پرسش
آیا می توان در دعوی مطالبه خسارت تاخیر تادیه، طرح سابق شکایت کیفری را به عنوان مطالبه رسمی دین و مبدا احتساب خسارت تاخیر تادیه تلقی نمود؟
نظر و پاسخ
با توجه به نظریه شماره ۷/۵۲۶۹ مورخ ۱۳۸۹/۰۹/۰۱ اداره کل حقوقی قوه قضاییه: تشخیص این که از ناحیه طلبکار دین مورد مطالبه قرار گرفته یا نه و نیز سایر شرایط قانونی اعمال ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ امری موضوعی بوده و به عهده قاضی رسیدگی کننده است و مطالبه، منحصر به ارسال اظهارنامه نیست و طریقیت دارد نه موضوعیت؛ بنابراین مطالبه دین از طریق مکاتبه نیز چنانچه اثبات شود؛ واجد آثار قانونی لازم می باشد. بنابراین در فرض سوال چنانچه در شکایت کیفری شاکی صرفا مجازات شخص را مطالبه کرده باشد، نمی توان آن را به منزله مطالبه دین تلقی نمود.
چنانچه بزه انتسابی در شکایت کیفری، از جمله جرایم مالی بوده که دادگاه کیفری مکلف به اتخاذ تصمیم در خصوص رد مال باشد یا آنکه خواهان هم زمان با طرح شکایت کیفری دادخواست مطالبه نیز مطرح نموده باشد، مطالبه رسمی دین محقق است و می توان خواسته مطالبه خسارت تاخیر تادیه از مبدا طرح شکایت کیفری را اجابت نمود، لیکن چنانچه بزه منتسب از جمله جرایمی باشد که رد مال در خصوص آن مقرر نشده و شاکی نیز دادخواست مطالبه نداده باشد، نمی توان صرف طرح شکایت کیفری را مطالبه رسمی دین دانست.
در هر حال طرح شکایت کیفری را نمی توان مطالبه رسمی دین دانست؛ چراکه غرض اصلی از شکایت کیفری حتی در جرایم مالی، مجازات بزهکار است و رد مال جنبه فرعی دارد و به تبع احراز جرم و مجازات مجرم مورد حکم واقع می شود؛ اما غرض قانون گذار در مقرره موضوع ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی از مطالبه رسمی، مطالبه رسمی و مستقیم طلب است.
رده:نشست های قضایی سال ۱۴۰۰