت نموده و سایر حقوق مالی خود را به زوج بذل مینماید. و زوجین فاقد فرزند مشترک می باشند اعتبار اجرایی حکم صادره شش ماه از تاریخ ابلاغ رای فرجامی و یا انقضای مهلت فرجام خواهی است. در صورت عدم حضور زوج جهت اجرای صیغه طلاق ، سردفتر رسمی طلاق از ناحیه حاکم دادگاه اذن در اجرای صیغه طلاق را دارد. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ ۱۴۰۰/۷/۲۸ به طرفین ابلاغ شد و زوج در تاریخ ۱۴۰۰/۸/۱۵ با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه ووصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده که در نوبت رسیدگی هیات شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ ۱۱/۲/۱۴۰۱ به شرح زیر انشای رای نموده است. فرجام خواهی اقای م. ک. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۷/۲۷ شعبه *که بموجب ان بلحاظ احراز عسر و حرج زوجه در استمرار زوجیت ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم بر الزام زوج فرجامخواه به مطلقه نمودن زوجه فرجام خوانده صادر گردیده است. با توجه به مجموع اوراق و محتویات پرونده مالا وارد بوده و دادنامه فرجام خواسته بلحاظ عدم مطابقت ان با موازین قانونی واجد ایراد موثر بوده و درخور نقض می باشد. زیرا زوجه ( فرجامخوانده ) بشرح دادخواست نخستین و توضیحات بعدی در جلسات دادرسی با اشاره به اینکه در مدت ۳۳سال زندگی مشترک بدلیل وضعیت جسمی زوج صاحب فرزند نشده و زوج در طول زندگی مشترک دارای سوی اخلاق و سوی رفتار و معاشرت بوده و در اوایل تیرماه ۱۳۹۹ او را از منزل مشترک اخراج نموده و تاکنون هیچ اقدام عملی جهت بازگشت او به زندگی مشترک یا طلاق بعمل نیاورده و در این مدت هم نفقه ای پرداخت ننموده و از نامبرده کراهت و تنفر دارد. ، مدعی عسر و حرج خود در تداوم زوجیت گردیده و صدور حکم طلاق خویش را خواستار شده است ، درحالیکه زوجه در مراحل دادرسی هیچ ادله ای که صحت و درستی مراتب و موارد ادعایی او را ثابت و مدلل دارد. اقامه و ابراز ننموده است.ثانیا -با فرض اینکه صاحب فرزند نشدن زوجه بعلت عقیم بودن زوج یا عوارض جسمی دیگر او بوده باشد. زوجه در طول مدت ۳۳سال زندگی مشترک متعرض این موضوع نشده و به زندگی مشترک خود با زوج ادامه داده و چنانچه این امر مفروض بر هرگونه حقی برای او جهت طلاق بوده باشد. با عدم اعمال اینحق در طول زندگی مشترک در واقع از این حق خویش اعراض نموده و د رحال حاضر هم خود ایشان حسب الاقرار بعلت برداشتن رحم اساسا قادر به بچه دار شدن نمی باشد. بنابراین صرف صاحب فرزند نشدن زوجه در شرایط فعلی نمی تواند از مصادیق عسر و حرج او در ادامه زندگی مشترک محسوب و مجوز قانونی برای طلاق وی بوده باشد.ثالثا- با توجه به اظهارات زوج بنظر میرسد که زوجه خود زندگی مشترک را ترک نموده و متعاقب ان زوج ضمن ابراز علاقمندی خود نسبت به زوجه و ادامه زندگی با ایشان و مخالفت خویش با طلاق نامبرده کرارا درخواست نموده که زوجه به منزل مشترک مراجعت نماید. بنابراین با فرض اینکه افتراق جسمانی موجب عسر و حرج زوجه بوده باشد. این امر ناشی از اقدام خود ایشان بوده و با توجه به فراهم بودن موجبات برگشت او به زندگی مشترک می تواند با این اقدام عملی خویش عسر و حرج خود را مرتفع و بدون هیچ سختی و مشقتی به زندگی مشترک با زوج ادامه دهد. رابعا -زوج سابقا نصف منزل مسکونی خود را طبق صلحنامه عادی پیوست پرونده به زوجه منتقل نموده و حتی در جلسه دادرسی هم اعلام داشته که جهت جلب رضایت زوجه به بازگشت به منزل مشترک و ادامه زندگی حاضر است.نصف دیگر منزل مسکونی و هم چنین یک قطعه زمین ملکی خود را به زوجه منتقل نماید.و بعلاوه حسب اقرار زوجه کل مهریه او بمبلغ ۱۱۵میلیون تومان را به ایشان پرداخت نموده است.که مجموع مراتب اشعاری خود بیانگر حسن نیت زوج و شدت علاقه او نسبت به زوجه و ادامه زندگی مشترک با یکدیگر می باشد. خامسا -علاوه بر اینکه ادعای کراهت زوجه از زوج مستند به هیچ علت موجهی نبوده بلکه در توجیه این ادعای خود صرفا اعلام نموده که نفقه ایام گذشته و اجرت المثل ایام زندگی مشترک را در قبال طلاق بذل می نماید. ، درحالیکه نفقه معوقه و اجرت المثل از حقوق مسلم و ثابت شده ای برای ایشان محسوب نبوده تا در قبال طلاق و کراهت از زوج قابلیت بذل را داشته باشد.بنابراین ادعای کراهت از زوج بدون بذل هیچ مالی از طرف زوجه توجیه شرعی و قانونی نداشته و مجوزی برای طلاق محسوب نخواهد شد. سادسا -نظریه شورای روحانیت اهل سنت که زوجین از پیروان ان بوده صرفا ا زاین حیث که بر اساس مقررات مذهب متبوع زوجین عسر و حرج زوجه در صورت اثبات و احراز ان حتی بدون رضایت زوج مجوز شرعی برای طلاق زوجه خواهد بود قابل استناد بوده و د راجرای ماده واحده قانون رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه مصوب سال۱۳۱۲ لازم الرعایه خواهد بود ، لیکن تشخیص عسر و حرج واینکه وضعیت زوجین و اوضاع و احوال حاکم بر روابط طرفین و نحوه رفتار و عملکرد زوج مصداق عسر و حرج برای زوجه را دارد. یا خیر؟ امر قضایی محسوب و از شمول حکم مقرر در ماده واحده مرقوم خارج بوده و در صلاحیت دادگاه بوده و از این رو نظریه شورای روحانیت اهل سنت در قسمتی که بر وقوع عسر و حرج زوجه اعلام نظر نموده اند موثر در مقام نبوده و قابلیت توجه و ترتیب اثر را ندارد. بنابراین و با توجه به مجموع مراتب اشعاری استنباط و تشخیص دادگاه در احراز عسر و حرج زوجه صایب و موجه نبوده و مالا دادنامه فرجام خواسته بلحاظ عدم انطباق ان با محتویات پرونده واجد ایراد قانونی بوده و قابلیت ابرام ندارد. لهذا مستندا به بند ۲ ماده۳۷۱ و بند ج ماده۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان *بعنوان شعبه هم عرض ارجاع می گردد. پس از وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر شعبه *بعنوان شعبه همعرض حسب الارجاع در وقت فوق العاده بموضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۴/۲ با این استدلال که زوجه دلایل عسر و حرج خود را سوی معاشرت زوج ۲- عدم انفاق از ۱۳۹۹/۴/۱ ۳- بچه دار نشدن زوجین ۴- تنفر زوجه از زوج اعلام نموده است.لیکن اولا – دلیلی بر سوی معاشرت و سوی رفتار زوج در زمان زندگی مشترک ارایه نگردیده است.و این موضوع صرفا در حد ادعا می باشد. ثانیا- زوجه با وصف ارسال اظهار نامه توسط زوج برای ایشان جهت بازگشت به زندگی مشترک به زندگی مشترک برنگشته اند و حکمی بر محکومیت زوج به پرداخت نفقه ارایه ننموده تا اثبات نماید. که زوج با وصف الزام قانونی خود نفقه زوجه را پرداخت نکرده است.ثالثا – زوجه در جلسه دادگاه اظهار داشته که رحم خود را با عمل جراحی خارج نموده است.بنابراین عدم بارداری ایشان و این که زوجین فاقد فرزند مشترک می باشند غیرقابل انتساب به زوج می باشد. که درنتیجه عسر و حرج زوجه در زندگی مشترک و تداوم ان احراز نمیگردد. و صرف اعلام تنفر بدون وجود دلیل اثباتی در انتساب ایجاد تنفر به زوج نمی تواند موجب تزلزل قاعده الطلاق بید من اخذ بالساق گردد. لذا تجدیدنظرخواهی زوجه تجدیدنظرخواه را غیروارد تشخیص و ضمن رد ان باستناد ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است.دادنامه مذکور در تاریخ ۱۴۰۱/۴/۷ به وکیل زوجه ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ ۱۴۰۱/۴/۲۲ با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرایت می گردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: ## رای شعبه دیوان عالی کشور رای شعبه فرجام خواهی وکیل فرجام خواه خانم ب. گ. چ. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۴/۲ شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره ۱۷۲۲ – ۹۹ صادره از شعبه *که بموجب ان بلحاظ عدم احراز عسر و حرج زوجه در استمرار زوجیت حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان ( فرجام خواه ) صادر گردیده است ، با توجه به جامع اوراق پرونده وارد نبوده و توجیه قانونی ندارد. دادنامه های بدوی و فرجام خواسته که متکی بر ارزیابی دلایل و طرفین و مبتنی بر استنباط و تشخیص دادگاه بوده با التفات به جهات و مبانی استدلال و استنباط دادگاه و اسباب توجیهی منعکس در ارای صادره و توجها به محتویات پرونده و استدلال و توجیهات منعکس در دادنامه سابق الصدور این شعبه دیوان در پرونده حاضر به شماره ۱ *و اینکه از سوی زوج فرجام خواه در فرایند دادرسی مراحل بدوی و تجدیدنظر دلایل کافی موجهی که صحت و درستی مراتب ادعایی او و مالا عسر و حرج وی را در تداوم زوجیت ثابت و مدلل دارد. ، اقامه و ابراز ننموده و از طرفی هم زوج با ابراز علاقه خود به زوجه ضمن ارسال اظهارنامه مراجعت زوجه را به منزل مشترک جهت ادامه زندگی با یکدیگر خواستار گردیده و بر همین اساس هم در اظهارات خویش صریحا مخالفت خود را به طلاق زوجه اعلام داشته است ، در مجموع موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراض وکیل فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که به استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض و بی اعتباری ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری در نحوه رسیدگی دادگاه و صدور حکم مشهود نمی باشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه با استناد مواد ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد. رییس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م. فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رای