رأی دادگاه بدوی پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره * متهمین: ۱. اقای ک. ک. فرزند ک. با وکالت اقای ا. ا. ک. فرزند ر. به نشانی */ ۴۷ ساختمان دوم و اقای م. م. فرزند م. به نشانی *اول هزار ج. یاخ ف. * ۲. اقای س. ی. ز. فرزند ط. با وکالت اقای ت. م. د. فرزند ح. اقا به نشانی * اتهام ها: ۱. محاربه از طریق دست بردن به سلاح به قصد جان مردم و ارعاب انها ۲. معاونت در محاربه از طریق تحریک و ترغیب به تاریخ هجدهم خرداد یکهزار و چهارصد و یک در وقت فوق العاده جلسه شعبه *به تصدی امضاکنندگان ذیل تشکیل و پرونده کلاسه پیوست مفتوح و تحت نظر قرار دارد. ملاحظه می شود. خبرهای متعددی در مورد ایجاد درگیری به پلیس اعلام می شود. که متهمان پرونده اقدام به ایجاد درگیری نموده اند و گزارشات دیگری نیز مبنی بر توزیع هرویین و شیشه توسط متهم اقای ک. ک. فرزند ک. واصل می گردد. و همچنین اقای ک. به عنوان یکی از عوامل اصلی نزاع دسته جمعی مسلحانه با یک قبضه اسلحه ی وینچستر معرفی می گردد. و متهم اقای ک. تحت کنترل اطلاعاتی قرار می گیرد که حسب گزارش ، با یک دستگاه موتورسیکلت طرح هوندا فاقد پلاک ، در حالی که فردی به نام س. ی. راننده ی موتورسیکلت بوده ، مشاهده می شود. که متهم اقای ک. یک قبضه اسلحه را در زیر کاپشن خود مخفی نموده است.و در ساعت ۱۰:۴۰ متهمان تعقیب می شوند که به سمت محور *حرکت می کنند و در یک فرصت مناسب به متهمان ایست داده می شود. که یکی از متهمان می گوید مامور هستند و ترک نشین به نام اقای ک. ک. اسلحه ی شکاری شورشی خود را مسلح و اقدام به تیراندازی به سمت مامورین می نماید. و با سرعت زیاد فرار می کنند و به دلیل ناهموار بودن جاده و بارندگی و اینکه چاله ها پر اب بوده ، داخل یک چاله می افتند ( یا حسب گفته ی خود متهمان خودروی مامورین به موتورسیکلت انان برخورد ) و واژگون می شوند و اقای س. ی. به سمت راست جاده و اقای ک. ک. به سمت دیگر جاده متواری که اقای س. ی. س. ش. ز. ، اقای س. ی. را دستگیر می کند؛ ولی اقای ک. ک. با دو نفر از مامورین به نام ستوان دوم ف. ا. م. و ا. ا. م. فرزند ق. درگیر می شود. و در حین درگیری ، با متهم اقای ک. ک. ، اقای ا. ا. م. در اثر شلیک گلوله نقش بر زمین می شود. و در ادامه توسط خودروی مامورین به بیمارستان منتقل و در نهایت شهید می شود. متهم دیگر هم دستگیر و یک چاقو نیز از ایشان کشف و ضبط می شود. متهم اقای ک. در صفحه ۲۱ و نزد بازپرس محترم پرونده اظهارداشتند: در شهریور سال ۱۳۹۹ من داخل منزل بودم ، صدای اژیر پلیس می امد ، به داخل *ملاحظه کردم ، چهار نفر ، سربسته ، از روی پشت بام فرار می کردند. و این اسلحه را با فشنگ هایش به داخل *. و من رفتم و ان را برداشتم و دیدم اسلحه است.و ان را مخفی کردم و قصد فروش ان را داشتم و اقای ا. ب. … قرار بود برای من مشتری پیدا کند ، در ضمن اسلحه را همان زمانی که پیدا کردم در بیابان نزدیک امامزاده مخفی کردم. در تاریخ ۵ اذر ۹۹ من خودم به اقای ب. تماس گرفتم و به او گفتم که چکار کردی و گفت برای تو مشتری پیدا کردم و بعد به بیابان رفتم و اسلحه را از زیر خاک بیرون اوردم و زیر پیراهنم قرار دادم و اسلحه را که داخل کیف بود ، زیر کاپشنم قرار دادم و به دنبال اقای س. ی. ، درب ضایعاتی رفتم و با او صحبت کردم که من یک قبضه اسلحه می خواهم بفروشم ، ایا همراه من می ایی یا خیر و من اقای ی. را سوار موتور کردم و نزدیک بیابان امامزاده او را پیاده کردم و اسلحه را به او دادم و به او گفتم منتظر باش تا من بروم ا. ب. را بیاورم … رفتم و ب. را سوار کردم و ب. گفت ، شخصی می خواهد اسلحه را بخرد و به *رفتم و پژو پارس نقره ای رنگ که راننده ی ان پیرمردی بود و او را نمی شناسم و اقای ب. گفت این شخص می خواهد اسلحه را خریداری کند و او را پیاده کردم و سوار پژو پارس شد و به ب. گفتم ، به دنبال من بیاید و من به طرف امامزاده حرکت کردم و نزد اقای ی. رفتم و توقف کردم و اسلحه را از او گرفتم و ی. راننده ی موتور شد و من هم سوار بر ترک شدم و حرکت کردیم و پژو پارس ارام ارام دنبال ما بود و ما به طرف زمین های کشاورزی حرکت کردیم و وارد جاده ی خاکی شدیم و دیدم یک دستگاه تیبا سفید رنگ به دنبال ما امد و از پژو پارس سبقت گرفت و به دنبال ما امد و من اسلحه را مسلح کردم و یک فشنگ به سمت خودروی تیبا شلیک کردم و خودروی