رأی دادگاه بدوی پرونده کلاسه ۹۷۰۹۹۸۱۲۳۳۱۰۰۷۱۴ شعبه ۲ دادگاه کیفری یک استان مازندران تصمیم نهایی شماره ۱۴۰۱۴۷۳۹۰۰۰۲۸۰۸۵۷۹ متهمین: ۱. خانم س. د. فرزند ا. با وکالت اقای م. د. فرزند ح. به نشانی * . * ۲ - دفتر وکالت ۲. اقای م. ع. س. فرزند م. با وکالت اقای ح. ح. ت. فرزند غ. به نشانی * ۴- دفتر وکالت اتهام: مشارکت در قتل عمدی کودک سه ساله ( ت. د. ) هیات دادگاه: س. ع. ح. ( رییس ) ر. ا. ( مستشار ) خلاصه جریان پرونده پرونده حکایت از ان دارد. به موجب کیفرخواست صادره به شماره ۹۷۱۰۴۳۱۲۳۳۲۰۰۰۲۸۲۹ مورخه ۱۳۹۷/۱۲/۲۶ صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان قایمشهر مبین ان بوده اقای م. ع. س. فرزند م. و خانم س. د. فرزند ا. دایر بر مباشرت در قتل عمدی کودک سه ساله خانم ت. د. مرتکب گردیده اند پس از صدور کیفرخواست و ارجاع پرونده به این شعبه و انجام تحقیقات و دادرسی و اخذ اظهارات متهمین موصوف حاکی از ان بوده خانم س. د. بنا به دلایل و قراین مضبوط در پرونده با اشخاصی با اقایان م. ع. و ن. گ. ارتباط داشته است.پس از قطع نکاح فی مابین م. د. و وی متهمه با اقای م. ع. در یک منزل مسکن گزیدند و زندگی مشترک داشته اند که در این فواصل دختر خانم ت. د. سه ساله نیز با انان زندگی می کرد تا اینکه حسب گزارش مرجع انتظامی و دادسرای عمومی و انقلاب قایمشهر و وقوع جرم قتل بررسی النهایه کیفرخواست صادر گردیده است.در حین رسیدگی در این دادگاه و با بررسی سوابق متهمین موصوف و انجام تحقیقات از مشار الیها در اقارب به نوبت مرحومه شبهه و تردید حاصل گردید.که فرزند نسبت به اقای م. ع. یا م. د. ان و یا کس دیگری باشد. پس از انجام ازمایش dna ( دی ان ای ) فرزند نسبت به اقایان فوق الذکر نبوده و با انجام تحقیقات از متهمه مبنی بر اینکه با اقای ن. گ. رابطه نامشروع پنهان داشته و با احضار اقای ن. گ. و انجام تحقیقات و پاسخ ازمایش مشخص گردید.که فرزند منتسب به ایشان می باشد. از این حیث اتهام زنا نسبت به متهمه و مشارالیه اخیر به موجب دادنامه ۱۴۰۰۴۷۳۹۰۰۰۳۸۰۸۶۵۸ مورخه ۱۴۰۰/۵/۲۳ حکم به حد زنای غیر محصنه هریک به تحمل یکصد ضربه شلاق محکوم گردیده با اعتراض معترض اقای م. د. ح. ا. با وکالت اقای ا. خ. در شعبه هفدهم دیوان عالی کشور مطرح و به موجب دادنامه شماره ۱۴۰۰۶۳۹۰۰۰۰۵۲۵۳۵۳ مورخه ۱۴۰۰/۷/۲۴ دادنامه صادره از سوی این دادگاه تایید و ابرام گردید.النهایه در راستای ماده ۳۵۶ قانون مجازات اسلامی از بابت ولد الزنا بودن مقتوله استعلام که معاون محترم قضایی قوه قضاییه بیان داشته چنانچه قاتل حاضر به مصالحه و پرداخت دیه باشد. اخذ دیه درخواست نموده است.