رأی دادگاه تجدیدنظر استان
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
تجدیدنظرخواه: اقای ش. ا. ج. باوکالت اقای ی. ط. م. به نشانی *
تجدید نظر خواندگان: ۱. اقای پ. ح. ف. به نشانی *
۲. اقای م. ک. ۳. اقای ر. م. همگی به نشانی *
۴. خانم ع. م. ۵. خانم ع. گ. همگی به نشانی *
۶. خانم م. ک. به نشانی *
گردشکار: دادگاه بابررسی اوراق ومحتویات پرونده ختم رسیدگی رااعلام ومبادرت به انشای رای می نماید.
( ( رای دادگاه ) )
در خصوص تجدید نظر خواهی اقای ش. ا. ج. باوکالت اقای ی. ط. به طرفیت اقای م. ک. و سایرین از دادنامه شماره *مورخ ۹۷/۹/۲۱ صادره از شعبه *که به موجب ان ضمن رد واخواهی دادنامه غیابی شماره *مورخ ۹۵/۵/۲۰ که متضمن محکومیت تجدیدنظرخواه به خلع ید از ملک تحت پلاک ثبتی ۵۷۵۱۳ ۱۳۸ بخش ۱۲ *به انضمام پرداخت خسارت دادرسی در حق تجدیدنظرخواندگان صادر گردیده است. دادگاه باتوجه به اوراق و محتویات پرونده دادنامه معترض عنه بر اساس دلایل موجود در پرونده و استدلال و استنباط صحیح و با رعایت مقررات قانونی اصدار یافته است.و در این مرحله از دادرسی تجدیدنظرخواه دلیلی دال بر نقض و بی اعتباری دادنامه موصوف ابراز نداشته فلذا با توجه به محتویات پرونده و ادله و مستندات ابرازی طرفین و تحقیقات انجام شده تجدید نظر خواهی مقرون به دلیلی نیست که موجبات فسخ دادنامه معترض عنه را فراهم اورد و رای صادره از نظر استناد به مواد و منابع قانونی و رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز فاقد اشکال بوده و بر اساس موازین قانونی و مستنبط از اصول و قواعد حقوقی اصدار یافته است ، فلذا به استناد ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب درامور مدنی ضمن رد تجدید نظر خواهی ، دادنامه تجدیدنظر خواسته را عیناتاییدو استوار می نماید. ، این رای حضوری و قطعی است.
رییس شعبه *مستشاردادگاه
م. ش. ا. ح. ن.
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
تجدیدنظرخواه: اقای ش. ا. ج. به نشانی *
تجدید نظر خواندگان: ۱. اقای پ. ح. ف. به نشانی *
۲. اقای م. ک. ۳. اقای ع. م. پی ۴. اقای ر. م. ۵. اقای ع. گ. همگی به نشانی *
۶. اقای م. ک. به نشانی *
گردشکار: دادگاه بابررسی اوراق ومحتویات پرونده ختم رسیدگی رااعلام ومبادرت به انشای رای می نماید.
( ( رای دادگاه ) )
اعاده دادرسی اقای ش. ا. ج. م. به طرفیت اقای پ. ح. ف. و سایرین نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۹۸/۶/۱۳ صادره از همین مرجع به استناد بند ۷ ماده ۴۲۶ قانون ایین دادرسی مدنی. دادگاه باتوجه به محتویات پرونده مستدعی اعاده دادرسی به استناد دادنامه شماره *صادره از شعبه *به عنوان سند مکتوم اقدام به اعاده دادرسی نموده است.و این درصورتی است.که حسب اظهارات مستدعی اعاده دادرسی در صورتجلسه مورخ ۹۸/۹/۱۷ این شعبه سند موصوف ( دادنامه شماره *) قبلا" در زمان رسیدگی به پرونده محاکماتی در ید و اختیار مشارالیه و وکیل وی بوده است.و توانایی ارائه ان را داشته اند لذا با این وصف سند مذکور هرچند درزمان دادرسی مکتوم بوده است.ولی از دسترس مستدعی اعاده دادرسی خارج نبوده است.و شرایط اعمال بند ۷ ماده ۴۲۶ مارالذکر فراهم نبوده و اعاده قابل پذیرش نیست و مستندا" به تبصره ۵ ماده ۴۳۵ قانون مرقوم قرار رد اعاده دادرسی صادر و اعلام می گردد. این رای حضوری و قطعی است.