تیبا به ما نزدیک شد و از پشت به موتور ما زد و ما به زمین افتادیم و داخل گودال اب افتادیم و موتور روی من افتاد و اسلحه هم به سمتی پرتاب شد و یکی از مامورین به سمت من امد و من را گرفت و من را به زمین انداخت و چاقوی من که داخل جیبم بود به زمین افتاد و وقتی که مامور مرا به زمین خواباند و خودم فشنگها را که داخل جیبم بود به او تحویل دادم و اقای ی. هم یکی از مامورین بود و رفت اسلحه را برداشت و به سمت من امد و اقای ی. نیم خیز ، کنار من امد و با قنداق اسلحه من را می زد که صدای شلیک امد و بعد اقای ی. پایش را گرفت و بعد او را سوار ماشین کردیم و به بیمارستان بردیم. … زمانی که من ترک موتور بودم و اسلحه را که در دستم بود و ملاحظه کردم که تیبا به سرعت به دنبال ما است ، اسلحه را مسلح کردم و به سمت خودروی تیبا تیراندازی کردم. … اتهام حمل و نگهداری اسلحه و مهمات شکاری را قبول دارم. و اتهام تمرد را قبول دارم. و به سمت مامورین تیرانداری کردم و اتهام تمرد با وصف دست به اسلحه بردن را قبول دارم. ، من در بیابان بود که سمت ماشین مامورین تیراندازی کردم ، قصدم این بود که مامورین را بترسانم؛ البته نمی دانستم مامور هستند ، اما وقتی با ماشین به موتور زدند و به سمت ما امدند اقای ی. را شناختم و اتهام محاربه را قبول ندارم. متهم اقای س. نزد بازپرس محترم در صفحه ۳۰ اظهارداشته اند: در تاریخ ۵ اذر ۹۹ من در ضایعاتی خودم بودم ، فکر کنم بین ساعت ۹ یا ۱۰ صبح بود که اقای ک. ک. به نزد من امد و با هم سلام و علیک داریم و به من گفت و حتی یک قبضه اسلحه به من نشان داد و گفت می خواهم ان را بفروشم و می خواهم همراه من بیایی و اول قبول نکردم و بعد او اصرار کرد و قبول کردم و من را سوار کرد و به جلوی درب منزل خودمان رفتیم و پیاده شدیم و با هم به بیابان رفتیم و اقای ک. ک. اسلحه را تحویل من داد و من اسلحه را که داخل کیف بود ، داخل جویی قرار دادم و اقای ک. گفت من می روم و خریدار را می اورم و اقای ک. م. رفت و بعد از چند دقیقه به نزد من امد و گفت خریدار اینجا نمی اید و باید به مکان دیگری برویم و من می خواستم نروم ولی او زور شد و من راننده موتور شدم و اقای ک. ترک موتور نشست و اسلحه را هم در دستهای خود قرار داد و گفت دو عدد فشنگ داخل ان قرار دادم که اگر خریدار خواست پولش را ندهد ، انها را بزنم و سوار شدیم و من به طرف امامزاده حرکت کردم و گفت که پژو ۴۰۵ نقره ای که دنبال ماست ، خریدار اسلحه می باشد. و حتی من دیدم که ا. ب. داخل ۴۰۵ نشسته است؛ ولی راننده را نشناختم و نزد ۴۰۵ رفتیم ، دیدیم خودروی تیبا سفید رنگ به نزد ما می اید و اقای ک. گفت که سوار شویم و جلوتر برویم و ما سوار شدیم و حرکت کردیم ۴۰۵ هم ارام ارام پشت سر ما بود و تیبا از ۴۰۵ سبقت گرفت و اقای ک. گفت مامورین دنبال ما هستند و گفت حرکت کن ، حرکت کن ، وقتی اقای ک. به طرف تیبا تیراندازی کرد و تیبا به سرعت امد و به ما رسید و از پشت به موتور زد و موتور واژگون شد و ما به زمین افتادیم و … زمانیکه من سوار موتور بودم و اقای ک. ترک موتور بود و تیبا به دنبال ما امد ، اقای ک. گفت قاضی داخل ماشین هست و دوباره گفت که مامورین هستند و اسلحه را مسلح کرد و به سمت مامورین تیراندازی کرد … اسلحه را ک. به من داد و من داخل کانالی که ایستاده بودیم که به شرح فوق کامل توضیحات ان را دادم ، گذاشتم؛ ولی من با مامورین درگیر نشدم ، زمانی که در *بنده راکب موتورسیکلت بودم به محض رویت ماشین تیبای سفید یا ساینای سفید ، اول گفت برو بریم ، قاضی داخل ماشین است؛ ولی ماشین که نزدیکتر شد ، برگشت داخل ماشین را نگاه کرد و گفت مامور هستند ، برو ، فقط برو و برگشت به سمت مامورین تیراندازی کرد و به سمت ماشین تیبا تیراندازی کرد و بعد هم به موتور زدند و برابر اظهارات فوق بر زمین خوردیم و تیراندازی شد. متهم اقای ک. ک. و پس از بازسازی صحنه ی قتل مامور محترم نیروی انتظامی و نزد بازپرس محترم در صفحه ی ۹۶ مرقوم داشتند: … س. راننده ی موتور شد و من ترک نشین بودم که در حال حرکت من دو عدد فشنگ داخل اسلحه ی پنج تیر کوتاه قرار دادم و گفتم که اگر پول ندادن و با ما درگیر شدن ، بترسونیمشون که با شلیک هوایی انها را بترسانیم و در راه امامزاده رفتیم که یک ماشین سفید رنگ تیبا به سمت ما امد که من به س. گفتم داخل جاده ی خاکی برو تا ان ماشین رد