آرای قضایی
آرای قضایی منتشرشده پژوهشگاه قوه قضاییه. ۳۱٬۱۲۸ مورد — هر سند به مواد قانونیای که به آنها استناد شده متصل است.
همه۱٬۴۰۴۱٬۴۰۳۱٬۴۰۲۱٬۴۰۱۱٬۴۰۰۱٬۳۹۹۱٬۳۹۸۱٬۳۹۷۱٬۳۹۶۱٬۳۹۵۱٬۳۹۴۱٬۳۹۳۱٬۳۹۲۱٬۳۹۱۱٬۳۹۰۱٬۳۸۹۱٬۳۷۴۱٬۳۲۶۱٬۳۲۳۱٬۳۱۲
- مطالبه حق الوکاله واقعی در صورت عدم درج در وکالت نامه رسمیعدم درج حق الوکاله واقعی در وکالت نامه رسمی به منظور پرداخت تمبر مالیاتی کمتر، صرفا نوعی تخلف انتظامی بوده و مانع استحقاق وکیل در مطالبه حق الوکاله توافقی بر اساس قرارداد خصوصی جداگانه با موکل نخواهد بود.
- اعتبار گزارش اصلاحیتا زمانی که گزارش اصلاحی از اعتبار قانونی برخوردار است صدور رأی در همان مورد صحیح نخواهد بود. عنوان: طرح دعوا پس از تنظیم گزارش اصلاحی پیام: مادامیکه گزارش اصلاحی از اعتبار قانونی برخوردار است، صدور رأی در خصوص موارد مذکور در آن، فاقد مشروعیت قانونی است.
- مرجع صالح در رسیدگی به شکایت از تصمیم کانون وکلای دادگستریرسیدگی به شکایات از تصمیمات کانو ن های وکلای دادگستری از جمله تصمیم راجع به أخذ پروانه وکالت در صلاحیت محاکم عمومی دادگستری نیست و دادگاه عالی انتظامی قضات صالح به رسیدگی است.
- نوع تصمیم دادگاه در پی رسیدگی ماهیتیرد دعوی از شئونات رأی شکلی (قرار) است، نه حکم و چنانچه مرجع قضایی پس از رسیدگی ماهیتی، دعوی را غیرموجه تشخیص دهد باید با صدور حکم به «بی حقی یا بطلان دعوی یا عدم ثبوت آن»; تصمیم شایسته اتخاذ نماید بنابراین صدور حکم بر رد دعوی محمل قانونی ندارد.
- تکلیف دادگاه در رابطه با اجرای تشریفات دادرسیحتی در فرض نادرست بودن شیوه طرح دعوی، مرجع مرجوع الیه به منظور امکان اتخاذ تصمیم نسبت به آن، موظف به جری تشریفات قانونی آیین دادرسی مدنی از جمله تشکیل جلسه دادرسی و دعوت از اصحاب دعوا و استماع اظهارات آن ها است.
- صدور رای داوری خارج از مهلت قانونیرأی داور باید در مهلت مقرر صادر و ابلاغ شود و مدت داوری از زمان اعلام موضوع اختلاف به داور شروع و تا زمانی که رأی برای ابلاغ، تسلیم دفتر دادگاه صالح شده یا به نحو مورد توافق ابلاغ می گردد، ادامه دارد.
- دعوای ابطال رأی داور به دلیل مغایرت با نظریه کارشناسمغایرت رأی داور با نظر کارشناس از موارد ابطال رأی داوری نیست چراکه نظریه کارشناسی موضوعیت ندارد و نمی تواند دلیل بر مخالفت رأی داور با قوانین موجد حق قرار گیرد.
- تجدیدنظرخواهی از تصمیم دادگاه درخصوص تعیین داوراقدام دادگاه در اجرای ماده 459 قانون آیین دادرسی مدنی مبنی بر تعیین داور، تصمیم اداری بوده و قابل اعتراض یا تجدیدنظرخواهی نیست.
- حدود صلاحیت داورداور باید رأیی صادر کند که جهت آن پیشبرد و اجرای صحیح قرارداد باشد نه انحلال آن، با انحلال قرارداد نه تنها امکان اجرا از بین می رود بلکه شرط داوری و به تبع آن رأی داوری نیز زوال پیدا می کند.
- تصریح دادگاه بهعنوان مرجع حل اختلاف با وجود تعیین داوراگر در قراردادی با وجود تعیین داور، به صراحت دادگاه به عنوان مرجع فصل خصومت تعیین شود، داور حق صدور رأی را نخواهد داشت و تمامی نظرات داور جنبه پیشنهادی و ارشادی داشته، از ضمانت اجرایی برخوردار نخواهد بود.
- اختیار در رجوع به داوری بهموجب شرط داوریهرگاه در قراردادی تصریح شود که طرفین می توانند درصورت بروز اختلاف به داوری رجوع کنند، این شرط ظهور در اختیار طرفین دارد و مانع از رجوع طرفین به دادگستری جهت تظلم خواهی نمی گردد.
- مردد بودن خواستهمطالبه همزمان الزام به ایفای تعهد و خسارت ناشی از عدم انجام تعهد در دادخواست واحد به نحوی که خواسته دوم بدل خواسته اول باشد، از مصادیق مردد بودن خواسته است و قرار رد دعوا صادر می شود.
- خوانده دعوا درفرض فوت مورثپس از فوت مورث، وراث قهرا قائم مقام قانونی وی هستند و هرچند که سند رسمی مال مورد نزاع هنوز به نام مورث باشد، دعوای مربوط به ملک مزبور باید علیه وراث طرح شود.