سپس با تعیین وقت رسیدگی و با احضار متهمین موصوف و وکلای انها در جلسه دادرسی به دفاعیات متهمه خانم س. د. و وکیل ایشان اقدام گردیده و سپس با اخذ اخرین دفاع از متهم دیگر بنام م. ع. و وکیل وی اقدام ودفاعیات انان اخذ و پرونده حکایت دیگری ندارد. رای دادگاه بموجب کیفرخواست صادره به شماره ۹۷۱۰۴۳۱۲۳۲۰۰۰۳۸۲۹ مورخه ۱۳۹۷/۱۲/۲۶ از دادسرای عمومی وانقلاب شهرستان قایمشهر اقای م. ع. س. فرزند م. ، سن ۳۲ ساله به شماره ملی*۵۱ با سواد، مجرد، تابعیت ایرانی، مذهب شیعه، فاقد سابقه محکومیت کیفری اهل و ساکن * به ادرس مضبوط در پرونده با وکالت اقای ح. ح. ت. دایر بر مباشرت در قتل عمدی مرحوم ت. د. ( شهرت ) هیات دادگاه حسب خلاصه جریان فوق الذکر، و اظهارات متهم موصوف فوق الذکر و خانم س. د. حاکی از ان بوده است.که در مراجع انتظامی بیان نموده اند، بدوا اقای م. ع. بنده با س. قرار ازدواج داشتیم وایشان مستقل بودن و چون از طرف خانواده ترد شده بود هر از گاهی به ایشان سر می زدم و اگر وسایل نیاز داشت برایش می گرفتم که حدود ساعت ۹ شب بوده فکر می کنم که به منزلش رفتم که وسط اتاق منزلش دیدم که دخترش ترنم در بغلش است.و بیهوش و کم کار بود و س. با نگرانی برای حفظ جان سلامتی دخترش تلاش می کند که با او صحبت کرده و با دست پارچگی به خواهرم زنگ زدم که امدند و سریعا به بیمارستان منتقل کردیم ( ص۳۰ ) سوال: اعلام داشته اید می خواهید واقعیت را بیان نمایید دقیقا توضیح دهید بنده می خواستم این بچه را تربیت نمایم و گاهی دست روی بچه بلند می کردم که دیشب بچه را زده ام او از حال رفته و من ومادرش هول شده و به خواهرم زنگ زدم سریعا امدند و او را برده ایم بیمارستان که فوت شده ( ص۳۱ ) سوال: پس از مرگ ترنم چه کار کرده اید؟ تصمیم گرفتم که بگویم از روی پله افتاده و سپس برای خواهرم تماس گرفتم و پس از امدن خواهرم او را به بیمارستان بردیم سوال: با چه وسیله ای بچه کوچک ترنم را زده اید؟ با دست و تسبیح به سر به بدن ترنم وارد کردم و چون عصبانی بودم نمی دانستم که منجر به فوت و مرگ ترنم می گردد. ( ص۳۱ ) سوال: ایا خانم س. د. نیز در ان لحظه ترنم را مورد ضرب و جرح قرار داده است؟ قبل از من س. بچه را زد اما ضربات من موجب مرگ ترنم شده ( ص۳۱ ) سوال: به چه علت اعلام داشته اید که ترنم از روی پله افتاده است؟ ترسیدیم که باعث دستگیری من و س. شود. به همین خاطر به س. گفتم که اعلام نماید. ترنم از روی پله افتاده است.و سوال ایا س. قبول کرد که این حرف افتادن از روی پله را اعلام نماید.؟ ایشان هم از روی ترس قبول کرد که اعلام کنیم ترنم از روی پله افتاده است سوال ایا از قبل هم ت. را مورد ضرب و جرح ( شتم ) می نمودید؟ ( منظور س. د. ) بله قبلا نیز ت. را مورد ضرب و شتم قرار می دادم و بچه بی حال می شد و پس از اینکه به سر و صورتش اب می ریختیم به هوش می امد سوال پس از مرگ ترنم چه کار کردید؟ تصمیم گرفته ایم که بگوییم از روی پله افتاده و سپس برای خواهرم تماس گرفتم و پس از امدن خواهرم او را به بیمارستان بردیم ( ص۳۲ ) اظهارات خانم س. د. در صفحه ۳۵ پرونده دم غروب بود به بچه گفت از جات بلند شو وایستاد از جاش حرکت می کرد بلند شد و بهش گفت چرا از جات تکان خوردی بخاطر همین کتکش زد و سر و صورتش را با دستانش خیلی کتکش زد بعد از اون با تسبیح بدنش رو می زد بهش می گفت از اینور اتاق برو اون طرف اتاق بچه کوتاهی می کرد گیج شد ولی اون دوباره با سیم سشوار زد بچه از حال رفت بیهوش شد سرش اب ریخت بچه عکس العمل نشان نداد از حال رفته بود بعد بردیمش بیمارستان بچه را به زور مجبور می کرد از این طرف اتاق به اون طرف اتاق بره همینطور کتکش می زد سوال ایا شما هم فرزندت را مورد کتک کاری قرار داده اید؟ ( خیر ) سوال اگر مدعی هستید که شما فرزندتان را کتک نزده اید چرا جلوی م. را در زمان کتک زدن فرزندت نگرفتی؟ من رفتم اما منم کتک می زد و بعد با روسری که سرم بود خفه ام کرد از حال رفتم و حالت جنون بهم دست داد نفهمیدم چی شد سرم اب ریخت بهوش امدم و اظهارات خانم س. در نزد بازپرسی در صفحه ۳۹ پرونده من هیچ مشارکتی نداشتم در قتلش حتی برای اینکه جلوی م. ع. را بگیرم رفتم جلو اما با روسری منو خفه کرد از حال رفتم حالت جنون بهم دست داد سرم اب ریخت به هوش امدم حالت عادی نداشتم گیج بودم چیزی نمی فهمیدم فقط می گفتم ببریم بیمارستان من به بچه ام دست نزدم، دستم بهش نخورده و هیچ مشارکتی در قتلش نداشتم و اظهارات اقای م. ع. نزد بازپرس در صفحه ۴۵ پرونده من در ان منزل بودم با س. د. موردهایی پیش می امد که س. عصبانی شده و ترنم را می زد در حد بی هوشی که همان روز صبح اخرین بار این اتفاق افتاده بود که من با صدای بلند س. و گریه های ت. بیدار شدم که دیدم ت. بیهوش داره می …. رفتم جلوی س. را گرفتم که دیگر حالت عادی نداشته و بچه را بیهوش اوردم تا غروب ان روز که س. به من گله و شکایت ت. را کرد که او فقط یک جا می نشیند خودش چنتا او را زده از من هم انتظار داشته که من هم چندتا بچه را زدم و از هوش رفت که به خواهرم زنگ زدم ( صفحه ۴۵ و ۶۶ پرونده ) در جلسه دادرسی نزد دادگاه خلاصتا نقل به مضمون از مشارالیها متهمه موصوف منکر ایراد ضرب و جرح به طفل ت. د. ان بوده و واقعیت امر را اینگونه بیان می نماید. ضرب و جرح و تسبیح و سیم سشوار از ناحیه م. ع. بوده و از انجایی که مورد تهدید وی بوده ام نقشه به این گونه ترسیم کردیم که طفل از پله ها افتاده و منجر به مصدومیت وی گردیده است.لیکن در جلسات دادرسی واقعیت را بدین گونه بیان که عامل ضرب و جرح در اندام بدن ناشی از ایراد و اراده از سوی م. ع. بوده است.اگرچه م. ع. بزه انتسابی را از حیث ایراد ضرب و جرح همگی را منتسب به خود ندانسته و بخشی از جرح های وارده را به س. د. انتساب داده است.هیات دادگاه حسب گزارشات مرجع انتظامی در صفحات فوق الذکر از سوی متهمین موصوف و اظهارات نامبردگان در مرجع انتظامی و نزد بازپرس و گواهی پزشکی قانونی مضبوط در صفحه ۷۸ و ۷۹ پرونده که کبودی های متعدد با زمان حدوث های متفاوت در تنه و شکم و دست و ران و سرین هاو ساق مشاهده گردیده همگی مربوط به زمان حیات بوده است.