آرای قضایی
آرای قضایی منتشرشده پژوهشگاه قوه قضاییه. ۳٬۲۸۶ مورد از سال 1391 — هر سند به مواد قانونیای که به آنها استناد شده متصل است.
همه۱٬۴۰۴۱٬۴۰۳۱٬۴۰۲۱٬۴۰۱۱٬۴۰۰۱٬۳۹۹۱٬۳۹۸۱٬۳۹۷۱٬۳۹۶۱٬۳۹۵۱٬۳۹۴۱٬۳۹۳۱٬۳۹۲۱٬۳۹۱۱٬۳۹۰۱٬۳۸۹۱٬۳۷۴۱٬۳۲۶۱٬۳۲۳۱٬۳۱۲
- مصداق تصرف مستوجب اجرت المثلدر اختیار داشتن ملک توسط خوانده (ولو در آن ساکن نباشد) و ممانعت از تصرف مالک در آن از مصادیق تصرف مستوجب اجرت المثل محسوب می شود.
- نقش کاربری قانونی در تعیین میزان اجرت المثلدر صورتی که کاربری ملک، پارکینگ باشد و خوانده، عدوانا از آن استفاده تجاری نماید، خواهان مستحق دریافت اجرت المثل بر اساس کاربری پارکینگ می باشد.
- شرط تهاتر اجاره بهای معوقه با بخشی از ودیعهتهاتر به عنوان یکی از اسباب سقوط تعهدات نیازمند حکم ازمرجع صلاحیتداراست و موجر نمی تواند بدین سبب و بدون اخذ حکم از مرجع صلاحیتدار اجاره بهای معوقه را با بخشی از ودیعه اجاره تهاتر نماید.
- انقطاع رابطه استیجاریبا انقطاع رابطه استیجاری و با اعلام عدم استیذان مالک بر استمرار تصرف مستاجر سابق، تصرفات مستاجر در آن غاصبانه تلقی میشود و موجبات دعوی خلع ید فراهم است.
- قانون حاکم بر رابطه استیجاری مشمول 1356 در پی انتقال بعدی منافع استیجاریمستاجرمحل کسب مشمول قانون روابط موجر و مستاجر1356، صاحب حق کسب و پیشه تلقی می شود و انتقال صحیح اجاره به مستاجر لاحق حتی پس از تصویب قانون روابط موجر و مستاجر1376 موجب تغییر قانون حاکم نخواهد بود و همواره تحت حاکمیت قانون 1356 باقی می ماند و مالکیت سرقفلی با انتقال اجاره، به مستاجر بعدی منتقل میشود.
- تقاضای قلع و قمع بنای غیر مجاز در محل کسب استیجاریچنانچه مستاجر در ملک محل کسب مشمول قانون روابط موجر و مستاجر1356 بنای غیرمجاز احداث کند، تقاضای قلع و قمع از موجر پذیرفته نمی شود و ضمانت اجرای قانونی همان تقاضای تخلیه به لحاظ تعدی و تفریط است.
- تخلیه عین مستاجره به لحاظ تجدید بنای محل تجاریمطابق بند 1 ماده 15 قانون روابط موجر و مستاجر سال 1356 ارایه پروانه ساختمانی برای طرح دعوی تخلیه عین مستاجره به لحاظ تجدید بنا لازم است و ارایه پروانه در مرحله تجدیدنظر وافی به مقصود نیست.
- قانون حاکم بر درمانگاه استیجاریدرمانگاه از مصادیق محل تجاری نیست و با توجه به زمان انعقاد قرارداد اجاره (سال 1362) تابع مقررات روابط موجر و مستاجر سال 1362 است و لذا با پایان مدت اجاره، مستاجر باید محل را تخلیه نماید.
- اخذ اجاره بها از مستاجر جدید پس از انتقال اجاره به غیرعدم اقدام موجر به تخلیه پس از انتقال به غیر توسط مستاجر و اخذ اجاره بها طی سال ها از مستاجر جدید، گویای رضایت عملی موجر به تصرفات مستاجر جدید درعین مستاجره است و لذا طرح دعوی تخلیه به علت انتقال به غیر با اقدام عملی موجر در تضاد بوده و دعوی وی محکوم به بطلان است.
- تقاضای فروش سر قفلی بهعنوان استیفای سهم مالکیت مشاعیحق سرقفلی قابلیت توقیف و فروش دارد و هر یک از مالکین مشاعی می تواند تقاضای فروش سرقفلی و پرداخت حق خود را بنماید.
- تجدیدنظر از تصمیم دادگاه در مقام رسیدگی به اعتراض تخلیه مورد اجارهدستور تخلیه صادره از شورای حل اختلاف، حکم تلقی نمی گردد و لذا قابل تجدیدنظر در دادگاه عمومی نیست.
- نحوه اعتراض به دستور تخلیه صادره از شورای حل اختلافتقاضای ابطال دستور تخلیه اماکن استیجاری صادره از شورای حل اختلاف در دادگاه عمومی قابلیت استماع ندارد در این باره ابتدا باید به دادگاه عمومی دعوی اعتراض تقدیم و عند الاقتضا از رای دادگاه بدوی تقاضای تجدید نظر نمود.