بشود. ، در همان حین ماشین سفید رنگ تیبا با سرعت از پژو سبقت گرفت و ما را دنبال کرد و با سرعت که ۷ یا ۸ متری ما بود که به س. گفتم قاضی هست ، فرار کن ، اسلحه را مسلح کردم و سمت پشت برگشتم ، از سمت راست و یک تیر شلیک کردم که انها بترسن و دنبال ما نیایند ، در همین حین که برگشتم ، اسلحه را دوباره مسلح کردم و به س. گفتم فرار کن ، از پشت به ما زدند … از ترس که مامورین دنبالم نیایند و خواستم انها را بترسانم ، شلیک کردم. … اظهارات مامور دیگر حاضر در صحنه اخذ و در صفحه ی ۱۱۷ منعکس شده است. اقای س. ی. در صفحه ۱۲۳ و نزد بازپرس محترم مرقوم داشتند: … حرکت کردیم به سمت امامزاده ، ماشین نقره ای رنگ را که نمی دانم دقیق ۴۰۵ بود یا پژو پارس را دیدیم ، رفتیم به سمت ان و پیش ان ایستادم ، ک. از موتور پیاده شد و اسلحه در دست داشت ، اسلحه را قبل از رسیدن به ماشین پژو گفت مسلح کرده ام ، تا پیاده شد ، دیدیم که ماشین سفید رنگی دارد. به سمت ما می اید ، ک. گفت که بیا تا برویم ، یک کم جلوتر تا ماشین سفید رنگ رد بشه ، حرکت کردیم به سمت جلو و رفتیم توی جاده ی خاکی ( شن مانند ) که ک. به من گفت که انها قاضی هستند ، یک کم رفتیم جلوتر که دوباره به من گفت انها مامور هستند ، بیرون بریم ، چند لحظه ای طول نکشید که دیدم ک. از روی موتور به حالت برگشتن ، برگشت و با اسلحه ای که در دست داشت از سمت راست موتور ، تیری شلیک کرد به سمت عقب ، ولی من چون راننده بودم ، ندیدم به ماشین سفید رنگ برخورد کرد تیر … گزارش پرونده در صفحه ی ۱۴۸ حاکی از این است.که اقای س. راننده ی موتورسیکلت بوده و اقای ک. هم ترک نشین بوده و اقای ک. در فاصله ی ده متری یک تیر به سمت مامورین و در فاصله ی ۴ یا ۵ متری هم یک تیر دیگر به سمت مامورین شلیک می نماید. اظهارات یکی دیگر از مامورین در صفحه ۱۵۹ منعکس شده است. اقای ک. ک. نزد بازپرس محترم در صفحه ۱۹۰ اظهارداشته اند: من این اسلحه را در درگیری پیدا کرده بودم و قصد فروش اسلحه را داشتم ، من به اقای ا. ب. که دوستم بود ، گفتم ، من قصد فروش اسلحه را دارم. ایا برای ان مشتری داری و اقای ا. ب. به من گفت ، برای اسلحه ی شما مشتری دارم. و قرار گذاشت ، روزی که این اتفاق افتاد ، من اسلحه را برای وی ببرم. سر صبح من این اسلحه را داخل بیابان قایم کرده بودم ، رفتم اسلحه را برداشتم و داشتم رد می شدم ، دم ضایعاتی ، س. ی. را دیدم و پیش وی رفتم ، به وی گفتم ، می خواهم ، بروم و این اسلحه را بفروشم ، ایا با من می ایی و وی گفت بله ، سوار موتور شدیم و من به ا. ب. زنگ زدم و به وی گفتم ، بیا داخل *و من و س. ی. ، دم درب خانه ی س. ی. رفتیم و پیاده شدیم و به ا. زنگ زدم و گفتم اگر نمی ایی تا من بروم و گفت ، من چالشترم و پیاده ام و مشتری دارم. و تو به دنبالم بیا و من ، س. ی. و اسلحه را در بیابان گذاشتم و دنبال ا. ب. رفتم و وی را با موتور از چالشتر اوردم و سر *یک پژو پارس نقره ای را دیدیم که ا. از موتور پیاده شد و گفت مشتری است.و سوار ان ماشین شد و به من گفت برو اسلحه را بردار و بیا و من امدم دنبال س. ی. و اسلحه درون کیف بود ، ان را دراوردم و دو تا فشنگ داخلش گذاشتم و س. ی. راننده شد و من ترک موتور نشستم و رفتیم به سمت بیابون و وسط جاده که داشتیم می رفتیم ، ماشین تیبا یا ساینا با سرعت امد و من به س. گفتم ، فرار کن ، مامور است. همچین که س. فرار کرد ، داخل بیابون ، ماشین که با سرعت دنبالمون می امد ، من برگشتم و با اسلحه ای که مسلح کرده بودم ، یک تیر به سمت ان ها شلیک کردم ، از ترس این که اسلحه ، غیرمجاز بود ، شلیک کردم. بعد از شلیک ، خشاب کشیدم ، بیابان گل بود و از پشت با ماشین به ما زدند ، اسلحه ، رو به جلوی موتور پرت شد و من سمت چپ موتور افتادم و یاقوتی سمت راست موتور افتاد و ماشین مامورین از ما جلوتر زده شده بود ، زمانی که من ، خواستم پاشم ، اقای م. ، یکی از مامورین ، من را گرفت و … تحقیقات در خصوص اتهامات دیگر متهم اقای ک. ، به ویژه قتل عمد ، ادامه و متهم اقای ک. در اخرین دفاع و نزد بازپرس محترم در صفحه ۳۷۷ اظهارداشته اند: وکیلم در جلسه حاضر است.و از طرف اینجانب نگارش می کند … اینکه مامورین از لباس و ماشین شخصی استفاده نموده اند ، موکل از مامور بودن اشخاص تعقیب کننده اطلاعی نداشته است.