- اثر تغییر نام شرکت خوانده بر دعواصرف تغییر نام شرکت خوانده پیش از تقدیم دادخواست، هر چند در دادخواست به نام پیشین آن اشاره شده باشد، مانع از پذیرش دعوایی که برابر مقررات درخواست گردیده نیست.
- شرایط طرح دعوای خریداران متعدد در یک دادخواستدرصورت طرح دعوای خواهان های متعدد در یک دادخواست، باید بین خواسته های آنها وحدت منشأ وجود داشته باشد، بنابراین در دادخواست خریداران متعدد علیه فروشنده، درصورت انعقاد مستقل مبایعه نامه ها و مجزا بودن مبیع خریداری شده، وحدت منشأ وجود ندارد و موضوع قابل طرح در یک دادخواست نیست.
- تفاوت خواستههای افلاس با اعسار و تقسیطخواسته های افلاس یا عدم تمکن از پرداخت محکوم به با دعوای اعسار و تقسیط محکوم به متفاوت است بنابراین صدور حکم به اعسار یا تقسیط در دعوایی که با خواسته افلاس طرح شده است، خارج از خواسته خواهان محسوب می شود.
- فوت مدعی اعساراعسار امری حادث و قائم به شخص است و با احراز فوت مدعی اعسار، موضوع اعسار سالبه به انتفاء موضوع می گردد.
- شرایط صدور قرار ابطال دادخواست به دلیل عدم حضور خواهانصدور قرار ابطال داخواست به دلیل عدم امکان صدور رأی بدون أخذ توضیح از خواهان، منوط به تصریح لزوم أخذ توضیح در اخطاریه جداگانه خطاب به خواهان است.
- شرایط صدور قرار ابطال دادخواست به دلیل عدم حضور خواهاناگر حضور خواهان در اولین جلسه دادرسی جهت أخذ توضیح ضرورت داشته باشد، باید لزوم حضور جهت أخذ توضیح در اخطاریه تصریح شود. ضمانت اجرای عدم حضور خواهان در این فرض، ابطال دادخواست است.
- منظور از دستور زوج جهت استحقاق اجرتالمثل زوجهمراد از دستور زوج به عنوان یکی از شروط استحقاق اجرت المثل زوجه، فرمان صریح نیست بلکه منظور درخواست زوج است به هر نحو که ابرازشده باشد بنابراین انتظار و توقعی که مرد از همسرش در بدو ورود وی به منزل دارد طبخ غذا و نظافت و اداره خانه است که همین امر انگیزه انجام کار در خانه بوده و می تواند تأمین کننده درخواست زوج باشد.
- طرح دادخواست اعسار مهریه عندالاستطاعهصدور حکم اعسار زوج از پرداخت مهریه ، از اماراتی است که حاکی از عدم تمکن مالی زوج نسبت به اداره دو زندگی مستقل بوده و از موجبات عدم پذیرش دعوای ازدواج مجدد است.
- اعتبار امر مختومه در دعوای تعدیل تقسیط مهریهدعوای تعدیل تقسیط مهریه بدون سپری شدن مدت زمان قابل توجه از دادنامه قطعی تقسیط مهریه، در فرض عدم تغییر وضعیت دارایی زوج، مشمول اعتبار امر مختومه خواهد بود.
- تسلیم چک بهجای پرداخت سکه بهار آزادی بهعنوان مهریهمجرد تسلیم چک از سوی زوج به زوجه، مبین تبدیل تعهد از تحویل عین سکه موضوع مهریه به وجه چک نخواهد بود زیرا تبدیل تعهد منوط به تراضی طرفین تعهد است.
- زندگی مشترک اماره بر پرداخت نفقهزندگی مشترک زوجین در یک منزل اماره ای است بر پرداخت نفقه.
- شرط الزام زوج به پرداخت نفقهچنانچه زوجه نفقه را مطالبه نماید باید تمکین را اعم از خاص و عام، اثبات کند و هرگونه عدم همکاری خانوادگی مصداق نشوز است
- اثر حکم تمکین بر دعوای ازدواج مجددباتوجه به اینکه اخذ حکم تمکین مثبت نشوز زوجه نیست بنابراین زوج نمی تواند به صرف صدور چنین حکمی دعوای ازدواج مجدد طرح نماید.
- رابطه حکم تمکین و نشوز زوجهدر صورت تهیه مسکن متناسب و عدم حضور زوجه در مسکن مشترک و امتناع از تمکین، زوجه ناشزه محسوب خواهد شد بنابراین اثر حکم تمکین بعد از اجرای آن حادث شده و دلیل بر نشوز زوجه درگذشته نیست.
- تأثیر قید عندالاستطاعه بودن مهریه در زوال حق حبس زوجهقید عنوان پرداخت عند الاستطاعه مهریه، موجب موجل شدن دین و زوال حق حبس زوجه در خصوص تعهد تمکین از زوج می گردد.
- موضوع حق حبس زوجهزوجه می تواند تا مهریه به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند و این حق حبس منصرف به تمکین خاص نبوده و تمکین عام را نیز در بر می گیرد.
- رابطه میان امتناع از تمکین خاص و اعمال حق حبسصرف امتناع از تمکین خاص، بدون اظهار صریح زوجه مبنی بر امتناع به لحاظ اعمال حق حبس، دلالت بر اعمال حق حبس نمی نماید.