آرای قضایی
آرای قضایی منتشرشده پژوهشگاه قوه قضاییه. ۳٬۷۴۵ مورد از سال 1392 — هر سند به مواد قانونیای که به آنها استناد شده متصل است.
همه۱٬۴۰۴۱٬۴۰۳۱٬۴۰۲۱٬۴۰۱۱٬۴۰۰۱٬۳۹۹۱٬۳۹۸۱٬۳۹۷۱٬۳۹۶۱٬۳۹۵۱٬۳۹۴۱٬۳۹۳۱٬۳۹۲۱٬۳۹۱۱٬۳۹۰۱٬۳۸۹۱٬۳۷۴۱٬۳۲۶۱٬۳۲۳۱٬۳۱۲
- اقامه دعوی علیه اشخاص ثالث توسط هیأت مدیره ساختمانهیأت مدیره مجتمع مسکونی فاقد شخصیت حقوقی مستقل برای اقامه دعوا علیه اشخاص ثالث بوده و اختیارات موضوع تبصره 1 ماده 10 قانون تملک آپارتمان ها الحاقی 11/3/76 صرفا ناظر به اختیار مدیر یا مدیران با شخصیت حقیقی و به عنوان مدیر در اقامه دعوا علیه ساکنین همان ساختمانی که مدیریت آن را بر عهده دارند بوده و ناظر به دعوا علیه اشخاص ثالث خارج از ساکنین مجتمع مسکونی نیست
- مطالبه بهای روز مبیع و خسارت تأخیر تأدیه در فرض مستحقللغیر بودن مبیعمطالبه بهای روز مبیع و خسارت تأخیر تأدیه آن از تاریخ مستحق للغیر درآمدن مبیع مسموع نیست زیرا اولا در این حالت علاوه بر ثمن معامله صرفا غرامت پرداخت می شود نه بهای روز و ثانیا خسارت تأخیر تأدیه از زمان احراز بطلان معامله از سوی دادگاه، قابل محاسبه است.
- نحوه طرح دعوای الزام به تنظیم سند رسمی در صورت وجود سلسله نقل و انتقالاتدرصورتی که چندین نقل وانتقال عادی در خصوص مبیع صورت گرفته باشد، خریدار نهایی باید در دعوای الزام به تنظیم سند رسمی که علیه مالک اولیه طرح می کند، سلسله نقل و انتقالات تا مالک رسمی را اثبات کند در غیر این صورت دعوا قابلیت استماع ندارد.
- نحوه طرح دعوای الزام به تنظیم سند رسمی مبیع مشاعدر صورت مشاع بودن ملک و انعقاد عقد بیع توسط احد مالکین، صدور رأی الزام به تنظیم سند رسمی انتقال نسبت به حصه فروشنده میسر بوده و عدم استماع دعوا بنا بر عدم طرح دادخواست به طرفیت همه مالکین فاقد وجاهت قانونی است.
- اماره صوری بودن عقد بیعدرصورتی که در قرارداد بیع طرفین تصریح کرده باشند که تمامی ثمن نقدا پرداخت شده و میزان ثمن نیز قابل توجه باشد، اماره ای بر صوری بودن قرارداد مذکور است.
- استناد به اصل تأخر حادث در صورت مجهول بودن تاریخ عقددر صورت مشخص بودن تاریخ حجر فردی و مجهول بودن تاریخ انعقاد عقد بیع توسط وی، به جاری شدن اصل تأخر حادث، تاریخ انعقاد قرارداد پس از تاریخ حجر محسوب می شود.
- تجدیدنظرخواهی از تصمیم دادگاه در خصوص تعیین دستمزد امینتعیین دستمزد امین که به درخواست اداره امور سرپرستی دادسرای عمومی و انقلاب صورت گرفته، امری ترافعی نیست بنابراین اقدام دادگاه در واقع تصمیم اداری بوده و قابلیت تجدیدنظرخواهی ندارد.
- درخواست تغییر نام کوچک به دلیل اشتهار به نام دیگراگر نام خواهان از اسامی رایج و مصطلح و مذهبی برای طبقه اناث باشد صرف اشتهار وی به نامی غیر از نام سجلی، مستمسک مناسبی برای تغییر نام شناسنامه ای نخواهد بود. عنوان: درخواست تغییر نام کوچک به دلیل اشتهار به نام دیگر پیام: اگر نام خواهان از اسامی رایج و مصطلح و مذهبی برای طبقه اناث باشد صرف اشتهار وی به نامی غیر از نام سجلی، مستمسک مناسبی برای تغییر نام شناسنامه ای نخواهد بود.