… در خصوص اتهام محاربه ، با توجه به اقدامات انجام شده مصادیق محاربه در این پرونده وجود ندارد. … قرار نهایی دادسرا در صفحه ۳۸۵ و کیفرخواست در صفحه ۴۰۱ منعکس و پرونده به دادگاه انقلاب اسلامی ارسال و پس از انجام تشریفات قانونی و تعیین وقت رسیدگی ، در وقت مقرر جلسه شعبه *اقای ک. ک. در پاسخ به سوالات دادگاه اظهارداشته اند: من این اتهام را قبول ندارم. این اتهام را قبول ندارم. و وکلا از من دفاع می کنند. س: شما به سمت خودروی تیبا که پشت سر شما می امد ایا اسلحه کشیدید و شلیک کردید؟ ج: شلیک نکردم ، اسلحه را برگرداندم سمت بیابان و شلیک کردم. اصلا سمت ماشین نبود و اثری از تیر هم در ماشین انها نبود و من سمت بیابان شلیک کردم. س: به چه دلیل سمت بیابان شلیک کردید؟ ج: از روی ترس و واهمه شلیک کردم که تعقیبم نکنند و فرار کنم. س: چی شد که این کار را انجام دادید؟ ج: ترسیده بودم. س: چرا؟ ج: یک ماشین با سرعت تعقیبم می کرد و از ترسم شلیک کردم. س: شاید عجله داشته که جای دیگری برود ، شما لازم بود به سمتش شلیک کنید؟ ج: داخل بیابان یک ماشین با سرعت تعقیبتان کند ، خودتان بودید چکار می کردید. س: ترسیدید که چه اتفاقی بیفتد؟ ج: گفتم شاید بخوان من را بزنن. س: احتمال ندادید که از انجا می خواهند رد شوند و کاری با شما نداشته باشند؟ ج: نه ، چون با سرعت تعقیب می کردند. ، احتمال ندادم. س: شما راننده بودید یا ترک نشین؟ ج: من ترک نشین بودم و راننده اقای س. ی. بود. س: ایشان چیزی گفت که شما متوجه تعقیب کردن شدید؟ ج: به س. گفتم که یک ماشین داره تعقیبمان می کند و س. هم گاز موتور را گرفت. س: شما می دانستید که مامور هستند؟ ج: خیر ، یک احتمالی دادم و یقین نداشتم که مامور هستند. س: شما قبلا حتی به نام بازپرس هم اشاره کرده اید و گفته اید که مامورین هستند ، چه می گویید؟ ج: از روی ترس و وحشت بود و من وضعیت خوبی نداشتم. تو اگاهی من را ترساندند و گفتند که اینجوری بگو. س: س. هم چیزی گفت؟ ج: نه فقط گاز موتور را گرفت. وضعیت روحی خوبی ندارم. و وکلایم از من دفاع می کنند. … من اتهام محاربه را قبول ندارم. و از شما می خواهم که کمکم کنید. حال این دادگاه با استعانت از خداوند متعال و تکیه بر وجدان و شرف و با عنایت به جامع اوراق پرونده ، ختم رسیدگی را اعلام و به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.: رای دادگاه در خصوص اتهام اقای ک. ک. فرزند ک. با وکالت اقای ا. ا. و اقای م. م. دایر بر محاربه از طریق دست بردن به سلاح به قصد جان مردم و ارعاب انها که در نهایت منجر به شهادت یک نفر مامور نیروی انتظامی شد ، موضوع گزارش مرجع انتظامی با عنایت به کیفرخواست دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان *و دلایل موجود از قبیل: ۱. گزارش مرجع انتظامی که حاکی از قصد فروش اسلحه توسط متهمان است.و متهمان که با موتورسیکلت در حال حرکت بودند ، تعقیب می شوند که اقای ک. تیری به سمت مامورین می اندازد و ادامه ی درگیری منجر به شهادت مامور نیروی انتظامی می گردد.؛ ۲. تحقیقات انجام شده توسط دادسرا و مرجع انتظامی؛ ۳. اظهارات شهود و مطلعین؛ ۴. اظهارات متهم در طول رسیدگی به پرونده و در دادگاه که حداقل دلالت بر این موضوع دارد. که اقای س. که در ترک موتورسیکلت در حال رفتن بوده است ، یک لحظه حالت خود را از رفتن به حالت تهاجم تغییر داده و به جهت ترساندن افرادی که داخل خودروی پشت سرشان بوده است.و بدون اینکه بداند مامور نیروی انتظامی هستند ، به سمت انها یک تیر شلیک می کند و کشیدن سلاح به قصد ارعاب سه سرنشین خودور ، قطعی و یقینی است.و این اقدام نوعا باعث ترس هم می شود. که مامورین به خاطر اموزشهایی که دیده اند و وظیفه ی ذاتی شان ، به تعقیب ادامه داده اند و حسب تحقیقات انجام شده ، احساس امنیت در ان منطقه هم که جاده ی امامزاده بوده ، از بین رفته است؛ لذا با استناد به مواد ۲۷۹ و ۲۸۲ و ۲۸۳ و ۲۸۴ و ۲۸۵ قانون مجازات اسلامی ، متهم موصوف را با توجه به عدم انجام توبه ( علی رغم دو مرتبه دعوت ایشان به توبه ) ، به نفی بلد تا ابد از *( با توجه به نزدیک بودن بیش از حد چند شهرستان استان ، به محل وقوع جرم ) محکوم می نماید. متهم در محلی که برای زندگی انتخاب می نماید. ، باید تحت مراقبت قرارگیرد و با دیگران معاشرت ، مراوده و رفت و امد نداشته باشد. در خصوص اتهام اقای س. ی. ز. فرزند ط. با وکالت اقای ت. م. د. دایر بر معاونت در محاربه از طریق تحریک و ترغیب ، موضوع گزارش مرجع انتظامی با عنایت به اینکه اقای س. فقط قصد همکاری با اقای ک. ، جهت فروش اسلحه را داشته و اصلا قصد همکاری جهت کشیدن اسلحه و ترساندن مردم را نداشته است؛ لذا اقناع وجدانی بر بزهکاری متهم حاصل نیست و به استناد اصل ۳۷ قانون اساسی و ماده ۴ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ و ماده ۱۲۰ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و به لحاظ عدم کفایت ادله ، حکم برائت متهم صادر و اعلام می گردد. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ ، قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد./ دادرس شعبه *- رییس شعبه * غ. ن. م. ب. رأی دادگاه بدوی پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره * شاکی: سازمان *دادستان متهم:اقای ک. ک. فرزند ک. با وکالت اقای ا. ا. ک. فرزند ر. به نشانی *و اقای م. م. فرزند م. به نشانی * اتهام: محاربه و افساد فی الارض ( محاربه از طریق دست بردن به سلاح گرم به قصد جان مردم و ارعاب انها ) بنام خدا به تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۰۳ در وقت فوق العاده پرونده کلاسه پیوست تحت نظر قرار دارد.حسب محتویات پرونده و گزارش مامورین انتظامی ، شخصی به هویت ک. ک. با یک دستگاه موتورسیکلت طرح هوندا فاقد پلاک ، در حالی که فردی به نام س. ی. راننده ی موتورسیکلت بوده ، مشاهده می شود. که متهم اقای ک. یک قبضه اسلحه را در زیر کاپشن خود مخفی نموده است.و در ساعت ۱۰:۴۰ متهمان تعقیب می شوند که به سمت محور *حرکت می کنند و در یک فرصت مناسب به متهمان ایست داده می شود. که یکی از متهمان می گوید مامور هستند و ترک نشین به نام اقای ک. ک. اسلحه ی شکاری شورشی خود را مسلح و اقدام به تیراندازی به سمت مامورین می نماید. و با سرعت زیاد فرار می کنند و به دلیل ناهموار بودن جاده و بارندگی و اینکه چاله ها پر اب بوده ، داخل یک چاله می افتند ( یا حسب گفته ی خود متهمان خودروی مامورین به موتورسیکلت انان برخورد ) و واژگون می شوند و اقای س. ی. به سمت راست جاده و اقای ک. ک. به سمت دیگر جاده متواری که اقای س. ی. س. ش. ز. ، اقای س. ی. را دستگیر می کند؛ ولی اقای ک. ک. با دو نفر از مامورین به نام ستوان دوم ف. ا. م. و ا. ا. م. فرزند ق. درگیر می شود. و در حین درگیری ، با متهم اقای ک. ک. ، اقای ا. ا. م. در اثر شلیک گلوله نقش بر زمین می شود. و در ادامه توسط خودروی مامورین به بیمارستان منتقل و در نهایت شهید می شود. متهم دیگر هم دستگیر و یک چاقو نیز از ایشان کشف و ضبط می شود. متهم اقای ک. در صفحه ۲۱ و نزد بازپرس محترم پرونده اظهارداشتند: در شهریور سال ۱۳۹۹ من داخل منزل بودم ، صدای اژیر پلیس می امد ، به داخل *ملاحظه کردم ، چهار نفر ، سربسته ، از روی پشت بام فرار می کردند. و این اسلحه را با فشنگ هایش به داخل *. و من رفتم و ان را برداشتم و دیدم اسلحه است.و ان را مخفی کردم و قصد فروش ان را داشتم و اقای ا. ب. … قرار بود برای من مشتری پیدا کند ، در ضمن اسلحه را همان زمانی که پیدا کردم در بیابان نزدیک امامزاده مخفی کردم. در تاریخ ۵ اذر ۹۹ من خودم به اقای ب. تماس گرفتم و به او گفتم که چکار کردی و گفت برای تو مشتری پیدا کردم و بعد به بیابان رفتم و اسلحه را از زیر خاک بیرون اوردم و زیر پیراهنم قرار دادم و اسلحه را که داخل کیف بود ، زیر کاپشنم قرار دادم و به دنبال اقای س. ی. ، درب ضایعاتی رفتم و با او صحبت کردم که من یک قبضه اسلحه می خواهم بفروشم ، ایا همراه من می ایی یا خیر و من اقای ی. را سوار موتور کردم و نزدیک بیابان امامزاده او را پیاده کردم و اسلحه را به او دادم و به او گفتم منتظر باش تا من بروم ا. ب. را بیاورم … رفتم و ب. را سوار کردم و ب. گفت ، شخصی می خواهد اسلحه را بخرد و به *رفتم و پژو پارس نقره ای رنگ که راننده ی ان پیرمردی بود و او را نمی شناسم و اقای ب. گفت این شخص می خواهد اسلحه را خریداری کند و او را پیاده کردم و سوار پژو پارس شد و به ب. گفتم ، به دنبال من بیاید و من به طرف امامزاده حرکت کردم و نزد اقای ی. رفتم و توقف کردم و اسلحه را از او گرفتم و ی. راننده ی موتور شد و من هم سوار بر ترک شدم و حرکت کردیم و پژو پارس ارام ارام دنبال ما بود و ما به طرف زمین های کشاورزی حرکت کردیم و وارد جاده ی خاکی