آرای قضایی
آرای قضایی منتشرشده پژوهشگاه قوه قضاییه. ۳۰٬۸۳۳ مورد — هر سند به مواد قانونیای که به آنها استناد شده متصل است.
همه۱٬۴۰۴۱٬۴۰۳۱٬۴۰۲۱٬۴۰۱۱٬۴۰۰۱٬۳۹۹۱٬۳۹۸۱٬۳۹۷۱٬۳۹۶۱٬۳۹۵۱٬۳۹۴۱٬۳۹۳۱٬۳۹۲۱٬۳۹۱۱٬۳۹۰۱٬۳۸۹۱٬۳۷۴۱٬۳۲۶۱٬۳۲۳۱٬۳۱۲
- حکم به تقسیط در فرض پذیرش اعسار برای مدت معیندر صورت صدور حکم اعسار از پرداخت محکوم به، ولو برای مدت معین، رسیدگی به تقسیط آن موضوعا منتفی بوده و اظهار نظر ماهوی در این خصوص، توجیه قانونی ندارد و مقتضی صدور قرار رد دعوی است.
- طرح دعوی به طرفیت ورشکستهکلیه دعاوی علیه تاجر ورشکسته، باید به طرفیت مدیر تصفیه اقامه شود و چنانچه تاجر طرف دعوا قرار گیرد، قرار رد دعوی صادر خواهد شد.
- حدود مسئولیت ضامن در ضمان مهلت داراگر ضمان مدت داشته باشد؛ مضمون له صرفا پس از انقضای مدت میتوانداز ضامن مطالبه طلب کند اگر چه دین نیز حال شده باشد و توافق خلاف این مقرره قابلیت اعتنا ندارد.
- (1)- حقوق پرداخت کننده ثمن در معامله مال غیر(2)- ادعای وقوع هبه از طرف غیر مالک (3)- اصل حاکم در تحقق عمل حقوقیدرصورتی که ثمن یا مثمن معامله، عین متعلق به غیر باشد آن معامله برای صاحب عین خواهد بود، ولی درمعاملاتی که ثمن پرداختی به عنوان وجه نقد یا چک است مبیع متعلق به شخصی است که به عنوان خریدار معرفی شده است و در فرضی که ثمن معامله توسط ثالث پرداخت شده باشد، صرفا می تواند وجه پرداختی رادرصورت اثبات استحقاق مسترد کند. و نسبت به مبیع حقی ندارد. چنانچه شخصی که ثمن معامله را به جای خریدار پرداخت کرده مدعی وقوع هبه آن مال به خریدار بوده و از دادگاه اثبات وقوع عقد هبه و رجوع از آن را درخواست کند، ادعایش مسموع نیست؛ زیرا واهب باید مالک مالی باشد که آن را هبه می کند ولی در این فرض عقد مستقیما میان فروشنده و خریدار منعقد شده و مدعی در این فاصله مالکیتی بر این مال پیدا نکرده است. هرگاه در تحقق و یا عدم تحقق عقد و یا ایقاعی تردید حاصل شود، اصل بر عدم انعقاد عقد و ایقاع است، مگر این که خلاف آن به اثبات برسد.
- درخواست اعسار نسبت به پرداخت ثمن معاملهدر صورت عدم تلف حکمی یا حقیقی مبیع،درخواست اعسار مشتری از پرداخت بخشی از ثمن معامله مسموع نیست؛ زیرا اقدام به خرید اموال دیگران و سپس اخذ حکم اعسار و تقسیط ثمن معامله، باعث عدم اعتماد و بی ثباتی در بازار مسلمین می شود.
- نقش مصلحت در تعیین ملاقات طفلدر موضوع ملاقات با طفل و تعیین مدت زمان آن، آنچه مبنای عقلاء و منابع معتبر فقهی است و قانون گزار نیز در قالب اقتضاء مصلحت طفل آن را مدنظر قرارداده و اختیار آن را به قاضی سپرده است، موضوع تاثیر مثبت ملاقات نسبت به ملاقات کننده نیست، بلکه این تاثیر مثبت اولا بالذات متوجه اطفال و ثانیا بالعرض متوجه ملاقات کننده است. عنوان: نقش مصلحت در تعیین ملاقات طفل پیام: در موضوع ملاقات با طفل و تعیین مدت زمان آن، آنچه مبنای عقلاء و منابع معتبر فقهی است و قانون گزار نیز در قالب اقتضاء مصلحت طفل آن را مدنظر قرارداده و اختیار آن را به قاضی سپرده است، موضوع تاثیر مثبت ملاقات نسبت به ملاقات کننده نیست، بلکه این تاثیر مثبت اولا بالذات متوجه اطفال و ثانیا بالعرض متوجه ملاقات کننده است.-تایید شده
- مطالبه خسارات دادرسی از خواهاندر دعوای که منتهی به حکم به بی حقی خواهان می گردد، خوانده در صورتی می تواند خسارات مربوط به اقامه دعوی را از خواهان مطالبه کند که دعوی مطروحه واهی بوده و خواهان نسبت به محق نبودن خود علم داشته باشد.