رییس شعبه *مستشاردادگاه
م. ش. ا. ح. ن.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
متقاضی: اقای ش. ا. ج. در اجرای ماده ۴۷۷ قانون ایین دادرسی کیفری
موضوع رسیدگی: درخواست اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره ۰۸۶۸ ۹۸/۶/۱۳ صادره از شعبه *
مرجع رسیدگی: شعبه *
هیات شعبه اقایان: ع. ح. ( مستشار ) ا. م. م. ( عضو معاون )
خلاصه جریان پرونده:
محتویات پرونده محاکماتی دلالت دارد. که: وکلای اقای ح. ف. دادخواستی به طرفیت اقای ش. ا. ج. به خواسته خلع ید از پلاک ثبتی شماره *تقدیم کرده و در شرح دادخواست توضیح داده اند برابر مستندات موکل مالک پلاک ثبتی متنازع فیه است.و عیلرغم مراجعات مکرر حاضر به تحویل ملک نشده است. ۲ اداره ثبت محل گواهی نموده که پلاک متنازع فیه به نام اقای م. ک. بوده که ایشان در تاریخ ۹۱/۱۲/۱۵ به اقای پ. ح. ف. انتقال داده است۳ خوانده در جلسه رسیدگی حاضر نشده و لایحه نیز تقدیم نکرده است.و شعبه *به موجب دادنامه شماره ۴۲۸ ۹۵ ۹۵/۰۵/۲۰ حکم به خلع ید خوانده از پلاک ثبتی متنازع فیه صادر می نماید.۴ وکیل محکوم علیه غیابی ( اقای ش. ا. ج. ) نسبت به دادنامه واخواهی نموده و همچنین دادخواست تقابل به خواسته ابطال سند رسمی پلاک متنازع فیه به طرفیت اقای پ. ح. ف. و ایضا جلب ثالث م. ک. ، ر. م. ، م. ع. ک. ، ع. م. ، ز. ک. و پ. ح. به خواسته صدور حکم به الزام خواندگان به حضور در یکی از دفاتر اسناد رسمی و تنظیم سند عرصه و اعیان تقدیم کرده است.خواهان دعوی تقابل در شرح خواسته خود اورده: حسب مبایعه نامه های عادی پیوست موکل اقدام به خرید شش دانگ یک قطعه زمین به مساحت ۱۹۷/۸۹ متر مربع پلاک ثبتی متنازع فیه از خواندگان ردیف ۱ تا ۵ کرده که نامبردگان نیز حسب مبایعه نامه های پیوست اقدام به خرید این قطعه زمین از خوانده ردیف اول ( مالک اصلی ) نموده اند لازم به ذکر است.که بخش دیگری از این قطعه زمین توسط خوانده ردیف اول ( مالک اصلی ) به موکل واگذار شده که تصویر مبایعه نامه تقدیمی موید این ادعا است. با توجه به اینکه کل ثمن معامله به خواندگان پرداخت شده است.و نامبردگان از انتقال رسمی امتناع مینمایند لذا صدور حکم به شرح فوق مورد استدعا است.۵ شعبه *به موجب دادنامه شماره *۹۶/۰۸/۲۱ در خصوص واخواهی و دعوی تقابل و جلب ثالث این چنین رای صادر کرده است.با توجه به محتویات پرونده و اظهارات واخواه در طی شکایت کیفری در خصوص زمین مورد اختلاف و مطرح بودن ان در شعبه *و صدور دادنامه بدوی به شماره *و عدم قطعیت ان و موثر بودن ان در تصمیم این دادگاه قرار توقف رسیدگی صادر و اعلام می دارد. ۶ حسب محتویات پرونده کیفری استنادی ملاحظه می شود. شعبه *در مقام واخواهی محکوم علیه به موجب دادنامه شماره ۹۴۹ ۹۹ ۹۹/۰۸/۲۱ این چنین رای صادر کرده است. در خصوص اتهام اقای م. ک. دائر بر انتقال مال غیر با توجه به شکواییه شاکی ( اقای ش. ا. ج. ) گزارش مرجع انتظامی ، ملاحظه اسناد و مدارک و مستندات ارائه شده در کیفرخواست متهم موصوف را علاوه بر رد اصل مال به شاکی به تحمل شش ماه حبس و … محکوم می نماید. ۷ شعبه *به موجب دادنامه شماره *۱۳۹۹/۰۹/۲۹ با توجه به مبایعه نامه های پیوست پرونده و استعلام ثبتی بعمل امده از اداره ثبت اسناد و املاک که حکایت دارد. مالک پلاک ثبتی در وضعیت موجود اقای پ. ح. است.لذا امکان رد مال موجود نیست و این امر تابع تشریفات قانونی از طریق محاکم حقوقی است.