- اعتبار نظریه پزشکی قانونی و شهادت جهت ابطال سند رسمی سجلیصرف وجود نظریه پزشکی قانونی دال بر اعلام تقریبی سن صاحب شناسنامه و شهادت شهود مبنی بر پایین بودن سن صاحب شناسنامه نسبت به سن مندرج در سند، نمی تواند مستند ابطال سند رسمی سجلی واقع شود.
- مطالبه اجرتالمثل از متصرف براساس مبایعهنامه عادیازجمله آثار عقد بیع مالکیت مشتری نسبت به مبیع است و انتقال به موجب سند رسمی، صرفا تشریفات قانونی بوده و خللی به مالکیت مشتری وارد نمی کند، بنابراین مشتری می تواند به استناد مبایعه نامه علیه متصرف دعوای مطالبه اجرت المثل طرح کند.
- دعوای الزام موجر به موافقت با تغییر شغل مستأجردعوای الزام موجر به موافقت با تغییر شغل، ترافعی بوده و قابلیت استماع را دارد.
- دعوای تخلیه عین مستأجره به دلیل سکونت در محل تجاریسکونت در عین مستأجره ای که به منظور استفاده تجاری شغل خاصی به اجاره داده شده تغییر شغل محسوب نمی گردد زیرا سکونت حرفه نبوده که موجب تحقق تغییر شغل شود.
- اعطاء وکالت بعد از تجدیدنظرخواهی به وکیل بدون سمتاعطاء وکالت در مقطع زمانی بعد از تجدیدنظرخواهی، موجب ترمیم سمت وکیل تقدیم کننده دادخواست مذکور که در زمان تجدیدنظرخواهی فاقد سمت بوده و برای این امر استخدام نشده، نمی گردد.
- ضمانت اجرای عدم درج مبلغ حقالوکاله در وکالتنامه وکیلدر صورت عدم درج مبلغ حق الوکاله در وکالت نامه وکیل، وکالت نامه موصوف در دادگاه قابل پذیرش نیست بنابراین در مورد دعوی به دلیل عدم احراز سمت قرار رد دعوی صادر می شود و مورد از مصادیق صدور اخطار رفع نقص نیست.
- حقوق و تکالیف واخواه در مرحله واخواهیدعوی واخواهی مرحله و دعوی مستقلی نیست بلکه رسیدگی عدولی نسبت به مرحله بدوی است که ازنظر حقوق و تکالیف مربوط به اصحاب دعوی همان حقوق و تکالیف مقرر در مرحله نخستین مترتب است و واخواه همان حقوق و تکالیفی را دارد که خوانده دعوی دارد.
- صدور قرار عدم صلاحیت توسط دادگاه به شایستگی اداره ثبت اسناد و املاکدر اداره ثبت مراجعی مثل هیأت نظارت و شورای عالی ثبت پیش بینی شده اند که به عنوان مرجعی غیر قضایی نسبت به برخی امور صلاحیت دارند بنابراین اگر دادگاه اعتقاد به صلاحیت این مراجع داشته باشد به عنوان یک مرجع غیر قضایی طبق قسمت اخیر ماده 28 قانون آیین دادرسی مدنی عمل خواهد کرد اما خود اداره ثبت، مرجع قضایی غیر وابسته به دادگستری نیست تا صدور قرار عدم صلاحیت به شایستگی آن اداره صحیح باشد.
- اعتراض نسبت به آراء هیأت نظارت اداره ثبترسیدگی به اعتراض نسبت به آرای هیأت نظارت اداره ثبت اسناد و املاک استان با شورای عالی ثبت است و آراء مرجع مذکور نیز قابل اعتراض در دیوان عدالت اداری است بنابراین دادگاه های عمومی حقوقی در این مورد صالح به رسیدگی نیستند.
- توافق طرفین بر داوری محکمهتوافق طرفین بر داوری محکمه، عرفا و قانونا داوری تلقی نمی شود.
- نقص مدارک پیوست دادخواست به دلیل غیر خوانا بودنغیر خوانا بودن مدارک پیوست دادخواست از موارد صدور اخطار رفع نقص است و صدور قرار ابطال دادخواست به این دلیل فاقد وجاهت است.