- ملاک وصول مهریه در عقد موقتحسب فتوای مشهور فقها در عقد موقت ،مهریه با توجه به سپری شدن مدت زندگی مشترک قابل وصول است.
- اثر اتهام رابطه نامشروع به زوجه بر تکلیف وی به تمکین از زوجطرح اتهام رابطه نامشروع توسط زوج علیه زوجه، تأثیری بر تکلیف زوجه به تمکین نداشته و موجب رد دعوای الزام به تمکین مطروحه از ناحیه زوج نمی گردد.
- استرداد مبایعه نامه به یکی از شرکای ملک مشاع — ۱۳۹۵/۰۱/۳۱ (۹۵۰۹۹۷۰۲۲۰۳۰۰۰۸۴)شرط فاسخ، بر اساس اصل حاکمیت اراده صحیح بوده و در صورت تخلف از مفاد آن، قهرا و بدون نیاز به هیچ گونه اعلام اراده ای، کارساز می شود و سبب انفساخ قرارداد فیمابین می گردد.
- اثر مستحق للغیر در آمدن مبیعدر فرضی که مبیع مستحق للغیر در آید و تعلق آن به اراضی ملی محرز باشد، برای خریدار حق فسخ ایجاد می شود و با اعمال آن، بایع باید ثمن پرداختی را مسترد نماید.
- مرجع صالح در رسیدگی به دعوای ابطال سند طلاقرسیدگی به دعوای ابطال سند ثبت واقعه طلاق در صلاحیت دادگاه عمومی حقوقی است؛ چه این که دعوای ابطال سند، چه رسمی و چه عادی، تابع شرایط عمومی دادرسی بوده و دادگاه حقوقی صلاحیت رسیدگی به آن را دارد و صرف اینکه سند رسمی مر بوط به طلاق باشد، مجوزی برای رسیدگی دادگاه خانواده نبوده و نمی تواند برای آن مرجع، ایجاد صلاحیت کند.
- استناد به مستثنیات دین بودن ملک در دعوی خلع ید از ملک مشاعدر دعوی خلع ید از ملک مشاع به دلیل زوال اذن، دفاع خوانده مبنی بر اینکه ملک موضوع دعوی از مستثیات دین است، با توجه به اینکه موضوع دعوی پرداخت دین نیست، پذیرفته نمی شود.
- نحوه احراز رجوع در طلاق خلع و رجعیاحراز واقعه رجوع در طلاق خلع ، تنها با اثبات رجوع زوجه به ما بذل امکان پذیر است و آمیزش جنسی و رابطه زناشوئی موجب احراز رجوع دراین نوع طلاق نیست و این فعل فقط در طلاق رجعی می تواند با تحقق سایر شرایط موجب رجوع شود
- درخواست عزل قیم به دلیل محکومیت کیفریدرصورت محکومیت قیم به حبس و اجرای حکم ، موجبات عزل او از قیمومت محجورفراهم بوده و در نتیجه دعوی عزل قیم در این خصوص قابل پذیرش است.
- اموال توقیف شده و تقسیط محکوم بهتقسیط محکوم بصورت پرداخت مبلغ حج تمتع و چهار عدد سکه تمام بهار آزادی به نحو دفعی و تادیه بعدی سکه ها هر دو ماه نیم سکه
- نقش قاعده تصرف در چکچک از جمله اموال منقول بوده و تابع قاعده تصرف است و لزومی به اثبات چگونگی انتقال آن به خواهان در دعوی مطالبه وجه چک جهت احراز ذینفع بودن وی نیست.
- صدور شناسنامه و محرز نبودن تابعیت متقاضیرسیدگی به دعوی تنظیم سند سجلی در صورتی است که تابعیت فرد محرز و مسجل باشد و در غیر اینصورت شورای تامین شهرستان باید بدوا در مورد تابعیت اظهارنظر نماید
- تردید در اثر انگشت مندرج در سند رسمیادعای آنکه مورث دارای امضاء بوده و اثر انگشت مندرج در سند رسمی متعلق به او نمی باشد وارد نخواهد بود؛ زیرا تمام محتویات اسناد رسمی معتبر بوده و ادعای انکار و تردید قابل پذیرش نیست.
- شرط صدور حکم به بی حقی به جهت عدم ارائه اصول اسنادعدم ارائه اصول اسناد توسط خواهان نمی تواند مستند حکم بر بی حقی خواهان باشد، مگر آنکه عدم ارائه سند همراه با رسیدگی ماهوی و ساز و کار قانونی موجب اقناع قضایی دادرس بر بی حقی باشد؛ بنابراین صدور حکم بر بی حقی مستند به ایراد شکلی فاقد وجاهت است.