و رد مال از دادنامه حذف و شاکی ارشاد می شود. از طریق حقوقی اقدام نماید. و ایضا جزای نقدی به ده میلیون و پانصد هزار تومان اصلاح و تقلیل می نماید. و با اصلاحات مذکور دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید و ابرام می نماید. ۸ پس از صدور رای قطعی از سوی دادگاه تجدید نظر در خصوص پرونده کیفری شعبه *با رفع توقیف از دادرسی به شرح دادنامه شماره *۹۷/۰۹/۲۱ این چنین رای صادر کرده است: با توجه به اوراق و محتویات پرونده و مدارک استنادی و اظهارات وکیل واخواه و دعوی تقابل و جلب ثالث مبنی بر اینکه موکل اینجانب ( واخواه ) به موجب مبایعه نامه های موجود در پرونده مالک پلاک ثبتی موضوع دعوی بوده که اقای م. ک. به موجب مبایعه نامه های تنظیمی ان را واگذار کرده است.و برابر دادنامه کیفری به رد مال نیز محکوم شده است.و با توجه به اینکه هیچ گونه معامله ای بین اقای م. ک. و خواهان اصلی پرونده ( پ. ف. ) واقع نگردیده است.و صرفا به موجب یک فقره وکالت نامه پلاک متنازع فیه به خواهان منتقل شده است.وکیل واخواه نیز در دفاع اظهار داشت که موکل ملک را در تاریخ ۹۱/۱۲/۱۴ با وکالت از اقای م. ک. قریب به یکسال قبل از تنظیم سند رسمی از ایشان اخذ کرده و اقدام به تنظیم سند رسمی کرده است.و در قولنامه ارائه شده از سوی واخواه یک شاهد بیشتر نیست که در جلسه دادرسی حاضر نشده و در قولنامه شماره ۸۵۷۶۱۱ تاریخ تحریر وجود ندارد. و شاهد نیز ذیل سند عادی را امضای ننموده است.چرا تاکنون نسبت به تنظیم سند اقدام نشده است.لذا دادگاه با توجه به مطالب فوق و همچنین مبایعه نامه ها و وکالت نامه های استنادی موضوع پرونده و دادنامه شماره *۹۵/۱۲/۲۲ صادره از شعبه *موضوع شکایت واخواه ش. ا. ج. علیه م. ک. دائر بر فروش مال غیر و محکومیت نامبرده به حبس و جزای نقدی و رد مال موضوع فروش و انتقال مال غیر از سوی م. ک. به پ. ح. نسبت به پلاک ثبتی موضوع دعوی محرز گردیده و همچنین وکالتنامه به شماره ۶۳۹۹ ۸۹/۰۲/۰۴ از سوی موکل م. ک. به ا. ه. ف. نسبت به پلاک متنازع فیه و نیز تفویض وکالت مذکور طی وکالتنامه شماره ۵۱۵۰۷ ۹۱/۰۹/۲۰ از سوی ا. ه. ف. به پ. ح. ف. و انتقال رسمی ان به پ. ح. و احراز مالکیت نامبرده حسب استعلام ثبتی و اینکه انتقال پلاک ثبتی موضوع خواسته به پ. ح. ف. قبل از انتقال ان به واخواه ش. ا. ج. بوده است.و م. ک. بعد از انتقال پلاک ثبتی موضوع دعوی به پ. ح. ف. مجددا ان را به ش. ا. ج. انتقال داده است.که وکالتنامه های مذکور موید این موضوع می باشد. لذا دادگاه در خصوص واخواهی نظر به اینکه دلیل و مدرکی دال بر وجود خدشه در دادنامه معترض عنه ارائه ننموده ضمن رد واخواهی حکم به تایید دادنامه معترض عنه صادر و اعلام می گردد. و در خصوص دعوی تقابل و جلب ثالث نیز با توجه به مطالب فوق و با احراز مالکیت خواهان اصلی پ. ح. ف. نسبت به پلاک ثبتی موضوع دعوی و اینکه موضوع خرید پلاک ثبتی موضوع دعوی از سوی پ. ح. ف. به موجب وکالتنامه های مذکور از اقای م. ک. م. بر تاریخ مبایعه نامه های اقای واخواه ش. ا. ج. می باشد. و خواهان دلیلی بر بی اعتباری و بطلان اسناد و انتقال موضوع دعوی ارائه ننموده است.حکم به بطلان ان صادر می گردد. در تعاقب تجدیدنظر خواهی ۹ شعبه *به موجب دادنامه شماره *۹۸/۰۶/۱۳ دادنامه دادگاه نخستین را عینا تایید کرده است.۱۰ رییس کل دادگستری استان شعبه *در مقام رسیدگی به دادخواهی د. به شرح ذیل ارای صادره را واجد اشکال اعلام داشته است. با توجه به مستندات د. از جمله تصرف وی در پلاک ثبتی مورد نزاع مبایعه نامه های ابرازی وکالتنامه رسمی دلالت دارد. قبل از وکالتنامه مورخ ۸۹/۰۳/۰۴ و ۹۱/۰۹/۲۰ ملک مورد اختلاف از مالکیت دادخوانده خارج شده است.