شدیم و دیدم یک دستگاه تیبا سفید رنگ به دنبال ما امد و از پژو پارس سبقت گرفت و به دنبال ما امد و من اسلحه را مسلح کردم و یک فشنگ به سمت خودروی تیبا شلیک کردم و خودروی تیبا به ما نزدیک شد و از پشت به موتور ما زد و ما به زمین افتادیم و داخل گودال اب افتادیم و موتور روی من افتاد و اسلحه هم به سمتی پرتاب شد و یکی از مامورین به سمت من امد و من را گرفت و من را به زمین انداخت و چاقوی من که داخل جیبم بود به زمین افتاد و وقتی که مامور مرا به زمین خواباند و خودم فشنگها را که داخل جیبم بود به او تحویل دادم و اقای ی. هم یکی از مامورین بود و رفت اسلحه را برداشت و به سمت من امد و اقای ی. نیم خیز ، کنار من امد و با قنداق اسلحه من را می زد که صدای شلیک امد و بعد اقای ی. پایش را گرفت و بعد او را سوار ماشین کردیم و به بیمارستان بردیم. … زمانی که من ترک موتور بودم و اسلحه را که در دستم بود و ملاحظه کردم که تیبا به سرعت به دنبال ما است ، اسلحه را مسلح کردم و به سمت خودروی تیبا تیراندازی کردم. … اتهام حمل و نگهداری اسلحه و مهمات شکاری را قبول دارم. و اتهام تمرد را قبول دارم. و به سمت مامورین تیرانداری کردم و اتهام تمرد با وصف دست به اسلحه بردن را قبول دارم. ، من در بیابان بود که سمت ماشین مامورین تیراندازی کردم ، قصدم این بود که مامورین را بترسانم؛ البته نمی دانستم مامور هستند ، اما وقتی با ماشین به موتور زدند و به سمت ما امدند اقای ی. را شناختم و اتهام محاربه را قبول ندارم. متهم اقای س. نزد بازپرس محترم در صفحه ۳۰ اظهارداشته اند: در تاریخ ۵ اذر ۹۹ من در ضایعاتی خودم بودم ، فکر کنم بین ساعت ۹ یا ۱۰ صبح بود که اقای ک. ک. به نزد من امد و با هم سلام و علیک داریم و به من گفت و حتی یک قبضه اسلحه به من نشان داد و گفت می خواهم ان را بفروشم و می خواهم همراه من بیایی و اول قبول نکردم و بعد او اصرار کرد و قبول کردم و من را سوار کرد و به جلوی درب منزل خودمان رفتیم و پیاده شدیم و با هم به بیابان رفتیم و اقای ک. ک. اسلحه را تحویل من داد و من اسلحه را که داخل کیف بود ، داخل جویی قرار دادم و اقای ک. گفت من می روم و خریدار را می اورم و اقای ک. م. رفت و بعد از چند دقیقه به نزد من امد و گفت خریدار اینجا نمی اید و باید به مکان دیگری برویم و من می خواستم نروم ولی او زور شد و من راننده موتور شدم و اقای ک. ترک موتور نشست و اسلحه را هم در دستهای خود قرار داد و گفت دو عدد فشنگ داخل ان قرار دادم که اگر خریدار خواست پولش را ندهد ، انها را بزنم و سوار شدیم و من به طرف امامزاده حرکت کردم و گفت که پژو ۴۰۵ نقره ای که دنبال ماست ، خریدار اسلحه می باشد. و حتی من دیدم که ا. ب. داخل ۴۰۵ نشسته است؛ ولی راننده را نشناختم و نزد ۴۰۵ رفتیم ، دیدیم خودروی تیبا سفید رنگ به نزد ما می اید و اقای ک. گفت که سوار شویم و جلوتر برویم و ما سوار شدیم و حرکت کردیم ۴۰۵ هم ارام ارام پشت سر ما بود و تیبا از ۴۰۵ سبقت گرفت و اقای ک. گفت مامورین دنبال ما هستند و گفت حرکت کن ، حرکت کن ، وقتی اقای ک. به طرف تیبا تیراندازی کرد و تیبا به سرعت امد و به ما رسید و از پشت به موتور زد و موتور واژگون شد و ما به زمین افتادیم و … زمانیکه من سوار موتور بودم و اقای ک. ترک موتور بود و تیبا به دنبال ما امد ، اقای ک. گفت قاضی داخل ماشین هست و دوباره گفت که مامورین هستند و اسلحه را مسلح کرد و به سمت مامورین تیراندازی کرد … اسلحه را ک. به من داد و من داخل کانالی که ایستاده بودیم که به شرح فوق کامل توضیحات ان را دادم ، گذاشتم؛ ولی من با مامورین درگیر نشدم ، زمانی که در *بنده راکب موتورسیکلت بودم به محض رویت ماشین تیبای سفید یا ساینای سفید ، اول گفت برو بریم ، قاضی داخل ماشین است؛ ولی ماشین که نزدیکتر شد ، برگشت داخل ماشین را نگاه کرد و گفت مامور هستند ، برو ، فقط برو و برگشت به سمت مامورین تیراندازی کرد و به سمت ماشین تیبا تیراندازی کرد و بعد هم به موتور زدند و برابر اظهارات فوق بر زمین خوردیم و تیراندازی شد. متهم اقای ک. ک. و پس از بازسازی صحنه ی قتل مامور محترم نیروی انتظامی و نزد بازپرس محترم در صفحه ی ۹۶ مرقوم داشتند: … س. راننده ی موتور شد و من ترک نشین بودم که در حال حرکت من دو عدد فشنگ داخل اسلحه ی پنج تیر کوتاه قرار دادم و گفتم که اگر پول ندادن و با ما درگیر شدن ، بترسونیمشون که با شلیک هوایی انها را بترسانیم و در راه امامزاده رفتیم که یک ماشین سفید رنگ تیبا به سمت ما امد که من به س. گفتم داخل جاده ی خاکی برو تا ان ماشین رد بشود. ، در همان حین ماشین سفید رنگ تیبا با سرعت از پژو سبقت گرفت و ما را دنبال کرد و با سرعت که ۷ یا ۸ متری ما بود که به س. گفتم قاضی هست ، فرار کن ، اسلحه را مسلح کردم و سمت پشت برگشتم ، از سمت راست و یک تیر شلیک کردم که انها بترسن و دنبال ما نیایند ، در همین حین که برگشتم ، اسلحه را دوباره مسلح کردم و به س. گفتم فرار کن ، از پشت به ما زدند … از ترس که مامورین دنبالم نیایند و خواستم انها را بترسانم ، شلیک کردم. … اظهارات مامور دیگر حاضر در صحنه اخذ و در صفحه ی ۱۱۷ منعکس شده است. اقای س. ی. در صفحه ۱۲۳ و نزد بازپرس محترم مرقوم داشتند: … حرکت کردیم به سمت امامزاده ، ماشین نقره ای رنگ را که نمی دانم دقیق ۴۰۵ بود یا پژو پارس را دیدیم ، رفتیم به سمت ان و پیش ان ایستادم ، ک. از موتور پیاده شد و اسلحه در دست داشت ، اسلحه را قبل از رسیدن به ماشین پژو گفت مسلح کرده ام ، تا پیاده شد ، دیدیم که ماشین سفید رنگی دارد. به سمت ما می اید ، ک. گفت که بیا تا برویم ، یک کم جلوتر تا ماشین سفید رنگ رد بشه ، حرکت کردیم به سمت جلو و رفتیم توی جاده ی خاکی ( شن مانند ) که ک. به من گفت که انها قاضی هستند ، یک کم رفتیم جلوتر که دوباره به من گفت انها مامور هستند ، بیرون بریم ، چند لحظه ای طول نکشید که دیدم ک. از روی موتور به حالت برگشتن ، برگشت و با اسلحه ای که در دست داشت از سمت راست موتور ، تیری شلیک کرد به سمت عقب ، ولی من چون راننده بودم ، ندیدم به ماشین سفید رنگ برخورد کرد تیر … گزارش پرونده در صفحه ی ۱۴۸ حاکی از این است.که اقای س. راننده ی موتورسیکلت بوده و اقای ک. هم ترک نشین بوده و اقای ک. در فاصله ی ده متری یک تیر به سمت مامورین و در فاصله ی ۴ یا ۵ متری هم یک تیر دیگر به سمت مامورین شلیک می نماید. اظهارات یکی دیگر از مامورین در صفحه ۱۵۹ منعکس شده است. اقای ک. ک. نزد بازپرس محترم در صفحه ۱۹۰ اظهارداشته اند: من این اسلحه را در درگیری پیدا کرده بودم و قصد فروش اسلحه را داشتم ، من به اقای ا. ب. که دوستم بود ، گفتم ، من قصد فروش اسلحه را دارم. ایا برای ان مشتری داری و اقای ا. ب. به من گفت ، برای اسلحه ی شما مشتری دارم. و قرار گذاشت ، روزی که این اتفاق افتاد ، من اسلحه را برای وی ببرم. سر صبح من این اسلحه را داخل بیابان قایم کرده بودم ، رفتم اسلحه را برداشتم و داشتم رد می شدم ، دم ضایعاتی ، س. ی. را دیدم و پیش وی رفتم ، به وی گفتم ، می خواهم ، بروم و این اسلحه را بفروشم ، ایا با من می ایی و وی گفت بله ، سوار موتور شدیم و من به ا. ب. زنگ زدم و به وی گفتم ، بیا داخل *و من و س. ی. ، دم درب خانه ی س. ی. رفتیم و پیاده شدیم و به ا. زنگ زدم و گفتم اگر نمی ایی تا من بروم و گفت ، من چالشترم و پیاده ام و مشتری دارم. و تو به دنبالم بیا و من ، س. ی. و اسلحه را در بیابان گذاشتم و دنبال ا. ب. رفتم و وی را با موتور از چالشتر اوردم و سر *یک پژو پارس نقره ای را دیدیم که ا. از موتور پیاده شد و گفت مشتری است.و سوار ان ماشین شد و به من گفت برو اسلحه را بردار و بیا و من امدم دنبال س. ی. و اسلحه درون کیف بود ، ان را دراوردم و دو تا فشنگ داخلش گذاشتم و س. ی. راننده شد و من ترک موتور نشستم و رفتیم به سمت بیابون و وسط جاده که داشتیم می رفتیم ، ماشین تیبا یا ساینا با سرعت امد و من به س. گفتم ، فرار کن ، مامور است. همچین که س. فرار کرد ، داخل بیابون ، ماشین که با سرعت دنبالمون می امد ، من برگشتم و با اسلحه ای که مسلح کرده بودم ، یک تیر به سمت ان ها شلیک کردم ، از ترس این که اسلحه ، غیرمجاز بود ، شلیک کردم. بعد از شلیک ، خشاب کشیدم ، بیابان گل بود و از پشت با ماشین به ما زدند ، اسلحه ، رو به جلوی موتور پرت شد و من سمت چپ موتور افتادم و یاقوتی سمت راست موتور افتاد و ماشین مامورین از ما جلوتر زده شده بود ، زمانی که من ، خواستم پاشم ، اقای م. ، یکی از مامورین ، من را گرفت و … تحقیقات در خصوص اتهامات دیگر متهم اقای ک. ، به ویژه قتل عمد ، ادامه و متهم اقای ک. در اخرین دفاع و نزد بازپرس محترم در صفحه ۳۷۷ اظهارداشته اند: وکیلم در جلسه حاضر است.