- تجدیدنظر خواهی از دستور فروش ملک مشاع — ۱۳۹۵/۰۲/۲۶تصمیم دادگاه در خصوص دستور فروش ملک مشاع قابل تجدیدنظرخواهی نیست.
- اثر تقسیم عملی ملک مشاعیچنانچه هریک از مالکین مشاعی ملکی، قسمتی از ملک را در تصرف داشته باشند و سال ها متعرض تصرفات یکدیگر نشوند، این امر حاکی از تقسیم ضمنی ملک مشاعی میان ایشان است.بنابراین اختلافات بعدی آنان نمیتواند خللی به این تقسیم واردسازد و به جهت این تصرفات نمی توانند از یکدیگر مطالبه اجرت المثل بنمایند.
- (1)- الزام به تنظیم سند رسمی ملک بازداشتی (2)- دعوی ابطال مبایعه نامه به دلیل صوری بودن(1)- دعوی الزام به تنظیم سند رسمی درخصوص ملک بازداشتی، قبل از رفع بازداشت مسموع نیست.(2)- صوری بودن مبایعه نامه خود دعوای مستقلی است که دلایل خاص خود را دارد و نتیجه اثبات این دعوی می تواند ابطال سند با قرارداد باشدلیکن در مانحن فیه صوری بودن به عنوان جهت در دادخواست ذکر گردیده نه به عنوان خواسته دعوی در حالیکه خود نیاز به اثبات دارد
- مطالبه خسارت تأخیر تأدیه در دعوی الزام به ایفاء تعهدخسارت تأخیر تأدیه ناظر بر دعاوی است که موضوع آن دین از نوع وجه رایج بوده و با مطالبه داین مدیون از پرداخت آن امتناع کرده باشد؛ بنابراین مطالبه خسارت تأخیر تأدیه در دعوی الزام به ایفاء تعهد(تحویل مورد معامله) فاقد محمل قانونی است.
- ضمانت اجرای عدم رعایت مصلحت موکل در معامله با خوداگر وکیل به موجب اختیارات وکالتنامه فروش، مورد وکالت را به خودمنتقل کند اما مصلحت موکل را درخصوص ثمن رعایت نکند؛ معامله فضولی تلقی شده و قابل ابطال است.
- اثرعدم تقویم خواسته بر قابلیت تجدیدنظرخواهیچنانچه خواهان در زمان تقدیم دادخواست به وظیفه قانونی خود مبنی بر تعیین بهای خواسته عمل نکند و در مرحله بدوی حکم به بیحقی وی صادر شود، از آنجایی که تشخیص قابلیت تجدیدنظرخواهی به دلیل عدم تقویم خواسته امکانپذیر نیست؛ امکان تجدیدنظرخواهی از رای صادره وجود ندارد؛ زیرا اصل بر قطعیت آراء است.
- مطالبه وجه التزام قراردادی در صورت تخلف طرفین،در ایفای تعهدات خویششرط مطالبه وجه التزام عدم انجام تعهد از خریدارچنانچه در مبایعه نامه مقررشود که ثمن قطعی بر مبنای مساحت نهایی محاسبه و پرداخت می شود؛ مطالبه خسارت قرارادی از مشتری منوط به تنظیم صورت مجلس تفکیکی جهت مشخص شدن ثمن قطعی است.
- اختیار وکیل نسبت به درج شرط داوری در قراردادهنگامی که شخصی با تنظیم وکالتنامه رسمی، جهت انجام هر گونه معامله، به هر مبلغ و با هر قید وشرطی که وکیل صلاح بداند، به دیگری وکالت می دهد، این نیابت و اذن به طور ضمنی مقید به ضرورت رعایت غبطه و مصلحت موکل بوده و در خصوص میزان اختیارات وی نیز باید تفسیر مضیق نمود؛ بنابراین اختیار درج شرط داوری در قرارداد مربوط به اموال موکل، منوط به تصریح این امر در وکالتنامه است.
- اعتراض ثالث نسبت به آرای غیرقطعیاعتراض ثالث تنها نسبت به آرای قطعی امکان پذیر است؛ بنابراین اعتراض ثالث نسبت به دادنامه غیابی که در مرحله واخواهی است، مسموع نیست.
- وضعیت حقوقی بیع ملک واقع شده در بستر و حریم رودخانهبستر رودخانه اعم از دایمی یا فصلی در اختیار حکومت بوده ومسئولیت حفظ، اجاره ونظارت برآنها بادولت است؛ بنابراین چنین اراضی قابل معامله نبوده و بیع آن نیز به دلیل عدم قابلیت تسلیم توسط بایع محکوم به بطلان است.