و سپس متعاقب انتقال از ایادی ماقبل د. و در قطعه خود مالک رسمی به د. واگذار و به تصرف او در امده است. بنابراین تصرفات وی نامشروع و غیر قانونی نبوده و دعوی مطروحه از سوی او هم قابل پذیرش است. با ارسال پرونده به حوزه معاونت قضایی ان مرجع نیز ذیلا اظهار نظر کرده اند: اول د. استناد به چند فقره قولنامه و ایادی ماقبل از خود به نقل از انتقال عرصه و اعیان متنازع فیه کرده است.و اخرین ید در خرید مبیع بوده و پلاک متنازع فیه نیز پس از معامله به تصرف ایشان داده شده است. قرائن و شواهد جملگی دلالت بر وقوع بیع دارد. دوم دادخواه قطعه زمین مجاور پلاک ثبتی مذکور را نیز از مالک اصلی خریداری کرده است.و قرینه مذکور نیز دلالت دارد. که وقوع بیع های قبلی از اخر واقع شده اند. سوم به موجب دادنامه قطعی *۱۳۹۹/۰۹/۲۹ د. علیه مالک اولیه مبنی بر انتقال مال غیر نسبت به پلاک متنازع فیه شکایت کرده و رای قطعی علیه دادخوانده مبنی بر انتقال پلاک ثبتی متنازع فیه صادر شده است.و در رای مذکور به لحاظ اینکه ملک مذکور به صورت رسمی به غیر انتقال داده شده است.د. در ذیل دادنامه کیفری ارشاد گردیده که از طریق حقوقی اقدام نماید. و پرونده حقوقی مطروحه مبنی بر ابطال سند به همین اعتبار بوده چرا که به موجب حکم کیفری مرحله نخستین دادخوانده محکوم به رد مال نیز شده بود که دادگاه تجدیدنظر بنا به ملاحظه بیان شده این بخش از دادنامه را منوط به طرح دادخواست حقوقی کرده است. چهارم به موجب ماده ۱۸ قانون ایین دادرسی کیفری رای کیفری که موثر در امر حقوقی باشد. لازم الاتباع است.و در مانحن فیه دقیقا مالکیت د. به موجب رای کیفری شماره *احراز شده است. ( البته در این دادنامه بعضا تجدید نظر خواه که اقای م. ک. بوده اشتباها ش. ا. ج. ( دادخوانده ) نام برده شده است.که سهو قلم بوده است.پنجم اساسا دادگاه ایادی سابق که پلاک متنازع فیه را از دادخوانده ( مالک اصلی ) خریداری کرده و در نهایت به دادخواه فروخته اند و طرف دعوی نیز قرار گرفته اند دعوت ننموده و اظهارات انان را استماع نکرده است.ششم صرف نداشتن تاریخ در مبایعه نامه دلالتی بر عدم صحت ان ندارد. و استناد به فقدان تاریخ در دادنامه به ارکان اساسی قرارداد لطمه وارد نمی کند.بنابه جهات مذکور دادنامه مورد دادخواهی از اساس و بنیان مخدوش بوده و دادنامه مورد دادخواهی برخلاف بین شرع و متضمن تضییع حقوق دادخواه و استحقاق قرار گرفتن در فرایند دادرسی فوق العاده و درچارچوب مقررات ماده ۴۷۷ قانون ایین دادرسی کیفری را دارد. سپس با موافقت ریاست محترم قوه قضاییه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و حسب دستور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
نظر به ضرورت اطلاع طرفین از اعاده دادرسی موضوع ماده ۴۷۷ قانون ایین دادرسی کیفری وجهات ان که در گزارش مذکور افتاد پرونده به همان دادگاه بدوی ارسال می گردد. تا با تعیین وقت رسیدگی و دعوت طرفین و وکلای انها اظهارات نامبردگان استماع ، در صورتجلسه دادرسی منعکس نمایند. سپس پرونده با اوراق جدید التحصیل اعاده گردد.
شعبه *
مستشار: ع. ح. عضو معاون: ا. م. م.
فهرست
دادگاه تجدیدنظر استان
دادگاه تجدیدنظر استان
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
درخواست صدور حکم موت فرضی از سوی زوجه مطلقه فرد غائب
۹۸۰۹۹۷۰۲۲۱۶۰۰۸۶۸ · ۱۳۹۸/۰۶/۱۳ · دادگاه تجدیدنظر استان · شعبه ۱۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران
چکیده: فاقد ارزش عنوان سیستمی درج شده