و در معاینه سر و صورت کبودی های متعدد و مدور یک شکل در سمت چپ صورت و گونه چپ و گونه راست، لاله گوش راست و چپ، پشت گوش راست پارگی لب کبودی بالای پیشانی راست، کبودی داخل لب و اثار فشار سمت چپ گردن که علت تامه ان را ناشی از خفگی به ناحیه گردن و مجاری تنفسی فوقانی و عوارض ناشی از ان بیان گردیده با اظهارات متهمین پرونده منطبق بوده و همچنین وکیل متهم م. ع. طی لایحه هایی به صورت مبسوط اصل انتساب قتل عمدی به موکل را قبول نداشته و دلایل عدم انتساب اتهام وارده به موکل و توجه ان به متهم دیگر خانم د. بیان که از این حیث تقاضای صدور حکم برایت موکل را داشته و با این وصف و توجه به جمیع جهات دیگر و نظر به درخواست ریاست محترم قوه قضاییه مبنی بر دریافت دیه و از باب اقتضای قواعد فقهی بیان که موکل ناچارا ضمن نفی اتهام به هر نحو و عنوان در صورت صدور رای قطعی مبنی بر محکومیت موکل حاضر به پرداخت دیه مقتوله می باشد. مع هذا حسب گزارشات مرجع انتظامی و اظهارات متهمین پرونده گواهی پزشکی قانونی و اظهارات صادقانه متهم موصوف در فیلم ماخوذه در وقت ۱:۱۱ و ۱:۹ بیان گردیده جملگی برای هیات دادگاه از حیث اتهام قتل عمدی مرحوم ت. د. از سوی م. ع. محرز و مسلم بوده مستندا به مواد ۲۱۲٫۱۶۰٫۱۸ بند پ ماده ۴۸۸٫۴۶۲٫۴۵۱٫۴۴۸٫۳۵۶٫۲۹۰ از قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ و ماده ۶۱۲ از قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۷۵ و اینکه طفل ولدالزنا توسط شخص ثالث به قتل رسیده زانی پدر عرفی حق قصاص داشته یا خیر که فتاوای معتبری بین ان بوده که ولی دم ولد نامشروع در فرضی که زنا نسبت به طرفین باشد. مقام رهبری نه پدر و مادر تکوینی و در فرضی که زنا نسبت به یک طرف اکراهی یا شبهه باشد. او ولی دم زنا خواهد بود، مع الوصف متهم موصوف با عنایت به استعلام بعمل امده از سوی قوه قضاییه حکم به پرداخت یک فقره دیه کامل زن در حق ولایت رهبری صادر و از حیث جنبه عمومی جرم نظر به اینکه رفتار عمل ارتکابی موجب گستره نقض وظیفه و نتیجه زیان بار ان و همچنین اقدامات مرتکب پس از ارتکاب جرم بیم تجری مرتکب با دیگران متصور بوده و از موجبات اخلال در نظم جامعه می گردد. نامبرده به تحمل ۵ سال حبس با احتساب ایام بازداشت قبلی صادر و اعلام می نماید. و اما در خصوص اتهام خانم س. د. با وکالت اقای م. د. از حیث مشارکت در قتل عمدی ترنم د. ان ( معروف ) نظر به اینکه متهمه موصوف منکر عمل ارتکابی حتی از حیث ضرب و جرح به فرزند خویش و ایراد ضرب و جرح منجر به مرگ بوده و دلیلی احصایی یا اقنایی که عمل از ناحیه وی صورت پذیرد در پرونده مبسوط و ظهور نداشته مع هذا مستندا به مواد ۴ قانون ایین دادرسی کیفری و اصل ۳۷ قانون اساسی و ماده ۱۲۰ قانون مجازات اسلامی مطابق قاعده درای به لحاظ عدم ادله انتسابی به متهمه موصوف ( فقد ادله کافی ) حکم به برایت نامبرده صادر و اعلام می گردد. رای صادره حضوری محسوب و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور می باشد. رییس شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان مستشار س. ع. ح. ر. ا. فهرست دادگاه بدوی نقد رأی