و از طرف اینجانب نگارش می کند … اینکه مامورین از لباس و ماشین شخصی استفاده نموده اند ، موکل از مامور بودن اشخاص تعقیب کننده اطلاعی نداشته است.… در خصوص اتهام محاربه ، با توجه به اقدامات انجام شده مصادیق محاربه در این پرونده وجود ندارد. … قرار نهایی دادسرا در صفحه ۳۸۵ و کیفرخواست در صفحه ۴۰۱ منعکس و پرونده به دادگاه انقلاب اسلامی *ارسال و پس از انجام تشریفات قانونی و تعیین وقت رسیدگی ، در وقت مقرر جلسه شعبه *اقای ک. ک. در پاسخ به سوالات دادگاه اظهارداشته اند: من این اتهام را قبول ندارم. این اتهام را قبول ندارم. و وکلا از من دفاع می کنند. س: شما به سمت خودروی تیبا که پشت سر شما می امد ایا اسلحه کشیدید و شلیک کردید؟ ج: شلیک نکردم ، اسلحه را برگرداندم سمت بیابان و شلیک کردم. اصلا سمت ماشین نبود و اثری از تیر هم در ماشین انها نبود و من سمت بیابان شلیک کردم. س: به چه دلیل سمت بیابان شلیک کردید؟ ج: از روی ترس و واهمه شلیک کردم که تعقیبم نکنند و فرار کنم. س: چی شد که این کار را انجام دادید؟ ج: ترسیده بودم. س: چرا؟ ج: یک ماشین با سرعت تعقیبم می کرد و از ترسم شلیک کردم. س: شاید عجله داشته که جای دیگری برود ، شما لازم بود به سمتش شلیک کنید؟ ج: داخل بیابان یک ماشین با سرعت تعقیبتان کند ، خودتان بودید چکار می کردید. س: ترسیدید که چه اتفاقی بیفتد؟ ج: گفتم شاید بخوان من را بزنن. س: احتمال ندادید که از انجا می خواهند رد شوند و کاری با شما نداشته باشند؟ ج: نه ، چون با سرعت تعقیب می کردند. ، احتمال ندادم. س: شما راننده بودید یا ترک نشین؟ ج: من ترک نشین بودم و راننده اقای س. ی. بود. س: ایشان چیزی گفت که شما متوجه تعقیب کردن شدید؟ ج: به س. گفتم که یک ماشین داره تعقیبمان می کند و س. هم گاز موتور را گرفت. س: شما می دانستید که مامور هستند؟ ج: خیر ، یک احتمالی دادم و یقین نداشتم که مامور هستند. س: شما قبلا حتی به نام بازپرس هم اشاره کرده اید و گفته اید که مامورین هستند ، چه می گویید؟ ج: از روی ترس و وحشت بود و من وضعیت خوبی نداشتم. تو اگاهی من را ترساندند و گفتند که اینجوری بگو. س: س. هم چیزی گفت؟ ج: نه فقط گاز موتور را گرفت. وضعیت روحی خوبی ندارم. و وکلایم از من دفاع می کنند. … من اتهام محاربه را قبول ندارم. و از شما می خواهم که کمکم کنید.سپس قضات محترم دادگاه انقلاب *با اعلام ختم رسیدگی مبادرت بصدور رای نموده و بر اساس رای موصوف متهم ک. ک. به اتهام محاربه به نفی بلد تا ابد از *محکومیت یافته و متهم دیگر از اتهام معاونت در محاربه برائت حاصل کرده است.متعاقب ان با فرجام خواهی محکوم علیه رای صادره در دیوانعالی کشور نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به این دادگاه به عنوان دادگاه هم عرض ارسال گردیده است.پس از طری تشریفات قانونی و برگزاری جلسه رسیدگی و استماع دفاعیات متهم و وکلای ایشان ، دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال و تکیه بر شرف و وجدان به شرح زیر مبادرت به صدور رای مینماید.: رای دادگاه در خصوص اتهام اقای ک. ک. فرزند ک. با وکالت اقایان م. م. و ا. ا. ک. مبنی بر محاربه از طریق دست بردن به سلاح به قصد جان مردم و ارعاب انها که منتهی به شهادت یکی از مامورین نیروی انتظامی گردیده است.با بررسی جمیع اوراق و محتویات پرونده ، اولا با توجه به نظریات کارشناس رسمی درامور اسلحه و مهمات و پزشکی قانونی ، در زمان درگیری متهم با مامور فوت شده سلاح در دست مقتول بوده و شلیک گلوله در زمان درگیری توسط متهم محرز نیست. ثانیابا توجه به وقوع درگیری در محوری خارج از شهر که مردم در ان محل نبوده اخافه الناس ورعب و وحشت که شرط اصلی محاربه می باشد. نیز محرز نیست. ثالثا صدور حکم قطعی بر قتل شبه عمدی مقتول نیز موید عدم سونیت متهم در ارتکاب بزه انتسابی دارد.رابعاشلیک گلوله در زمان تعقیب و گریز متهمان و مامورین نیز ، به قصد متواری شدن متهم از دست مامورین بوده و قصد اخافه الناس از ان احراز نمیگردد. علیهذا دادگاه به لحاظ عدم احراز تحقق بزه محاربه و با توسل به اصل برات و مستندا به ماده ۴ قانون ایین دادرسی کیفری حکم بر برائت متهم صادر مینماید.رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوانعالی کشور است. ع. ر. شاردادگاه تجدیدنظر مامور در دادگاه انقلاب س. ا. ع. دادرس دادگاه انقلاب * فهرست دادگاه بدوی دادگاه بدوی نقد رأی