## رای دادگاه بدوی در خصوص دادخواست خانم ف.ب. فرزند ح. با وکالت خانم ن.م. به طرفیت آقای الف.ش. فرزند ج. با وکالت آقای م.خ. به خواسته صدور حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت مهرالمثل و پرداخت ارش البکاره با جلب نظر کارشناس به انضمام کلیه خسارات وارده اعم از هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل و هزینه کارشناسی مقوم به پنجاه و یک میلیون ریال؛ ماحصل خواسته وکیل خواهان از این قرار است: که خوانده بدون رضایت موکلش به وی تجاوز نموده و موجب ازاله پرده بکارت وی شده است، بر این اساس اجابت خواسته موکلش را خواستار شده است، دادگاه با عنایت به دفاعیات موجه وکیل خوانده و با توجه به اینکه بر خلافت ادعای وکیل خواهان، خوانده طی دادنامه شماره 277 12/ 11/1390 صادره از شعبه 72 دادگاه محترم کیفری استان تهران از اتهام زنای به عنف و اکراه نسبت به خوانده تبریه گردیده و صرفا به اتهام زنای غیرعنف و غیرمحصن به تحمل یکصد ضربه تازیانه به عنوان حد شرعی محکوم شده است و رای صادره نیز طی دادنامه شماره 9109970908400120 26 / 2 / 1391 شعبه 24 محترم دیوان عالی کشور تایید گردیده است که هر چند در دادنامه صادره از شعبه 72 دادگاه کیفری استان تهران در خصوص اتهام خواهان با توجه به شاکیه بودن وی نفیا یا اثباتا اظهار نظری نگردیده ولی مع الوصف مفهوم مخالف تبریه نمودن خوانده از اتهام زنای به عنف و محکوم نمودن وی به اتهام زنای غیر محصن به جلد حدی، این است که ارتباط نامشروع خواهان با خوانده که موجب ازاله بکارت وی گردیده است با میل و رضایت مشارالیها بوده است که در این صورت مشهور فقهای امامیه با توجه به روایاتی که بدین مضمون وارد شده است: (لامهر لبغی: زناکار مهر ندارد) قایل به تعلق نگرفتن مهریه چنین زنی می باشند، لذا خواسته خواهان را وارد ندانسته و به استناد ماده 2 و 197 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم به بی حقی خواهان صادر و اعلام می گردد. رای صادره حضوری محسوب و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد. رییس شعبه 3 دادگاه عمومی قرچک مهدوی ## رای دادگاه تجدیدنظر استان تجدیدنظرخواهی خانم ف.ب. به طرفیت آقای الف.ش. نسبت به دادنامه شماره 91/1039 از شعبه 3 دادگاه عمومی حقوقی قرچک می باشد (که) به موجب دادنامه موصوف، حکم به بی حقی خواهان بدوی به شرح دادنامه تجدیدنظرخواسته صادر گردیده است، اینک این هیات دادرسان در این مرحله از رسیدگی، جامع محتویات پرونده، خصوصا لوایح تقدیمی را مورد مطالعه و دقت نظر قرار داد و به نحوه استدلال و استناد محکمه بدوی نیز توجه نمود، لیکن دلایل تجدیدنظرخواهی را مطابق با بندهای ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی نمی داند و دادنامه اصداری بر اساس مدارک و دلایل ابرازی مضبوط در پرونده صحیح و مطابق با قانون و مقررات موضوعه صادر شده است و مغایرتی با اصول آیین دادرسی و موازین مسلم حقوقی ندارد و در لایحه تقدیمی نیز، مدرک محکمه پسند و یا دلایل قانع کننده ای وجود ندارد که موجب نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته گردد، لذا ادعای تجدیدنظرخواه منطبق با مقررات نبوده و موجه و محمول بر صحت تشخیص داده نمی شود، از این رو به استناد مواد 358 قانون آیین دادرسی مدنی، ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی، رای دادگاه نخستین تایید می گردد. این رای قطعی است. رییس شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان تهران مستشاردادگاه حجازی فر حسین خانی فهرست دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان نقد رای