- انتقال حق تخلیه مورد اجاره به مالکین جدید به عللی که قبل از انتقال رخ دادهحق تخلیه مورد اجاره محل کسب مشمول قانون روابط موجر و مستاجر1356 حقی است که از مالک قبلی مورد اجاره به مالک جدید منتقل می شود. لذا چنانچه این حق به نحوی اسقاط نشده باشد، مالک بعدی می تواند به عللی که قبل از انتقال رخ داده تقاضای تخلیه مورد اجاره نماید
- پرداخت سرقفلی و ودیعه جهت تخلیه شرط ایجاد حق تقاضای اجرت المثل ملک مشمول قانون 1376در صورتی که مدت اجاره محل کسب مشمول قانون سال 1376 منقضی شده باشد لیکن موجر سرقفلی یا ودیعه مستاجر را برای تخلیه کردن ملک پرداخت نکرده باشد و مستاجر نیز پس از انقضای مدت از ملک استفاده نکرده باشد، موجر تا تاریخ پرداخت ودیعه مستحق اجرت المثل نیست.
- تجویز دعوای انتقال اجاره به غیر توسط منتقل الیهدعوای تجویز انتقال اجاره محل کسب به غیر باید از سوی مستاجر اقامه شود و اگر بدون اخذ مجوز انتقال صورت گرفت، مستاجر بعدی نمی تواند تقاضای تجویز و انتقال رسمی اجاره را طرح نماید.
- نقص در ابطال تمبر مالیاتی وکالتدر صورت عدم ابطال تمبر مالیاتی کافی دادخواست تجدیدنظر، اخطار رفع نقص می شود و در صورت عدم تکمیل در موعد، دادخواست رد می شود.
- نقص در ابطال تمبر مالیاتی وکالتچنانچه وکیل تمبر کامل وکالت را مطابق با بهای خواسته ابطال نکند دادخواست از وی پذیرفته نیست و قرار رد دعوی صادر می گردد.
- مدت واخواهی از رای غیابیاگر رای غیابی ابلاغ واقعی نشده باشد امکان واخواهی خارج از مهلت قانونی وجود دارد.
- ارتباط دعوای ورود ثالث با دعوی اصلیعدم ارتباط موضوعی و تاثیر دعوای ورود ثالث با دعوای اصلی، از موارد قرار رد دعوی ورود ثالث تلقی می شود.
- اعتراض نسبت به عدم صدور پروانه کارآموزی وکالتاعتراض نسبت به عدم صدور پروانه کار آموزی وکالت ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ تصمیم هیات مدیره در صلاحیت دادگاه انتظامی قضات است.
- دعوای ابطال آرای هیات حل اختلاف اداره کار در دادگاه عمومیدعوای ابطال رای هیات حل اختلاف کارگری و به تبع آن اجراییه صادره، خارج از صلاحیت دادگاه عمومی است و قابلیت استماع ندارد.
- مرجع صالح در رسیدگی به اعتراض نسبت به آرای مراجع اداره کاردر صورتی که ادارات دولتی بخواهند نسبت به آرای صادره از هیات تشخیص و حل اختلاف اداره کار که بر علیه آنها صادر شده است اعتراض کنند دادگاه های دادگستری صلاحیت رسیدگی دارند.
- مرجع صالح رسیدگی به اعتراض به رای سازمان تعزیرات حکومتیدر مواردی که قانونگذار برای رسیدگی به بعض از موضوعات و دعاوی مراجع خاصی را تعیین نموده و آرای صادره ازآن مراجع را پس از پایان مراحل رسیدگی قطعی اعلام نموده است (در اینجا سازمان تعزیرات حکومتی) نمی توان به استناد به صلاحیت عام دادگاه ها، اعتراض به این احکام را در صلاحیت محاکم دادگستری دانست.
- دعوی ابطال آرای سازمان تعزیرات حکومتی در محاکم دادگستریمحاکم عمومی دادگستری صلاحیت رسیدگی به دعوای ابطال آرای سازمان تعزیرات حکومتی را دارند.
- صلاحیت محاکم عمومی در رسیدگی به اعتراض نسبت به آرای هیات بدوی و تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات اعضاء هیات علمیمحاکم عمومی دادگستری صلاحیت رسیدگی به اعتراض نسبت به آرای هیات بدوی و تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات اعضاء هیات علمی را دارند.
- خواسته، معیار صلاحیت شورای حل اختلافدعاوی که خواسته آن به کمتر از مبلغ 50 میلیون ریال مقوم شده باشد در صلاحیت شورای حل اختلاف است هر چند ارزش خواسته به نحو مشهود بیش از آن باشد و در جریان دعوی به آن اشاره شده باشد.
- تعیین کارشناس بهعنوان مرجع حل و فصل اختلافمعنای حل وفصل هر گونه اختلاف توسط کارشناس در قرارداد فی مابین، همان داوری موضوع ماده 455 قانون آیین دادرسی مدنی است.
- حدود صلاحیت و اختیارات دیوان عدالت اداریدر توافق مبنای داوری، مشخص نکردن صلاحیت داور از حیث موضوع و قلمرو اظهار نظر، موجب بطلان رای داور می شود.
- تجدیدنظرخواهی از تصمیم راجع به تعیین داوردرخواست تعیین داور فاقد وصف ترافعی بوده و تصمیم دادگاه در این خصوص، قابلیت تجدیدنظرخواهی را ندارد.
- حدود اختیار داوردر فسخ قرارداد موضوع داوریچنانچه مطابق شرط داوری در قرارداد، صلاحیت داور جهت حل اختلافات راجع به قرارداد بوده است، صدور رای به فسخ قرارداد و آثار آن (خلع ید محکوم علیه از موضوع قرارداد پیمانکاری) خارج از صلاحیت داوری بوده و موجب بطلان داوری می شود.