- نحوه طرح دعوی اعتراض به آگهی تشخیص توسط خریدار با سند عادیدر دعوای اعتراض به آگهی تشخیص ملکی که خواهان مدعی خرید آن با سند عادی است باید دعوی به طرفیت تمامی ایادی قبلی طرح شود تا سلسله ایادی به مالک رسمی یا ورثه وی برسد.
- اشتباه در درج نام خواندهضمانت اجرای اشتباه در درج نام خوانده، صدور اخطار رفع نقص است نه صدور قرار رد دعوی
- تغییر خواسته از وجه التزام به ضرر و زیان ناشی از جرمشرط پذیرش تغییر خواسته، مربوط بودن خواسته جدید با دعوی طرح شده سابق و داشتن منشأ واحد است بنابراین نمی توان خواسته مطالبه وجه التزام ناشی از قرارداد را به خواسته مطالبه ضرر و زیان ناشی از جرم که منشأ آن فعل مجرمانه تغییر داد.
- حدود اختیار دادگاه بدوی در اصلاح رأیرأی اصلاحی، اشتباهات جزئی را شامل می شود نه اینکه اساس رأی تغییر یابد بنابراین دادگاه در مقام اصلاح رأی مربوط به دعوای اعسار از پرداخت محکوم به، حق تغییر محکوم به را ندارد.
- حدود اختیار دادگاه بدوی در اصلاح رأیدادگاه بدوی نمی تواند به استناد تأسیس حقوقی اصلاح رأی، حکم صادره را تغییر دهد چراکه موضوع مشمول قاعده فراغ دادرس است بنابراین تغییر تاریخ تعلق خسارت تأخیر تأدیه با یک استدلال جدید در محدوده اختیارات دادگاه جهت اصلاح رأی بدوی نیست.
- حدود اختیار دادگاه تجدیدنظر در اصلاح دادنامه بدویدرصورتی که خوانده در دادگاه بدوی به پرداخت مبلغی بابت خسارت وارده به خواهان محکوم شود و در مرحله تجدیدنظر با ارائه مدارکی مدعی پرداخت وجوهی بابت خسارت وارده به خواهان شود، دادگاه تجدیدنظر می تواند بدون نقض دادنامه بدوی، با اصلاح دادنامه بدوی از جهت میزان محکوم به با در نظر گرفتن مبالغ پرداختی رأی را تأیید کند.
- صدور قرار توسط دادگاه بدوی پس از ورود در ماهیت دعویدرصورتی که دادگاه بدوی با ورود در ماهیت دعوی، اقدام به استدلال ماهوی نماید مکلف است که دعوا را با صدور حکم مختومه نماید بنابراین درصورتی که با یک استدلال ماهوی، دادگاه اقدام به صدور قرار رد دعوی نموده باشد، قرار نقض و رسیدگی مجدد به شعبه صادرکننده رأی محول می شود.
- تفاوت حکم و قراراظهارنظر دادگاه در ماهیت امر، بدون بررسی و ارزیابی ادله، فاقد وصف حکم است و چنین تصمیمی باید به صورت قرار صادر شود.
- اثر اشتباه در تعیین میزان هزینه دادرسی تجدیدنظرخواهی در اخطاریه رفع نقصاگر دفتر دادگاه در تعیین میزان هزینه دادرسی تجدیدنظرخواهی در اخطاریه رفع نقص مرتکب اشتباهی شود، قرار رد دادخواستی که به دلیل عدم رفع نقص صادرشده است صحیح نبوده و از موجبات نقض قرار مذکور در دادگاه تجدیدنظر است.
- صدور اخطار رفع نقص به علت عدم ذکر نام وکیل تجدیدنظر خواندهعدم ذکر نام وکیل تجدیدنظر خوانده در دادخواست تجدیدنظر از موارد نقص نبوده و صدور اخطار رفع نقص و پیرو آن صدور قرار رد دعوی به دلیل عدم رفع نقص صحیح نیست.
- چگونگی ابلاغ اخطار رفع نقص دادخواست تجدیدنظرخواهیاخطار رفع نقص به تجدیدنظرخواه باید به نشانی مذکور در دادخواست تجدیدنظر ارسال و ابلاغ شود و در صورت متفاوت بودن آدرس مذکور با آدرسی که سابقا ابلاغ به آن صورت گرفته است، سابقه ابلاغ موجود در پرونده از این حیث مؤثر نخواهد بود.